پیر بابا
عضو جدید
ریشه اسارات و اعتیاد و جنایت ، و همه سوء رفتارهای بشری در این افکار است«من از مجازات فرار خواهم کرد»اگر بدانیم که در این جهان پهناور از چیزی نمی توانیم فرار کنیم ، احتیاط خواهیم کرد،اگر در ظلمت شب کار بدی انجام دهیم و به خود نهیب بزنیم،و هیچ کس آن را ندید،من فرار خواهم کرد»وجدان بیدارمی گوید«درست است کسی آن را ندید ، ولی دانه اش به مزرعه زندگی پاشیده شد مزرعه زندگی آن را دریافت کرد و یک روز یا روزی دیگر و یا در آینده دور دانه رشد کرده و تبدیل به درختی می شود که میوه اش باید توسط تو خورده شود» بنابراین مواظب باشید ، آگاه باشید ،کار کنید و زندگی روزانه خود را در حضور دائمی خداوند ادامه دهید.
عارفی به دو مرید خود هرکدام مرغی می دهد و می گوید این مرغ ها را در جایی که کسی در آن جا نباشد سر ببرید و مرغ سر بریده و پوست کنده را به من تحویل دهید.شاگردی بعد از مدتی با سربریده مرغی باز می گردد و دومی تا غروب نیامد بعد از غروب آفتاب که آمد مرغ هنوز زنده بود،دوستش به او گفت چرا بامن نیامدی ؟آنجا در مخروبه های خارج شهر کسی نبود میامدی و سر مرغ را می بریدی ؟گفت به آنجا و همه مخروبه ها و غارهای خارج از شهر هم رفتم ولی هرجا که رفتم و هروقت خواستم سر مرغ را ببرم متوجه شدم که او دارد مرا تماشا می کند «هیچ جای دنج و راحتی حتی در گوشه متروکه ای نیست که خداوند در آن نباشد»این تعبیر باستانی و قدیمی را چند نفر ما در زندگی بکار می گیریم و معتقدیم.
عارفی به دو مرید خود هرکدام مرغی می دهد و می گوید این مرغ ها را در جایی که کسی در آن جا نباشد سر ببرید و مرغ سر بریده و پوست کنده را به من تحویل دهید.شاگردی بعد از مدتی با سربریده مرغی باز می گردد و دومی تا غروب نیامد بعد از غروب آفتاب که آمد مرغ هنوز زنده بود،دوستش به او گفت چرا بامن نیامدی ؟آنجا در مخروبه های خارج شهر کسی نبود میامدی و سر مرغ را می بریدی ؟گفت به آنجا و همه مخروبه ها و غارهای خارج از شهر هم رفتم ولی هرجا که رفتم و هروقت خواستم سر مرغ را ببرم متوجه شدم که او دارد مرا تماشا می کند «هیچ جای دنج و راحتی حتی در گوشه متروکه ای نیست که خداوند در آن نباشد»این تعبیر باستانی و قدیمی را چند نفر ما در زندگی بکار می گیریم و معتقدیم.