مشاعرۀ سنّتی

essyh2003

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
ابتدا و انتهای حق علیست
چون علی یا حق بود حق یا علیست

زیب عرش کبریا پیغمبر است
زیب آغوش نبی جای علیست

نور احمد در جبین مرتضی
سر قرآن در دل دانا علیست

هر که جوید راه حق در هر زمان
رهنمای راه او مولا علیست

حق ببخشد بر وی از فضلش شفا🤲
آن که مدحش بر زبان، نام علیست🤲

بارالها! رنج شاعر کن دوا🤲
کاین نوای او، ز نام یا علیست🤲
 

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
تویی آن نوسفر سالک که هر شب شاهد توفیق
چراغت پیش پا دارد که راه اینجا و چاه اینجا

به کوی عشق یا قصر شهان یا کلبهٔ درویش
فروغ دوست می‌خواهی تو خواه آنجا و خواه اینجا

استاد شهریار
 

essyh2003

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
دل بستم و از نگاه سردش
صد بار دلم تباه کردم

گفتم که وفا کنم به پایش
دیدم به خودم گناه کردم

یک شاخه یاس مانده در دست
با عطر تو اشتباه کردم

اکنون من و حسرتی که ماندست
عمری به دری نگاه کردم 🌹
 

essyh2003

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
تیر نگاهت چو خورد بر دل بی‌کینه، آه
خسته به زنجیر تو، مرغ دل از بام رفت

باده‌کشان غمت، سرخوش ایام گشت
وز پی آن نغمه‌ها، فرصت ایام رفت

جان به فدای تو شد، صبر ز اندام رفت
صید نگاه تو شد، عقل به اتمام رفت

تاب نیارد دگر آن که خم زلف ، دید
قصه‌ عقل و خرد، یک‌سره بر کام رفت

ترک صبوری نمود، آن که به مستی رسید
نام و نشانش در این، سلسله‌ تام رفت

مست تو گردیده دل، فارغم از رنج و سود
در دل سودازده، مهر کسان خام رفت

سوز نگاهت رسید، صبر ز ارکان برفت
عالم اندیشه‌ام، جمله در ابهام رفت

شمع رخت چون بدید، عقل در آتش بسوخت
حاصل هستی من، در پی این کام رفت 🌹
 
آخرین ویرایش:

*mahdieh*

کاربر فعال مهندسی مواد و متالورژی ,
کاربر ممتاز
تو را من چشم در راهم شباهنگام
که می گیرند در شاخ تلاجن سایه ها رنگ سیاهی
وزان دلخستگانت راست اندهی فراهم
تو را من چشم در راهم
شباهنگام، در آن دم که بر جا دره ها چون مرده ماران خفتگانند
در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام
گرم یادآوری یا نه، من از یادت نمی کاهم
تو را من چشم در راهم
 
Similar threads
Thread starter عنوان تالار پاسخ ها تاریخ
naghmeirani اولین مسابقۀ "مشاعرۀ سنتی دور همی" با جایزه مشاعره 113
Fo.Roo.GH مشاعرۀ شاعران مشاعره 11

Similar threads

بالا