سلام زهرا جون قربونت برم بیا با من حرف بزن عزیزم
محمدرضا جون سلام![]()
سلام...
کسی خونه هست؟؟؟![]()
كنون رزم virus و رستم شنو
دگرها شنيدستي اين هم شنو
كه اسفنديارش يكي disk داد
بگفتا به رستم كه اي نيكزاد
در اين disk باشد يكي file ناب
كه بگرفتم از site افراسياب
برو حال مي كن بدين disk هان!
كه هم نون و هم آب باشد در آن
تهمتن روان شد سوي خانه اش
شتابان به ديدار رايانه اش
چو آمد به نزد mini tower اش
بزد ضربه بر دكمه power اش
دگر صبر و آرام و طاقت نداشت
مران disk را در drive اش گذاشت
نكرد هيچ صبر و نداد هيچ لفت
يكي list از root ديسكت گرفت
در ان disk ديدش يكي file بود
بزد enter آنجا و اجرا نمود
كز ان يك demo گشت زان پس عيان
به فيلم و به موزيك و شرح و بيان
به ناگه چنان سيستمش كرد hang
كه رستم در آن ماند مبهوت و منگ
چو رستم دگر باره reset نمود
همي كرد هنگ و همان شد كه بود
تهمتن كلافه شد و داد زد
ز بخت بد خويش فرياد زد
چو تهمينه فرياد رستم شنود
بيامد كه ليسانس رايانه بود
بدو گفت رستم همه مشكلش
وز ان disk و برنامه خوشگلش
چو رستم بدو داد قيچي و ريش
يكي bootable ديسك آورد پيش
يكي toolkit اندر آن disk بود
بر آورد آن را و اجرا نمود
همي گشت toolkit هارد اندرش
چو كودك كه گردد پي مادرش
به ناگه يكي رمز virus يافت
پي حذف امضاي ايشان شتافت
چو virus را نيك بشناختش
مر از boot sector بر انداختش
يكي ضربه زد بر سرش toolkit
كه هر بايت ان گشت هشتاد bit
به خاك اندر افكند virus را
تهمتن به رايانه زد بوس را
چنين گفت تهمينه با شوهرش
كه اين بار بگذشت از پل خرش
دگر باره اما خريت مكن
ز رايانه اصلا تو صحبت مكن
قسم خورد رستم به پروردگار
نگيرد دگر disk از اسفنديار
![]()


سلام ناژين جان چطوري
محمد امين تو خوبي ؟
سلام...سلام امین جان.
نه کسی خونه نیست همه رفتن سیزده بدر!![]()

سلام ناژين جان چطوري
محمد امين تو خوبي ؟
بگو ماهم بشنویم...سلام داداش یه چیزایی شنیدم!

سلام خوبی؟؟؟مرسی.
میگم مغازه تو چقدر مشتری داره که 2 ساعتی 1بار جواب میدی؟
حمید حسود![]()


صورت مسئله را پاک نکن برادر من...
میخواستی نیای!![]()

جان؟؟؟
![]()
اشتباه نشه منظورم به برگ چغندر بودصورت مسئله را پاک نکن برادر من...
دلیل نمیشه...
حالا که اومدم...![]()

سلام خوبی؟؟؟
حسود؟؟؟
آقا تعریف کنین منم بدونم...![]()
اشتباه نشه منظورم به برگ چغندر بود
حالا چی شده بگو ما هم بدونیم
بابا شنیدم ملخ های مراکشی به حالت تهاجمی رسیدن تو شمال گفتم محمدرضا حواسشو جمع کنه!




بابا شنیدم ملخ های مراکشی به حالت تهاجمی رسیدن تو شمال گفتم محمدرضا حواسشو جمع کنه!


اینجوری که بشه چجوری میشه؟؟؟
ینی بگیم محمدرضاهم بره تو حالت دفاعی؟؟![]()
آره کار از محکمکاری عیب نمیکنه...احسنت به نکته مهمی اشاره کردی!
دقیقا نمیدونم تو کدوم شهر بود ...
ولی گفتم محمدرضا حالت دفاعی رو بخودش بگیره که ...![]()




سلام...سلام خوبید؟
زهرا رفت؟؟؟؟؟؟؟؟؟

محمدرضــــــــــــــــــا...

سلام...
جزوه نوشتنت تموم شد؟؟؟![]()

الان امدشسلام خوبیم
زهرا رفت!

سلام ببخش نديدمت كمرنگي اخه چي شنيدي ؟ما هم که برگ چغندر!
سلام داداش یه چیزایی شنیدم!
خوب پنج شنبه است ميانو ميرنمرسی.
میگم مغازه تو چقدر مشتری داره که 2 ساعتی 1بار جواب میدی؟
حمید حسود![]()

محمدرضا اینا چی میگن ...
من چی میخواستم بگم اینا چی برداشت کردن!
نه بابا اون گنبد بودبابا شنیدم ملخ های مراکشی به حالت تهاجمی رسیدن تو شمال گفتم محمدرضا حواسشو جمع کنه!
اينجا كلي راهه تازه كو گندم اينا بخورن