در خیالات عجیبِ ذهنِ آدم آهنی
عشقِ نوترونها به سیبِ ذهنِ آدم آهنی
نور لیزر، شرم شیشه، قطرههای سرب اشك
نینیِ چشم نجیب ذهن آدم آهنی
دشت و صحرا سایبری، آواز دریا سایبری
یك گل تنها نصیب ذهن آدم آهنی
شهر آهنهای آدمزاده گویا شده
شهر شبهای فریب ذهن آدم آهنی
تاجرانِ عاطفه با شعرهای...
یه سوال؟
چرا کتاب غذای ما نیست؟
جواب!
چون ما خوابیم!
همه اونایی که یه جورایی تو عمرشون یه کتاب رو خوندن، حالا از سر بیکاری یا اشتباه یا هر چیز دیگه ! به نظر من یه وظیفه مهم دارن!
اونم اینه که کتابشون رفیق همیشگی جیب و کیفشون بشه! هر جا میرن و یکی دو دقیقه فرصت پیدا می کنن برا کتاب غریب و...
آواتارتون خیلی مضطرب به نظر میرسه
یه کم خوشبین تر باشین و اینقدر ترسناک زندگی رو نگاه نکن
اگه یه کم زیادی شعاری شد ببخشید من اینطوریم یعنی اشتباهی ام یعنی یعنی یعنی...
اون اسمایی که گفتم همه رو از رو بساط خود شما برداشتم این 1
2. ما یعنی من الان و من قبل و من بعدی . خوب اگه فکر کنی می بینی هر آدمی می تونه به اندازه لحظه لحظه عمرش شخصیت و آدم باشه
3. خوش اخلاق تر باشید و لبخند بزنید
من همه مسئولیتای همه تون رو می پذیرم
هیچی مثل دردناکی احساس و آگاهی آدم رو انسان نمی کنه
همتون برید قاطی فرشته های کوچولو و دوست داشتنی
من به جای همتون بار امانت رو گردن می گیرم
حالا کی می خواد بازم کوچولو بشه و تو خوش خیالی خودش روزها رو تموم کنه؟