آره دیروز رفتم، نمیدونی چقدر به بار علمیم اضافه شد!راستی رضا رفتی نمایشگاه کتاب؟ خوب بود؟ بچه ها رو هم دیدی؟
راستش به قول حمید بدون برنامه ریزی و هماهنگی بود فقط الهامو دیدم اونم چون یه امانتی پیشم داشت!
ما چاکرات برجک و باروتیم مهندس، دیدم لحجه خارجیت مثل خودمه گفتم شاید همشهری از آب در اومدیم!مهندس یه بار دیگه من چرت بگم شما بزنی تو برجک ما
میشنم گریه می کنم در حد بارسلون

الان شیرازه.....





برا همین ممکنه دق کنی ؟