شرلوک هولمز(جالبه بخونید)

#MaHDi#

عضو جدید
کاربر ممتاز
شرلوک هولمز کارآگاه معروف ومعاونش واتسون رفته بودند صحرا نوردی و
شب هم چادری زدند و زیر آن خوابیدند. نیمه های شب هولمز بیدار شد و آسمان
رانگریست. بعد واتسون را بیدار کرد و گفت: نگاهی به آن بالا بینداز و به
من بگو چه می بینی؟​

واتسون گفت: میلیونها ستارهمی بینم .​

هولمز گفت: چه نتیجه میگیری؟​

واتسون گفت:​

ازلحاظ روحانی نتیجه می گیرم که خداوند بزرگ است و ما چقدر در این دنیا حقیریم.​

ازلحاظ ستاره شناسی نتیجه می گیریم که زهره در برج مشتری است، پس باید
اوایل تابستان باشد.​

از لحاظ فیزیکی، نتیجه میگیریم که مریخ در محاذات قطب است، پس ساعت باید
حدود سه نیمه شب باشد.​

شرلوک هولمز قدری فکر کرد وگفت:​

واتسون تو احمقی بیش نیستی. نتیجه اول و مهمی که باید بگیری اینستکه
چادر ما را دزدیده اند!​



بله...​

تو زندگی همه ما بعضی وقتها بهترین و ساده ترین جواب و راه حل کناردستمونه، ولی این قدر به دور دستها نگاه میکنیم که آن را نمیبینیم;)​
 
آخرین ویرایش:

yalda33

کاربر فعال
داشتم به این فکر میکردم که این واتسون چقدر باهوشه که اخرشو خوندم:smile:
 

#MaHDi#

عضو جدید
کاربر ممتاز
داشتم به این فکر میکردم که این واتسون چقدر باهوشه که اخرشو خوندم:smile:
آره چون میخاست پیش هولمز کم نیاره واسه همین خیلی به مخش فشار آورده در حالیکه جواب خیلی ساده و دم دستش بود :D;)
 

*Essi*

اخراجی موقت
شرلوک هولمز قدری فکر کرد وگفت:​

واتسون تو احمقی بیش نیستی. نتیجه اول و مهمی که باید بگیری اینستکه
چادر ما را دزدیده اند!​




تو زندگی همه ما بعضی وقتها بهترین و ساده ترین جواب و راه حل کناردستمونه، ولی این قدر به دور دستها نگاه میکنیم که آن را نمیبینیم;)​

هیهات من الذله
 

Similar threads

بالا