اين يک فاجعه است !

تا حالا هيچ فکرکرده ايد که ما آدم ها چرا اينقدر از هم ديگر دور شده ايم و چه عواملي باعث اين فاصله ها شده است ؟ آيا تا بحال فکرکرده ايد که اگر روزي واقعاً تنهاي تنها شويد چه وضعيتي خواهيد داشت .براستي علت اين همه دوري وفاصله چيست ؟ خانواده اولين و تنها واسطه ارتباط جوانان با اجتماع است. درخانواده کودک ارزش ها وضد ارزش ها،اصول وقواعد اخلاق رامي آموزد، چه از لحاظ عاطفي،شناختي و... بچه ها وابستگي خاصي به خانواده دارند و براي آنهاخانواده مهمترين نقش را در زمينه ي تأمين نيازهاي رواني دارد. درزمانهاي گذشته بيشتر نياز انسان درمحيط خانواده تأمين مي شد. ولي به تدريج با شهرنشين شدن انسانها تأمين همه نيازها ازتوانايي خانواده خارج شده و خانواده ها تأمين اين نيازها را به گروههايي به نام مؤسسه واگذارکرده اند. امروزه هرمؤسسه مي کوشد تا بخشي ازنيازهاي فردي و اجتماعي مردم را تأمين کند. خيلي از ما به نوعي دچارروزمرگي شده ايم و يک سيکل بسته را هر روز تکرارمي کنيم. اعضاي خانواده هم خيلي کم همديگر را مي بينند چه برسد به اينکه سريک سفره بنشينند و با هم غذا بخورند. تعداد کساني که مي دانند اسم همسايه هايشان چيست انگشت شمارند وآنهايي که با همسايه هايشان رفت و آمد مي کنند، ناياب! رفت وآمدهاي فاميلي هم به تماسهاي تلفني تبديل شده اند ! هرچيزي که قبلاًدسته جمعي بودنش باعث شادي و ايجاد صميميت مي شد حالا ديگر انفرادي برگزار مي شود! حتي کم رنگ شدن صميميت ها مي تواند علت هاي بسياري داشته باشد، علتهايي که شايد به اين سادگيها به ذهنتان نرسد.
صميميت درگذشته ازجنس ديگري بود؛ يک جنس منحصربه فرد؛ جنسي که حتي وقتي به آن فکر مي کنيم، يک حس شعف و نشاط خاص به سراغمان مي آيد.
صميميت به معني علاقهاي واقعي و به دوراز هر نوع آلايشاست . يکي ازمصداق هاي صميميت دور هم جمع شدن و گپ زدن هاي دوستانه يا خانوادگي است. درگذشته تدارک يک مهماني و دور هم جمع شدن ها، هزينه زيادي نداشت، اما اکنون تقريباً دوره برگزاري مهماني هاي دوره اي به سر رسيده است و شايد چون يکديگر را خيلي کم مي بينيم، با هم صميمي هم نيستيم.
يکي ديگر از عوامل دوري خانواده ها کم شدن اعتماد افراد نسبت به يکديگر است. چون افراد فکر مي کنند، نمي توانند يکديگر را بشناسند و ممکن است اگر با کسي صميمي شوند، مورد سوءاستفاده قرارگيرند، بنابراين ترس ازاين قضيه باعث مي شود ازهم فاصله بگيرند.
صميميت درگذشته ازجنس ديگري بود؛ يک جنس منحصربه فرد؛ جنسي که حتي وقتي به آن فکر مي کنيم، يک حس شعف و نشاط خاص به سراغمان مي آيد.
صميميت به معني علاقهاي واقعي و به دوراز هر نوع آلايشاست . يکي ازمصداق هاي صميميت دور هم جمع شدن و گپ زدن هاي دوستانه يا خانوادگي است. درگذشته تدارک يک مهماني و دور هم جمع شدن ها، هزينه زيادي نداشت، اما اکنون تقريباً دوره برگزاري مهماني هاي دوره اي به سر رسيده است و شايد چون يکديگر را خيلي کم مي بينيم، با هم صميمي هم نيستيم.
يکي ديگر از عوامل دوري خانواده ها کم شدن اعتماد افراد نسبت به يکديگر است. چون افراد فکر مي کنند، نمي توانند يکديگر را بشناسند و ممکن است اگر با کسي صميمي شوند، مورد سوءاستفاده قرارگيرند، بنابراين ترس ازاين قضيه باعث مي شود ازهم فاصله بگيرند.

يکي ديگر از اين عوامل، تغيير سبک معماري گذشته با سبک معماري جديد است .اگر به خاطر داشته باشيد ، درزماني نه چندان دور سبک معماري منازل با سبک معماري امروزي خيلي تفاوت داشت. درآن زمان معماري خانه ها به صورت سنتي بود (اتاق هايي درامتداد هم دراطراف حياطي که دروسط آن حوضي قرارداشت)، درحالي که درحال حاضر ديگر از آن معماري خبري نيست و به معماري مدرن تغيير يافته است .سبک معماري سنتي خود به طور غيرمستقيم حس گروهي انسانها را افزايش مي داد، چون کارهايشان را در حضور يکديگر و با هم انجام مي دادند، حس همدلي و صميميت نيز در بين آنها افزايش مي يافت. حتي متاسفانه در حال حاضر گسترش وسايل تفريحي انفرادي همچون انواع بازي هاي رايانه اي، دسترسي به اينترنت و چت، انواع شبکه هاي تلويزيوني و ماهواره اي و … باعث شده است افراد ترجيح دهند اوقات فراغتشان را به تنهايي بگذرانند. همين قضيه خود تا حدي باعث دور شدن افراد ازهم مي شود. بررسي ها نشان داده است، کودکاني که ارتباط قوي با مادربزرگ و پدربزرگ خود دارند پيشرفت تحصيلي بهتري دارند و در ميان جمع بزرگ ترها نيز راحت حرفشان را مي زنند.
ما در شرايط فعلي در جامعه با آدم هايي روبرو مي شويم که برايشان مهم است که ماشين لوکس و فلان گوشي موبايل را داشته باشند اما برايشان اصلاً مهم نيست که چه دوستي داشته باشند. اين يک فاجعه است! انسان هايي که نه به ديدن تئاتر مي روند، نه با رمان آشنا هستند، نه با نويسندگي و هنر. جامعه فقط آنها را با پول آشنا کرده است. و اين موضوع آنها را نسبت به ديگران سردتر و بي تمايل تر مي نمايد.
بايد انسان هايي توسعه يافته تربيت کنيم. يعني انساني که علاوه بر خودش به ديگران نيز فکر کند. انساني که معتقد است پيشرفت فردي عالي است و پيشرفت جمعي متعالي است.
چه بايد کرد؟
1- همه بايد سعي کنند از هر فرصتي براي ايجاد شادي و صميميت بيشتر با اعضاي خانواده استفاده کنند. مثلاً همه با هم غذا بخورند، همه با هم به مهماني بروند، حتي دستهجمعي عصرانه سادهاي را به همراه چاي در حياط خانه صرف کنند و گپ بزنند.
2- بايد انسان هايي توسعه يافته تربيت کنيم. يعني انساني که علاوه بر خودش به ديگران نيز فکر کند. انساني که معتقد است پيشرفت فردي عالي است و پيشرفت جمعي متعالي است. يکي از مهمترين نکاتي که بايد در بحث تربيت انسان توسعه يافته در نظر داشته باشيم، ايجاد مکان هاي فرهنگي جمعي است؛ مثل ورزشگاه ها، فرهنگسراها، سالن هاي تئاتر که از اين طريق انسان ها را به توسعه يافتگي جمعي تشويق کنيم و همينطور صميميت ها و دوستي ها را با اين گردهمايي ها و شادي هاي جمعي افزايش دهيم.
3- صله ي رحم موضوع مهم ديگري است که به تدريج با گسترش آپارتمان نشيني، کمرنگ شدن فرهنگهاي سنتي نظير مهمان نوازي و جايگزين شدن فرهنگ غربي سودمحوري و فردگرايي و کمرنگ شدن انگيزه هاي ديني کاهش يافته است. بنابراين با گسترش اين ارزش ها مي توانيم الگو هاي موثري براي نسل هاي پس از اين باشيم.
4- شايد بد نباشد متوجه اين موضوع باشيم که ابزارهاي مدرن ارتباطي نه تنها انسانها را به هم نزديک نکرده اند، بلکه برعکس باعث فاصله گرفتن و دور شدن مردمان از يکديگر و انزواي هرچه بيشتر آنها شده است.پس اجازه ندهيم که اين تکنيک هاي اطلاع رساني جايگزين شنيدن صدا و ديدن روي عزيزانمان باشد.
دکتر محسن بهشتي پور
تبیان