تــو كــي مــي‌آيــي...

mammad_1313

عضو جدید
کاربر ممتاز
مي‌خواهم اميد به ديدنت مرا به پرواز با كبوترهاي عشق وا دارد.



آري تو آمدي سوار بر اسبي سفيد، امّا زود رفتي. من مي‌خواهم تو بماني و وجود ظاهري خود را نشان دهي و براي آدميان گمراه اين دنيا راهنما و سرور باشي.

تو همان كسي هستي كه نوري در قلبم افروختي كه تمام وجودم را فرا گرفت، زير باران رفتم امّا شعله عشق تو خاموش نشد. آخر به اميد تو هنوز گل‌ها و درختان سبز و چشم‌ها در انتظار هستند.

مي‌خواهم اميد به ديدنت مرا به پرواز با كبوترهاي عشق وا دارد.

مولا جان! منتظران و عاشقانت براي آمدنت لحظه شماري مي‌كنند. هميشه با ياد تو گل زيباي نرگس هم هست، گلي كه عطر تو و عطر عدل جد تو علي(ع) را به همراه دارد...
 
بالا