شـاید این صفحه همان پنجرهء رویایی است
كه من از شیشه ی شفاف لغات
روی زیبای تو را می بینم !!
گاه تابیدن مهتاب حضور و نسیمی كه معطر به تو و
شادابی است !!
می خورد بر تن این پنجره ی رویایی ....
واژه ها می خوانند غزل مستی تو.....شعر بیتابی من
....
و گل هر كلمه رنگ عشقی دارد !
كه در اندیشه من
رنگ چشمان تو است .....
ای صدایت پر از آرامش روح
و دلت آیینه ی پاك وجود
باورت هست كه من نغمهء وصل تو بر لب دارم؟
و به یاد نامت همه شــب تا به سحر بیدارم؟؟؟
كه من از شیشه ی شفاف لغات
روی زیبای تو را می بینم !!
گاه تابیدن مهتاب حضور و نسیمی كه معطر به تو و
شادابی است !!
می خورد بر تن این پنجره ی رویایی ....
واژه ها می خوانند غزل مستی تو.....شعر بیتابی من
....
و گل هر كلمه رنگ عشقی دارد !
كه در اندیشه من
رنگ چشمان تو است .....
ای صدایت پر از آرامش روح
و دلت آیینه ی پاك وجود
باورت هست كه من نغمهء وصل تو بر لب دارم؟
و به یاد نامت همه شــب تا به سحر بیدارم؟؟؟