دل نوشته های دلتنگی

***##***

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
آدم های صبور یه خصوصیت عجیب دارن
بی نهایت لبخند میزنن!
این لبخند شاید توو نگاه اول حس گذشت بده
اینکه " هر زخمی زدی، هرچیزی که گفتی فدای سرت، من فراموش میکنم."
ولی آدم های صبور هیچوقت هیچ چیزی رو فراموش نمیکنن، زخما رو می شمارن
حرفا رو مرور میکنن و هم چنان لبخند میزنن...
یه روز که صبوری دیگه جواب نداد، با همون لبخند توی یه چشم بهم زدن برای همیشه
فراموشت میکنن...!
انگار که هیچوقت توی زندگیشون نبودی
آدم های صبور تا یه جایی میگن
فدای سرت...!


ولی هرکی یه صبری داره
صبرش که تموم شه خسته میشه میره
حالا هر چقــــدر هم که عاشق باشه.
 

بانو امین

مدیر تالار اسلام و قرآن
عضو کادر مدیریت
مدیر تالار
کاربر ممتاز
1622841082240.png



دلتنگ مادری هستم که یادم نیست آخرین هایمان را
آخرین دیدارمان
آخرین بوسه اش
آخرین آغوشش
آخرین . . . . . . .

کاش وقت رفتن تمام مرا می بردی :cry:
 

gold-fish

عضو
یه روزی، یه صبحی پا شدیم و دیدیم انقدر پیر شدیم که دیگه حال جنگیدن برا هیچ چیزی رو نداریم، مثه همه آدمای پیر محافظه کار و شاید بدتر... گیر کرده بودیم توی یه دنیای خاکستری محض که نه با آواز گنجشکها سفیدتر میشد و نه با پژمردن هیچ گلی و مرگ کودکی سیاهتر.
رفتن بعضی آدمها، نبودن بعضی آدمها، دل کندن از بعضی آدمها چقدر پیرت کنه خوبه؟؟!
 

naghmeirani

مدیر ارشد
عضو کادر مدیریت
مدیر ارشد
گاهی
لحظه هایم از تو لبریز می شود
از احساسم سر می روی
و فضای خانه ام
پر می شود از دلتنگی

پشت كدام پنجره بایستم
كه تو را انتظار نكشد؟
و زیر سقف كدام آسمان
نفس بكشم
كه عطر تو گیجم نكند؟

دلتنگم
و هیچ چیز جز تو
حال مرا خوب نخواهد كرد!
 

sar sia

کاربر بیش فعال
اگر چه نزد شما تشنه ی سخن بودم
کسی که حرف دلش را نگفت من بودم
دلم برای خودم تنگ می شود آری
همیشه بی خبر از حال خویشتن بودم
نشد جواب بگیرم سلام هایم را
هر آنچه شیفته تر از پی شدن بودم
چگونه شرح دهم عمق خستگی ها را ؟
اشاره ای کنم انگار کوهکن بودم
 

yas87

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
ﮐﻤﻲ ﻋﻮﺽ ﺷﺪﻡ
ﺩﻳﺮﻳﺴﺖ ﺍﺯ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﻲ ﻫﺎ غمگین نمیشوم
ﺑﻪ ﮐﺴﻲ ﺗﮑﻴﻪ نمیکنم
ﺍﺯ ﮐﺴﻲ انتظار ﻣﺤﺒﺖ ﻧﺪﺍﺭﻡ
ﺧﻮﺩﻡ ﺑﻮﺳﻪ ﻣﻴﺰﻧﻢ ﺑﺮ ﺩﺳﺘﺎنم
ﺳﺮ ﺑﻪ ﺯﺍﻧﻮ ﻫﺎﻳﻢ ﻣﻴﮕﺬﺍﺭﻡ ﻭ ﺳﻨﮓ ﺻﺒﻮﺭ خودم ﻣﻴﺸﻮﻡ
چقدر ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻡ
 

Similar threads

بالا