زنگ تفریح ... گپ و گفت های خودمونی!

وضعیت
موضوع بسته شده است.

Hamid Ghobadi

عضو جدید
کاربر ممتاز
صبحدم مرغ چمن با گل نو خاسته گفت
نازكم كن كه درين باغ بسى چون تو شكفت
گل بخنديد كه از راست نرنجيم ولى
هيچ عاشق سخن سخت به معشوق نگفت
گر طمع دارى از آن جام مرصع مى لعل
اى بسا در كه به نوك مژه ات بايد سفت
تا ابد بوى محبت به مشامش نرسد
هر كه خاك در ميخانه بر خساره نرفت
در گلستان ارم دوش چو از لطف هوا
زلف سنبل بنسيم سحرى مى آشفت
گفتم اى مسند جم جام جهان بينت كو؟
گفت افسوس كه آن دولت بيدار بخفت!
سخن عشق نه آنست كه آيد بزبان
ساقيا مى ده و كوتاه كن اين گفت و شنفت
اشك حافظ خرد و صبر به دريا انداخت
چكند سوز غم عشق نيارست نهفت ...



:w27:
 

fgni

متخصص باغبانی
کاربر ممتاز
 

fgni

متخصص باغبانی
کاربر ممتاز
سلام
خسته نباشید
خوبید؟
سلام مريم خانم حالت خوبه سلامت باشي ميبيني از بيكاري هيشكي نيست به چه روزي افتاديم بازارم خبري نيست اخه
سلاممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

امیدوارم روز خوبی رو سپری کرده باشین

سلام اقا محمد شما خوبي شكر خدا ميگذره حالا منو ميگي راستش دفعه قبلي كه اومدم اوقاتمو سپري كنم روش پر خاك بود كلهم خاكي شدم رفت پي كارش شما اگه خواستي سپري كني بگرد دنبال يه ماشيني كه سپرش تميز باشه :confused:
 

kaghaz rangi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
سلام:gol:
خوبین شما؟
والا تا آخرین اخباری که دیشب بهم رسیده امروز حرکت میکنه فردا صبح میرسه اینجا
حالا اگه برنامه فرق کرده باشه نمیدونم:D
حدسشو زدی که برنامش تغییر میکنه... من گفتم نعععععع...رفته بلیط گرفته... ناقلا سه سوته هم بلیطتشو پس داده:w22:



ا
مریم کجاست؟
اینجام....:D
من که گفتم هر وقت خواستی بگو بریم..

ای کاش خواب بودم.... اینهمه از خواب ناز زده بودم رفتم دانشگاه... بعد میکن کلاس ساعت 12 :w22: شروع میشه تا چهار.....بازم:w22::w22:...
سلام داش رضاي گل و گلاب خوبي رضا :D



راستي يه خبر برا سيما خانم همين الان با زهرا تماس گرفتم ميگفت نمايشگاه خيلي عاليه تازه بمنم ميگفت بدو بيا :confused: انقده خوشش اومد موندنشو تو تهران يه روز تمديد كرد :gol:
وقتی من بهش زنگ زدم (حدودای یازده) تازه رفته بودن غرفه دومی.. طرف به نسکافه دعوتشون کرده بود ....رفته بود واسشون نسکافه بیاره.... اینقد خندوندم....:biggrin:
 

kaghaz rangi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
سلاممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

امیدوارم روز خوبی رو سپری کرده باشین

سلام...
همچنین:gol:

سلام مريم خانم حالت خوبه سلامت باشي ميبيني از بيكاري هيشكي نيست به چه روزي افتاديم بازارم خبري نيست اخه
ممنون....
تو باشگاه یه تبلیغاتی کن واسه مغازت:D
 

fgni

متخصص باغبانی
کاربر ممتاز
حدسشو زدی که برنامش تغییر میکنه... من گفتم نعععععع...رفته بلیط گرفته... ناقلا سه سوته هم بلیطتشو پس داده:w22:



خوب ديگه متاسفم كل برنامه هاتون يه روز افتاد عقب

وقتی من بهش زنگ زدم (حدودای یازده) تازه رفته بودن غرفه دومی.. طرف به نسکافه دعوتشون کرده بود ....رفته بود واسشون نسکافه بیاره.... اینقد خندوندم....:biggrin:
اره ظاهرا داره خوش ميگذره بهش الهامم پيشش بود ميدونم دو ه باري بهش زنگ زدم مزاحمش شدم
 

fgni

متخصص باغبانی
کاربر ممتاز
خانم ها و آقایونه محترم من عضو باشگاه هستم من رو تحویل بگیرین

من زود احساساتی میشم

اه راست ميگي محمد جان بيا من تحويلت ميگيرم رسيد هم بهت ميدم ;)
راستي اون مطلب كه صبح موقع خدا حافظي گفتي رفتي چي بود :que:
 

kaghaz rangi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
اره ظاهرا داره خوش ميگذره بهش الهامم پيشش بود ميدونم دو ه باري بهش زنگ زدم مزاحمش شدم

خدا را شکر.. انشالله که همیشه بهش خوش بگذره....
چیزی که به من نگفت در مورد الهام... فقط گفت مولود دم در ایستاده....
مراهمید... اصلا مشکلی نیست... همش بهش زنگ بزنید.. خیلی خوبه...
اخرای صحبت دیشبون دیگه جیغ و داد مولود در امده بود...:biggrin:


راستی امانتیتون تحویل گرفته شد....:redface:
 

fgni

متخصص باغبانی
کاربر ممتاز
خدا را شکر.. انشالله که همیشه بهش خوش بگذره....
چیزی که به من نگفت در مورد الهام... فقط گفت مولود دم در ایستاده....
مراهمید... اصلا مشکلی نیست... همش بهش زنگ بزنید.. خیلی خوبه...
اخرای صحبت دیشبون دیگه جیغ و داد مولود در امده بود...:biggrin:


راستی امانتیتون تحویل گرفته شد....:redface:
خدارو شكر سرش شلوغه اين دو سه روزه امانتي رو هم تحويل گرفتم البته عموم زحمتشو كشيد ولي سوغاتياي اميرو بخشيده بود به يكي ديگه از دستم در رفت الهامم ظاهرا از دانشگاه رفت پيشش نزديكاي ظهر بود
همشهریاتون و یا شهراهای نزدیک بهتون:D

ما شانس نداريم كه يه دونه همشهري ندارم من اينجا
 

fgni

متخصص باغبانی
کاربر ممتاز
ماجراي طنز


روزي مردي به سفر ميرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه ميشود که هتل به کامپيوتر مجهز است . تصميم ميگيرد به همسرش ايميل بزند . نامه را مينويسد اما در تايپ ادرس دچار اشتباه ميشود و بدون اينکه متوجه شود نامه را ميفرستد . در اين ضمن در گوشه اي ديگر از اين کره خاکي ، زني که تازه از مراسم خاک سپاري همسرش به خانه باز گشته بود با اين فکر که شايد تسليتي از دوستان يا اشنايان داشته باشه به سراغ کامپيوتر ميرود تا ايميل هاي خود را چک کند . اما پس از خواندن اولين نامه غش ميکند و بر زمين مي افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش ميرود و مادرش را بر نقش زمين ميبيند و در همان حال چشمش به صفحه مانيتور مي افتد:

گيرنده : همسر عزيزم
موضوع : من رسيدم

ميدونم که از گرفتن اين نامه حسابي غافلگير شدي . راستش انها اينجا کامپيوتر دارند و هر کس به اينجا مي اد ميتونه براي عزيزانش نامه بفرسته . من همين الان رسيدم و همه چيز را چک کردم . همه چيز براي ورود تو رو به راهه . فردا ميبينمت . اميدوارم سفر تو هم مثل سفر من بي خطر باشه . واي چه قدر اينجا گرمه !!
 
وضعیت
موضوع بسته شده است.
بالا