خدایا با خود می گویم شهامت داشته باش…
شهامت زندگی کردن….
خدایا پس در عمل چرا ناتوانم…
چرا باوجود دادن بهترین چیزها به من باز هم نشسته ام و فکر می کنم که چه خواهد شد…
واقعا چه خواهد شد…
چرا برای شروع هرکاری تنها با جمله ای که ایا این کار فایده دارد؟ایا ادامه دادنش به نفع است…
چرا دیگران در این موقعیت ها و من در این نقطه…
ایا به این پوچی ادامه دهم…
و هزاران چرایی که همچون زنجیری دست و پاهایم را بسته است…
من معنی خیلی چیز ها را اشتباهی فهمیدم….
شهامت زندگی کردن….
خدایا پس در عمل چرا ناتوانم…
چرا باوجود دادن بهترین چیزها به من باز هم نشسته ام و فکر می کنم که چه خواهد شد…
واقعا چه خواهد شد…
چرا برای شروع هرکاری تنها با جمله ای که ایا این کار فایده دارد؟ایا ادامه دادنش به نفع است…
چرا دیگران در این موقعیت ها و من در این نقطه…
ایا به این پوچی ادامه دهم…
و هزاران چرایی که همچون زنجیری دست و پاهایم را بسته است…
من معنی خیلی چیز ها را اشتباهی فهمیدم….

