جملات پـشت كامیـونی

ali561266

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
[h=1][/h]
اگر خواهی بمیری بی بهانه
بخور ماست و خیار و هندوانه!
​
* * * * * * * * * * * * *​
​
​


لاستیک قلبمو با میخ نگات پنچر نکن

* * * * * * * * * * * * *​


شتاب مکن! مقصد خاک است


* * * * * * * * * * * * *​


رادیاتور عشق من از بهر تو، آمد به جوش!

* * * * * * * * * * * * *​


کاش جاده زندگی هم دنده عقب داشت

* * * * * * * * * * * * *​


داداش مرگ من یواش!


* * * * * * * * * * * * *​


کاش می شد سرنوشت را از سر نوشت

* * * * * * * * * * * * *​


محبت از درخت آموز که سایه از سر هیزم شکن هم برنمی دارد

* * * * * * * * * * * * *​


همه از مرگ می ترسند من از رفیق نامرد

* * * * * * * * * * * * *​


تا جام اجل نکرده ام نوش
هرگز نکنم تو را فراموش!

* * * * * * * * * * * * *​


جهان باشد دبستان و همه مردم دبستانی
چرا باید شود طفلی ز روز امتحان غافل؟!

* * * * * * * * * * * * *​


درخت مکر زن صد ریشه دارد
فلک از دست زن اندیشه دارد!

* * * * * * * * * * * * *​


دلبرا دل به تو دادم که به من دل بدهی
دل ندادم که به من ساندوچ و دلمه دهی!

* * * * * * * * * * * * *​


دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ
ای هیچ تر از هیچ تو بر هیچ مپیچ!

* * * * * * * * * * * * *​


دودوتا هفتا کی به کیه!

* * * * * * * * * * * * *​

کوه از بالا نشینی رتبه ای پیدا نکرد
جاده از افتادگی از کوه بالا میرود!

* * * * * * * * * * * * *​


گدایان بهر روزی طفل خود را کور می خواهند
طبیبان جملگی خلق را رنجور می خواهند!

* * * * * * * * * * * * *
​

تمام مرده شویان راضیند بر مردن مردم
بنازم مطربان را که خلق را مسرور می خواهند!

* * * * * * * * * * * * *​


گرگی که مرا شیر دهد میش من است
بیگانه اگر وفا کند خویش من است

* * * * * * * * * * * * *​

این وسیله بهر روزی دست ماست
در حقیقت مالک اصلی خداست

* * * * * * * * * * * * *​


جوانی المثنی ندارد

* * * * * * * * * * * * *​


علم بهتر است یا ثروت؟
هیچكدام فقط ذره ای معرفت

* * * * * * * * * * * * *​


عیب رندان مكن ای زاهد پاكیزه سرشت
سرنوشت دگران بر تو نخواهند نوشت

* * * * * * * * * * * * *​

هر كجا محرم شدی، چشم از خیانت باز دار
چه بسا محرم با یك نقطه مجرم میشود

* * * * * * * * * * * * *​

من از عقرب نمیترسم ولی از سوسك میترسم
من از دشمن نمیترسم ولی از دوست میترسم

* * * * * * * * * * * * *​

من نمی گویم مرا ای چرخ سرگردان مكن
هرچه می خواهی بكن محتاج نامردان مكن!

* * * * * * * * * * * * *​

بوسه مگر چیست، فشار دولب
این كه گنه نیست، چه روز و چه شب

* * * * * * * * * * * * *​

بمیرد آنكه غربت را بنا كرد
مرا از تو، ترا از من جدا كرد

* * * * * * * * * * * * *​


100 بار بدی كردی و دیدی ثمرش را
خوبی چه بدی داشت كه یك بار نكردی

* * * * * * * * * * * * *​


هندونه بده قاچ كنیم، لوپتو بده ماچ كنیم !

* * * * * * * * * * * * *
​

دانی كه چرا راز نهان با تو نگفتم،
طوطی صفتی طاقت اسرار نداری

* * * * * * * * * * * * *
​

به درویشی قناعت كن كه سلطانی خطر دارد

​
 

Similar threads

بالا