**yosam**
پسندها
2,397

ارسال های پروفایل آخرین فعالیت ارسال ها درباره

  • هیچ فکر کرده ای
    سهم آب و آسمان و ماه
    در این قصــه چیست؟



    حالا که تو
    تمام نقش ها را
    خودت بازی می کنی...
    بــــــاور کن خیلی حـــــــرف است
    وفـــــــــادار دســـــــــت هایی باشی ،
    که یکبار هم لمســـــــشان نکرده ای…
    Click here to view the original image of 960x600px.



    Click here to view the original image of 1920x1200px.
    [IMG]
    در جیب هایم

    چیزی نیست

    در دفترم

    چیزی نیست

    دست هایم را باز می کنم:

    چیزی نیست

    دل را هم که بدهکار توام.:gol::gol:
    هـمـانـگـونـه کـه آمـدم..
    از خـیـالـت پـاک مـی شـوم!
    آرام...
    بــــی صـــــدا...
    بــــی چــــــراغ...
    قـــول می دهـــم...
    ذره ای صـدای رفـتـنـم...
    آرامـش سکـــــوتت را برهم نزند!
    سخت است...

    دنیایت یک نفر باشد...

    و توهمان یک نفر...

    را نداشته باشی..
    دوستم پیامای خصوصیتو پاک کن پر شده نمیشه فرستاد.....
    باز

    بوته های گندم مست کرده اند

    سرشان را به هم می کوبند .

    هر وقت بوی تو نزدیک می شود

    داستان ما همین است !
    کسی که نشسته است
    همیشه خسته نیست
    شاید جایی برای رفتن نداشته باشد
    کسی که نشسته است
    شاید خسته باشد
    شاید همه جا را گشته باشد و خسته باشد
    کسی که نشسته است
    حتما گم کرده‌ای دارد!‏
    گاهی....
    ..
    آنقدر واقعیت داری كه
    ..
    دست هایم
    ..
    هوایت را در آغوش می گیرد..
    باز هم بر گشتم به سطر سطر دلتنگي های

    شعر هايم!!
    تو دليل تمام دلتنگي بودي
    نمي دانم از تو بگريزم يا به تو بياويزم
    نمي دانم شاعرم يا عاشق!!!
    كاش پشت نقاب چشمانت گلي به امانت

    مي گذاشتي...
    باز هم بر گشتم به ابتداي نگاهت به آنجای که آغاز دلتنگیها است..
    لحظه هایم را برایت بنویسم
    خسته میشوی
    از این همه عاشقانه
    از این همه دوستت دارم ها
    پس بگذار
    کمی از خودم بگویم برایت
    دیوانه کرده است مرا
    چشم هایت ....
    از فردا برایم چیزی نگو !

    من نمی گویم " فردا روز دیگری ست"

    فقط می گویم

    " تو روز دیگری هستی "

    تو

    فردایی....

    همان که باید بخاطرش زنده بمانم...
    نبضِ خاطراتم را می گیرم

    چقدر تند می زند

    وقتی

    به تو می رسد...!

    ---------
    ایرج تمجیدی
    من اینک در رواق کهکشانها
    در آوای حزین کاروانها
    در آن رنگین کمان پیر و خسته
    در آن اشکی که بر مژگان نشسته
    در آن جامی که خالی مانده از می
    در آوایی که برمیخیزد از نی
    نشانی از تو می بینم ،
    سراغی از تو می گیرم
    اما همچنان ،
    در سفرم
    از نگاه تو تا دل
    خوب میدانم ،
    روزی
    تنهایی مرا ،
    باد خواهد برد...
    دل آدم گاهی چه گرم می شود

    به یک " دلخوشی کوچک "

    به یک " هستم "

    به یک " نوازش "

    به یک " آغوش "
    ما بدهکارم به یکدیگر

    و

    به تمام "دوستت دارم"های ناگفته ای

    که

    پشت دیوار غرورمان ماند !

    و آنها را بلعیدیم تا نشان دهیم

    که

    منطقی هستیم ....
    من اینجا
    دلم سخت معجزه می خواهد و
    تو انگار
    معجزه هایت را
    گذاشته ای برای روز مبادا !
    کسی چــه میــداند امــروز چنــد بار فــرو ریختــمــ ..
    از دیدنــ کسی کــه ،
    تنهــا لبــاسش شبیــه به " تــو " بــود . . .
    یـوان چای روی میـز
    در انتظار ؛
    نه تـو می‌آیی و نه او گرم می‌ماند ،
    چه گناهـی دارد
    سمـاوری که داغ دیده است ...
    چشمهایم را شستم
    جور دیگر دیدم
    اما باز هم تو همان بودی
    باید دوستت داشت.
    شب


    صدایت ترانه است و
    ترانه ات زیباست
    چشمانت را به یاد دارم
    وقتی نگاه شرمناکت را به پایین می دوختی
    و چه زیبا بود لرزیدن دستانت...
    گنجشگان لاف می زنند:

    جیک جیک ، جیک جیک....

    جیک هیچ یک شان در نیامد

    تو که دور می شدی
    تنهایی،

    یعنی عاشقشی...

    ولی حق نداری بهش زنگ بزنی،

    چون اون دیگه تنها نیست...!!!
    ممنون منم خوبم
    خداروشکر همیشه پر انرژی وشاد باشی سمانه جان:redface:
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
بالا