داره فکر میکنه... چقدر حس خوبیه کنار خیابون به تیر تکیه بدی زیر بارون با چتر یا بی چتر همه از کنارت رد شن و بهت بیتفاوت باشنو با نگاهشون ازت سوالای خیره کننده نپرسن
خب اول احساس کردم از تو حیاته شیر اب/بعد که رفتم تو حیاط احساس کردم صدای گازه/تو حیاط خبری نبود رفتم بیون که نکنه از رگولاتور باشه... همه اومده بودن تو کوچه/صابخونمون که اومد اومدم تو...