چرا وقتی صحبت برد در بازی فوتبال میشه همه گزارشگران و مجریان صدا و سیما نگران احیانا باخت استقلال و پرسپولیس هستند و انعکاس این تفکر اونا ناخودآگاه تو صحبت هاشونم منعکس میشه؟
چرا تیمهایی که مقابل استقلال یا پرسپولیس بازی دارند همیشه مهجور میشن و ازشون دفاع نمیشه ؟
چرا کوچکترین اتفاقات و حاشیه ها که تو تیم های استقلال و پرسپولیس اتفاق میافته, نقل محافل کلیه رسانه ها و روزنامه ها میشه ولی از رویداد های سایر تیم ها حرفی زده نمیشه ؟
میانگین سنی لیگ یک و دوی فوتبال تو اروپا خیلی پائینه. چون از پایه های باشگاهها تشکیل میشن. در ایران داریم بازیکنی که فردا پس فردا صاحب نوه هم خواهد شد.
استفاده از القاب با مثمی ولی بدون واقعیت هم در سالهای اخیر ید طولائی داشته و داره. یکیش همین یدک کشیدن نام فرهنگ هست که اسمش هست ولی خودش نیست. از جمله باشگاه فرهنگی ورزشی فلان ......
تو کل کشور ما به اندازه یه شهر استرالیا زمین بسکتبال وجود نداره. آنوقت انتظار هم داریم که بتونیم مقابل استرالیا پیروز بشیم. هنوز بعد ده سال نتونستیم جانشینی برای بازیکنان فعلي مون تربیت کنیم. حامد حدادی که خسته میشه ما شروع میکنیم به از دست دادن امتیاز.
تلویزیونهای کشور های مترقی طوری رفتار میکنند که اگه تو یه کانالی برنامه یا مسابقه ورزشی مهمی در حال پخش باشه بقیه کانالها اونو به بینندگانشون اطلاع رسانی میکنند و یا نتیجه بازی رو گوشه تصویر به نمایش میذارن. در کانالهای ورزشی ما اینکار مرسوم که نیست بلکه حتی اشاره هم نمیکنند که بیننده باخبر بشه.
هیچ تولید کننده و وارد کننده تجهیزات ورزشی در کشور ما که هر ماه میلیارد ها تومان به جیب میزنن, حاضر نشده اند که حتی اسپانسری تیمهای کم بازیکن مثل تیراندازی و امثال این تیمها را بعهده بگیرند.
هر بار که المپیک تموم میشه همه دست اندر کاران ورزشی میگن که برای موفق شدن در المپیک بعدی باید از همین امروز بفکر باشیم. بعد از گذشت سه سال مجددا تذکر ها شروع میشه که بابا المپیک نزدیکه و بفکر باشید و داد و غال که میرسیم بفاصله سه ماه مونده به شروع مسابقات و بازم کاری نمیکنیم و میریم و میاریم.
هواداران فوتبال یا سایر ورزش ها در کشور های اروپایی بخاطر تشویق تیم خودشان و دیدن بازی زیبا میان. براشون چندان مهم نیست که نتیجه چی باشه. ولی ما فقط خواهان نتیجه به هر قیمت ممکن هستیم. بیچاره سرمربی تیم که هیچگاه موفق نمیشه از بازیکنان پایه و جوان استفاده کنه و خیلی از گرفتاریهاش که ناشی از تحمیل نتیجه گرایی به اوست.
گزارشگر تلویزیون برای تعریف بازیکنی که تبحر زیاد داره و شوتهای خوبی میزنه میگه بازیکن زهردار. هر بار هم که اون بازیکن گل میزنه گزارشگر میگه زهرش رو ریخت.
کلا ادبیات گزارشگر راز بقایی است تا ورزشی.
بازیکن توپ رو ورداشته و داره جلو میره. جالبه که بعلت نامساعد بودن چمن ورزشگاه هر بار که توپ رو زمین قل میخوره( بعلت انحناء های عجیب غریب چمن ورزشگاه ) آنقدر بالا پایین میپره که بازیکن نمیتونه توپ رو کنترل کنه. و طبیعی است که در این شرایط نمیتونه توپ رو بدرستی تو مسیری که میخواد شلیک کنه. 80 درصد موقعیت های جلو دروازه به همین دلیل خراب میشه.
مثلا خواستن که جایگاه های ورزشگاه آزادی رو صندلی بذارن. روی همان پله های سیمانی رو رولپلاک کار کردن و صندلی نایلونی رو که از ضایعات پلاستیک تولید شده با 4 تا پست رولپلاک میکنن و تمام.
دیگه نمیشه گفت که این سلیقه مال کدام عهد بوق هست.