به تو محتاجمجاده ها پر است از یک نگاه
و من در امتداد لحظه ها
بدنبال حضور دیگری هستم
افق خاکستریست
دم دم های غروب است
جاده پر است از سکوت
بوی رودخانه و صدای گنجشکان
و من منتظر،پشت پنجره
مثل هر غروب
پرم از نیامدن هایت
این که باید
فراموش ات می کردم را هم
فراموش کردم !
تو تکراری ترین حضور ِ روزگار ِ منی
و من عجیب ؛
...به آغوش ِ تو
از آن سوی فاصله ها
خو گرفته ام
| Thread starter | عنوان | تالار | پاسخ ها | تاریخ |
|---|---|---|---|---|
| M | *** ♥♥♥ در خلوت احساس ♥♥♥ *** | ادبیات | 2235 |