خلاصه اش این هست:
یک شب زمستونی (حدود 25 سال پیش) خواب می دیدم یک باران شدید داره می آد و جلو من یک حادثه خیلی ترسناک در حال وقوع بود. از خواب بیدار شدم و تو همون حال صدا شرشر باراون به گوشم رسید. گفتم به به عجب بارونی هست. همین جور که سعی می کردم بخوابم تو رختخواب غلطی زدم و روم به سمت پنجره شد از پشت پنجره ماه کامل رو که دیدم فهمیدم آسمون کاملا صاف هست. پنجره رو باز کردم دیدم لوله اصلی آب سر کوچه شکسته و اداره آب هم سرتاسر کوچه را حفاری کرده . همه آب دقیقا پشت پنجره و دیوار خونه امون می رفت پایین. زنگ اتفاقات آب زدم گفتن بیا سرکوچه راهنمایی کن حالا یواشکی تا کسی بیدار نشه ساعت 3 بعد نصفه شب بعد از یک خواب ترستناک توی تاریکی سرما و کوچه خلوتی که پرنده پر نمی زنه اومدم بیرون منتظر دوستان اداره آب. بالاخره یکی ماشین اتفاقات آب و یک ماشین دیگه بعد از اون و پنج شش نفر با بیل و سر و صدا اومدن و تا صبح با سر و صداشون خواب تعطیل!
برای گرم کردن خونه جه وسیله ای را بهتر می دونی؟