خودتو با یه شعر وصف کن...!

F A R Z A N E

عضو جدید
کاربر ممتاز
دل كـَندن از تـو

باهـَمه عـِشقی كـه داشـتَم بــِهتـ

مـَنُ به ی جا رِسونـد

كـِ حالا تـو چشـماے یـكی زُل بــِزَنُمُ بــِگَم :

عاشـقَمـے ؟

خـُب بـ درك ... !


 

F A R Z A N E

عضو جدید
کاربر ممتاز
پودر رختشویی لازم دارم
برای شستشوی مغزی!
مغزم راکه شستم پهن کنم روی بند
تا آرمانهایم را بادباخود ببرد به آن جایی که عرب نی انداخت
میدانی که؟.....بایدواقع بین بود!
 

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
خنده هایم شکلاتی شده اند ولی زیادی خالص ...

تلخ تلخ ...
 

daneh jou

عضو جدید
کاربر ممتاز
رو در و دیوار این شهر همش ازتو یادگاره.... توی این کوچه تاریک منو تنها نمیذاره
یاد حرفای قشنگت که تو قلبم لونه میکرد .... یاد اون دوتا چشایی که منو بهونه میکرد
میزنه آتیش به جونم پس کجایی مهربونم .... آخه من ترانه هامو واسه کی پس بخونم
دل من هواتو کرده آخ کجایی نازنینم .... کاشکی بودی و میدیدی بی تو من تنهاترینم
 

RZGH

عضو جدید
کاربر ممتاز
[FONT=&quot]تولد تو است امروز[/FONT]
[FONT=&quot]ولی من هیچ هدیه‌ای برایت ندارم[/FONT].
[FONT=&quot]نگاه کن[/FONT]!
[FONT=&quot]دست‌هایم خالی وُ[/FONT]
- [FONT=&quot]دلم پُر[/FONT] .
[FONT=&quot]پس بی‌خیال[/FONT]!

( [FONT=&quot]رضا کاظمی[/FONT] )
 

RZGH

عضو جدید
کاربر ممتاز
[FONT=&quot]امروز تولد تو است، اما[/FONT]
[FONT=&quot]این شمع‌ها را کسی نیست[/FONT]...
[FONT=&quot]این بادکنک‌ها ، ریسه‌ها ،[/FONT]
[FONT=&quot]این کلاه‌های قیفی را کسی نیست[/FONT] ...
[FONT=&quot]نه، کسی نیست[/FONT]
[FONT=&quot]تنها منم، با خیالِ تو[/FONT].

[FONT=&quot]بایست کنار پنجره ،[/FONT]
[FONT=&quot]به من نگاه کن ،[/FONT]
[FONT=&quot]بگو: س س س سیب[/FONT]!

( [FONT=&quot]رضا کاظمی[/FONT] )
[FONT=&quot] [/FONT][FONT=&quot]
[/FONT]
 

RZGH

عضو جدید
کاربر ممتاز

[FONT=&quot]روزها خوش ام[/FONT]
[FONT=&quot]شب ها آرام[/FONT]
[FONT=&quot]من " زن سرد " متولد " دی" هستم[/FONT]
[FONT=&quot]زیبایی ام زیرپوستی ست، پنهانی[/FONT]
[FONT=&quot]مهر در گرمی دستان ام[/FONT]
[FONT=&quot]شوق در سیاهی چشمان ام[/FONT]
[FONT=&quot]ولی.......[/FONT]
 

RZGH

عضو جدید
کاربر ممتاز
میلادت همین روزهاست
همین ساعت ها
خیالت همین جاهاست
همین کناره ها
چشمانت همین اطراف
همین گوشه هاست...
می خواهم ببوسمت
نیستی
خواب می بینم
هوا روشن است
دی از راه می رسد
می آید تا در حضور نسیم
شعر تو را تکرار کند
تا آسمان نقش لبخندت را ببارد
ومن همیشه می دانستم این وقت سال
پر امید و صدای بال پروانه هاست...
 

RZGH

عضو جدید
کاربر ممتاز
جشن تولدم را در باد می گیرم..

هم نفس با باد شمع ها را فوت می کنم..

یقین دارم در این هوا نفس کشیده ای...
 

RZGH

عضو جدید
کاربر ممتاز
[FONT=&quot]و من با زمستان نبودنت امسال هم جشن تولدگرفته ام[/FONT] ...
 

t4t

عضو جدید
تمام خنده هایم را نذر کردم تا تو همان باشی که صبح یکی از روزهای خدا ....
عطر دستهایت دلتنگی ام را به باد می سپارد...........
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
خسته ام
بگذارید کمی بروم
انجا که هیچکس
نمیشناسد مرا
میخواهم بخوابی ساکت و بی درد بروم
 

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
ســ ـکوتـم از رضــ ـایت نیســ ـت دلــ ـم اهل شکــ ـایت نیســ ـت
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
چشمها را بسته ام
منتظر معجزه نشسته ام
شاید امروز و شاید فردا
باران ببارد
انگاه میتوانم بغضم را خالی کنم
بی انکه کسی بداند اشک میریزم
 

F A R Z A N E

عضو جدید
کاربر ممتاز
گاهـــﮯ...
حجم ِ בلتنگـﮯ ـهايَـ م

آنقدر زيــآد مـﮯ شـوב

ڪــﮧ دنيــا با تمامـ ِ وسعتش برايَــ م تنگ مـﮯشوב



בلتنگ ِ ڪـسـے ڪـﮧ گردش ِ روزگارش

بـﮧ مَــ טּ ڪـ
ﮧ رسيـב از حرڪـت ايستاב

دلتنگ ِ ڪـسـے ڪـﮧ בلتنگـﮯـهايَـ م رـآ نديـב

دلتنگ ِ خوבمـ

خوבے ڪـﮧ مدتهاست گم ڪـرבه امـ ...
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
گمشدهام در میان رفتنها و نبودنها
گمشدهام در میان باش یا نباشها
گمشده ام در میان جاده انتظاری طولانی اما خوب میدانم
ته خط پرتگاهی عمیق منتظرم هست
 

RZGH

عضو جدید
کاربر ممتاز
بی ستاره ام و زرد با طعم معطر پاییز متولد یکی از شبهای سرد زمستان........
تولدم مبارک.....!!
 

AndanaEnd

عضو جدید
پریدنت را باور دارم اما فرود آمدنت را هرگز.......... شعرم نیومد از خودم گفتم :biggrin:
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
وقتی دلت کسی را میخواهد که نیست
همیشه میگویی تنهایی
اما وقتی میاید باز میگویی تنهایی
اخر میفهمی او دیگر تو را نمیخواهد همچون قبل
اما تو خبر نداشتی و همچون قبل او را میخواستی
 

شبگرد23

عضو فعال شعر نو
کاربر ممتاز
متنفرم از انسان هایی که دیوار بلندت را می بینند

ولی به دنبال همان یک آجر لق میان دیوارت هستند که...

تو را فرو بریزند...!

تا تو را انکار کنند...!

تا از رویـــت رد شـــوند.
 

شبگرد23

عضو فعال شعر نو
کاربر ممتاز
گاهي آزادي چه رنج آور و نخواستني است.

درست آنجا که خيال ماندن داري،

رهايت ميکنند و اسمش را آزادي ميگذارند
 

پـرنیــــان

عضو جدید
من

عاشق نیستم

فقط گاهی

حرف تو که می شود

دلم

مثل اینکه تب کند

گرم و سرد می شود

توی سینه ام چنگ می زند

آب می شود

تنگ می شود

تنگ می شود

:((((((
 

پـرنیــــان

عضو جدید
عاقبت صید سفر شد یار ما یادش به خیر

نازنینی بود و از ما شد جدا یادش به خیر

با فراقش یاد من تا عهد دیرین پر گرفت

گفتم ای دل سالهای جانفزا یادش به خیر

می رسد روزی که از من هم نماند غیر یاد

آن زمان بر تربتم گویی که ها یادش به خیر​
 

شبگرد23

عضو فعال شعر نو
کاربر ممتاز
گاه آدمی تنهاتر از آن است که
سکوتش می گوید!

محمدعلی بهمنی
 

Similar threads

بالا