جوجه عقاب

medi2536

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
*کوه بلندي بود که لانه عقابي با چهار تخم، بر بلنداي آن قرار داشت**.*
*يک روز زلزله اي کوه را به لرزه در آورد و باعث شد که يکي از تخم ها از دامنه
کوه به پايين بلغزد**.*
*بر حسب اتفاق آن تخم به مزرعه اي رسيد که پر از مرغ و خروس بود**.*
*مرغ و خروس ها مي دانستند که بايد از اين تخم مراقبت کنند و بالاخره هم مرغ
پيري داوطلب شد تا روي آن بنشيند و آن را گرم نگهدارد تا جوجه به دنيا بيايد**.
*
*يک روز تخم شکست و جوجه عقاب از آن بيرون آمد**.*
*جوجه عقاب مانند ساير جوجه ها پرورش يافت و طولي نکشيد که جوجه عقاب باور کرد
که چيزي جز يک جوجه خروس نيست. او زندگي و خانواده اش را دوست داشت اما چيزي از
درون او فرياد مي زد که تو بيش از اين هستي. تا اين که يک روز که داشت در مزرعه
بازي مي کرد متوجه چند عقاب شد که در آسمان اوج مي گرفتند و پرواز مي کردند.
عقاب آهي کشيد و گفت: اي کاش من هم مي توانستم مانند آنها پرواز کنم**.*
*مرغ و خروس ها شروع کردند به خنديدن و گفتند: تو خروسي و يک خروس هرگز نمي
تواند بپرد**.*
*اما عقاب همچنان به خانواده واقعي اش که در آسمان پرواز مي کردند خيره شده بود
و در آرزوي پرواز به سر مي برد**.*
*اما هر موقع که عقاب از رويايش سخن مي گفت به او مي گفتند که روياي تو به
حقيقت نمي پيوندد و عقاب هم کم کم باور کرد**.*
*بعد از مدتي او ديگر به پرواز فکر نکرد و مانند يک خروس به زندگي ادامه داد و
بعد از سالها زندگي خروسي، از دنيا رفت**.*

*تو هماني که مي انديشي، هرگاه به اين انديشيدي که تو يک عقابي به دنبال رويا
هايت برو و به ياوه هاي مرغ و خروسهاي اطرافت فکر نکن**.*
**

*نويسنده: گابريل گارسيا مارکز*
 

medi2536

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
كودن

كودن

[FONT=Courier, Monospaced] یک معلمی بود که یک شاگرد کودن داشت .سال ها گذشت و روزی معلم که پیر شده
بود با کمال تعجب شاگرد را دید که بسیار ثروتمند شده و سوار یک مرسدس بنز
گرانقیمت است . جرات جلو رقتن و آشنائی دادن هم نداشت، اما شاگرد او را دید و
با خوشحالی پیاده شد و سلام کرد . معلم جرات کرد و پرسید : درست را تمام کردی؟
شاگرد گفت نه بابا استاد!!! درس به چه در می خوره وارد تجارت شدم و الان هم
الحمدولا وضعم بد نیست . معلم گفت: تجارت چی می کنی؟
[/FONT] شاگرد گفت : همه چی ... یه چیزی را می خرم هزار تومن میف روشم پنج هزار تومن و
از این پنج درصد سودی که گیرم می آد زندگی می کونم...

معلم گفت خوب کردی درست را تمام نکردی ، به نفعت شد
 

Similar threads

بالا