هر چه میخواهد دل تنگت بگو!

Bahar5746

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
به اینکه امروز تو جمعه بازار یه خانومی دیدم شبیه خانوم مهندس
گفتم خودشه ، صدا زدم خانوم مهندس خوبی ، گفت اشتباه گرفتی ، گفتم ببخشید خیلی شبیه خانم مهندسی
گفت خانم مهندس کیه ، گفتم یه دوست باشگاهی اهل گرگان ، گفت جدی؟ منم گرگانیم ، کجای گرگان، گفتم تهرانپارس ، گفت خوب منم مال همون محل هستم ، اسمشو بگو شاید شناختمش
گفت اسمش مهدیه هست و مهندس هستش
گفت آها شناختمش ، خانم مهدیه که خیلی شیکه و همیشه در حال خریده
گفتم خودشه ، گفت تازگیا رفتن ساری
گفتم میدونم ، میخواستم بهش سر بزنم اما نمیدونم خونش کجاست ، تو نمیدونی
گفت نه ، اما برات میپرسم از همسایهاشون
شماره منو گرفت و گفت شب بهت زنگ میزنم و آدرسشو میدم
کاش یادش نره بپرسه تا فردا راحت برم دیدن خانم مهندس و نخوام کل شهر را بگردم
قدرت تخیلت و دوست دارم🤣
 

*mahdieh*

کاربر فعال مهندسی مواد و متالورژی ,
کاربر ممتاز
من شنیدم اندازه یه سر نوشابه هم خوبه
یا کمی حبوبات پخته بهش اضافه کن
رفتم 3 کیلو آش خریدم.
آش خودم رو گذاشتم تا فردا شب یه بلایی سرش بیارم و خودمون شام بخوریم، یه قابلمه‌ی بزرگ آشه😐
یعنی با چیزی که الان خریدم میسنجم،برای من حدود 6 کیلو آشه😐
 

*mahdieh*

کاربر فعال مهندسی مواد و متالورژی ,
کاربر ممتاز
یاد خوابای آشفته م افتادم:ROFLMAO:
اونجایی که نشستم با دونالدترامپ دارم تو کاخ سفید آبدوغ خیار میخورم
بعد ترامپ میگه دنبال یه پراید 87سفیدم فقط پنجاه تومن کم دارم داری بهم دستی بدی؟:ROFLMAO:
من یاد خوابهای خارجی خودم افتادم😁
یه بار خواب سوئد رو دیدم،یه بارم خواب استرالیا، هردوتا جا انقدر سرسبز و قشنگ بود که من مثل جودی ابوت همش در حال ورجه وورجه کردن و دویدن بودم😂
 

yas87

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
جانا بیا که صحبت جانانم آرزوست
جامی ز باده لب خندانم آرزوست
.
.
.
فقط احتیاط کن :)
 

yas87

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
دوستان آقا محسن نمیاد باشگاه ؟ شماره مشاور چند بود مثل اینکه منشی اش عوض شده !
 

*mahdieh*

کاربر فعال مهندسی مواد و متالورژی ,
کاربر ممتاز
حواست به آدمهای مبادی آداب و ملاحظه گر باشه!
کاشکی واقعا آدم‌ها حواسشون باشه،متاسفانه انقدر منفعت‌طلبی زیاد شده و بیشتر این افراد ملاحظه‌گر دچار یأس و سرخوردگی میشن،چون رفتار متناسب با رفتار خودشون رو نمیبینند.
 

yas87

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
منم خوابام خیلی بعضی هاش خیلی عجیبن!
مثلاً یه شب خواب دیدم که پدرم که فوت شده گفت بمن که بهش بگو خونه می‌خوام و ... ! یا صداها ! که الان نمی‌شنوم چندان ؟!! و از نظر علمی سایکوز محسوب میشه ! نمونه اش :
چرا فامیل کسی رو برد چرا شفا نمیده؟
مسلمان نیستی ؟
و یا خیلی چیزای دیگه !
همین سوال
البته این خوابم مربوط به سال ها پیش هست !
من الان تقریبا اعتماد خاصی ندارم بکسی .. !
 

**آگاهدخت**

مدیر تالار اسلام و قرآن
مدیر تالار
این پیام عتیقه رو سال۲۰۱۵ برای خودم در گفتگوهای سایت ذخیره کرده بودم :D
قطعی نت هم چه بلاهایی سر ما میاره:biggrin:


سخنرانی ونه گات در مراسم فارغ التحصیلی دانشگاه MIT:​



اگر میخواستم برای آینده ی شما فقط یك نصیحت بكنم،
مالیدن كرم ضدّ آفتاب را توصیه میكردم !!!
آثار مفید و دراز مدّتِ كرم ضدّ آفتاب،
توسط دانشمندان ثابت شده است.
در حالی كه سایر نصایح من،هیچ پایه و اساس قابل اعتمادی،
جز تجربه های پر پیچ و خمِ شخص بنده ندارند.

اینك این نصایح را خدمتتان عرض می كنم :

قدرِ نیرو و زیبایی جوانی تان را بدانید.
ولی اگر هم ندانستید،مهم نیست!
روزی قدرِ نیرو و زیباییِ جوانی تان را خواهید دانست،
كه طراوت آن رو به اُفول گذارد.
اما باور كنید تا بیست سال دیگر،به عكسهای جوانیِ خودتان،
نگاه خواهید كرد و به یاد می آورید
چه امكاناتی در اختیارتان بوده و چقدر فوق العاده بوده اید.
آن طور كه تصوّر می كردید،چاق نبودید.
همه چیز در بهترین شرایطش بوده تا شما،
احساس خوب داشته باشید.

نگران آینده نباشید.
اگر هم دلتان میخواهد نگران باشید،
فقط این را بدانید كه نگرانی،همان اندازه مؤثّر است،
كه جویدن آدامس بادكنكی در حلّ یك مسئه ی جبر !
مشكلات اساسی زندگی شما،بی تردید چیزهایی خواهند بود كه هرگز به مخیله ی نگران تان هم خطور نكرده اند.
از همان نوعی كه یك روز سه شنبه ی عاطل و باطل،
ناگهان احساس بد پیدا می كنید و نسبت به همه چیز بدبین میشوید !
با دلِ دیگران،بی رحم نباشید .

عمرتان را با حسادت تلف نكنید.
گاهی شما،جلو هستید و گاهی عقب.
مسابقه،طولانی است و سر انجام،
خودتان هستید كه با خودتان مسابقه می دهید.

ناسزاها را فراموش كنید.
اگر موفّق به انجام این كار شدید ،
راهش را به من هم نشان بدهید !

نامه های عاشقانه ی قدیمی را حفظ كنید.

صورت حسابهای بانكی و قبض ها و ... را دور بیاندازید.

اگر نمی دانید می خواهید با زندگی تان چه بكنید،
احساس گناه نكنید.
جالبترین افرادی را كه در زندگی ام شناخته ام،
در 22 سالگی نمی دانستند می خواهند با زندگی شان چه كنند.
برخی از جالب ترین چهل ساله هایی هم كه می شناسم،
هنوز نمیدانند !

تا می توانید كلسیم بخورید.
با زانوهایتان مهربان باشید.
وقتی قدرت زانوهای خود را از دست دادید،
كمبودشان را به شدّت حس خواهید كرد.

ممكن است ازدواج كنید،ممكن است نكنید.
ممكن است صاحب فرزند شوید،ممكن است نشوید.
ممكن است در چهل سالگی طلاق بگیرید.
احتمال هم دارد كه در هشتاد و پنجمین سالگرد ازدواجتان،
رقصكی هم بكنید.
هرچه می كنید،
نه زیاد،به خودتان بگیرید،
نه زیاد،خودتان را سرزنش كنید.
انتخاب های شما بر پایه ی 50 درصد بوده،
همانطور كه مال همه بوده.

دستورالعمل هایی كه به دست تان می رسد،را تا ته بخوانید.
حتّی اگر از آنها پیروی نمی كنید.

از خواندن مجلّات زیبایی پرهیز كنید.
تنها خاصیت آنها این است كه به شما بقبولانند كه زشتید.

با خواهران و برادران خود مهربان باشید.
آنها بهترین رابط شما با گذشته هستند،
و به گمان قوی،تنها كسانی هستند كه
بیش از هر كس دیگر،در آینده،به شما خواهند رسید.

به یاد داشته باشید كه دوستان می آیند و می روند،
ولی آن تك و توك دوستان جان جانی،
كه با شما می مانند را حفظ كنید.

برای پل زدن میان اختلافهای جغرافیایی و روشهای زندگی،
سخت بكوشید.
زیرا هرچه بیشتر از عمر شما بگذرد، بیشتر پی می برید
كه به افرادی كه در جوانی می شناختید،محتاجید.

سفر كنید.

برخی حقایقِ لاینفك را بپذیرید:
قیمتها صعود می كنند،
سیاستمداران كلك میزنند،
شما هم پیر می شوید.
و آنگاه كه شدید،
در تخیّل تان به یاد می آورید كه وقتی جوان بودید،
قیمتها مناسب بودند،
سیاستمداران شریف بودند،
و بچّه ها به بزرگترهایشان احترام می گذاشتند.

به بزرگترها احترام بگذارید.

توقع نداشته باشید كه كس دیگری،نان آور شما باشد.
ممكن است حساب پس اندازی داشته باشید.
شاید هم همسر متموّلی نصیب تان شده باشد.
ولی هیچگاه نمی توانید پیش بینی كنید كه
كدام خالی میشود یا به شما جاخالی می دهد.

خیلی با موهایتان ور نروید.
وگرنه وقتی چهل سالتان بشود،
شبیه موهای هشتاد ساله ها میشود.

نخ دندان به کار ببرید .

در شناخت پدر و مادرتان بکوشید.
هیچ کس نمی داند که آنان را،
کِی برای همیشه از دست خواهید داد.

دقت كنید كه نصایح چه كسی را می پذیرید.
اما با كسانی كه آنها را صادر می كنند،بردبار و صبور باشید.

نصیحت،گونه ی دیگرِ غم غربت است.
ارائه ی آن،روشی برای بازیافت گذشته،
از میان تل زباله ها،
گردگیری آن،
و ماله كشیدن بر روی زشتی ها و كاستی هایشان،
و مصرف دوباره ی آن،
به قیمتی بالاتر از آنچه ارزش دارد،است.

امّا اگر به این مسائل،بی توجّه هستید،
لااقل حرفم را در مورد كرم ضدّ آفتاب بپذیرید !!!
 

پسر بهاری

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
اگر راستش را بخواهی
سعی میکنم به هیچ فکر کنم
هیچ
هیچ زمانی
هیچ مکانی
هیچ احساسی
هیچ نهایت یک هیچ انگار که نبودم نبودی جهان نبود یک هیچ مطلق
رسم دنیا رسم دوست داشتنی نیست
می دهد و می گیرد
خداوند روحتون رو شاد کند ....
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
تولدتون مبارک دوست عزیز
اگه دعوت گرفته بودی هم به موقع تبریک میگفتن و هم کادوهای خوب دریافت میکردی
ممنونم دوست عزیز😊

والا از سی به بعد کلا تولدم سه نفره شده، نهایت پنج نفر...از نزدیک‌ترین افراد زندگیم که کنارم هستند.
همیشه اینستا عکس کیکم میذاشتم و تبریک میگرفتم، امسال نداشتم🙂
 

Similar threads

بالا