اصفهان

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
جلفاي اصفهان يكي از مناطق مديريت شهر اصفهان است كه بناي آن از زمان شاه عباس بوده (۱۶۰۶ ميلادي) و در جنوب شهر واقع شده است. از نخستين روزهاي تكوين اين شهرك ارمنينشين،پنج محله به نامهاي ميدان بزرگ، ميدان كوچك، هاكوپجان يا يعقوبجان و يا محلهي حصيربافها، چهارسوق قارا كل تشكيل دهندهي اين شهرك نوبنياد عصر شاه عباس بوده است و ساكنين آنها را جلفاييان آذربايجان تشكيل ميدادند. در دوران سلطنت شاه عباس دوم بر وسعت آن اضافه شد و او دستور داد كه ارامنهي داخل شهر كه در شمسآباد و عباسآباد هم سكونت داشتند به جلفا منتقل شوند (۱۶۵۵ ميلادي) محلهي زرتشتيان كه در نزديك جلفا و بدان پيوسته بود، به ارامنه تحويل داده شد و چون شغل اغلب مهاجرين جديد حجاري بود و به همين دليل اين محله به نام سنگتراشان ناميده شد كه هنوز هم به همين نام است. به دنبال اين توسعهي شهري، دو محلهي ديگر يعني كوي ايروانيها (ايروان) و محلهي تبريزيها كه ساكنين آنها از دو شهر فوقالذكر آمده بودند به وجود آمد. محلات جديدالاحداث در جنوب و جنوب غربي جلفاي قديم شكل گرفت و آنجا را جلفاي نو گفتند و بعدها اين اسم به همهي جلفا اطلاق گرديد. گزارش سياحان خارجي حاكي است كه جلفا از نظر اجتماعي و اقتصادي به دو منطقهي متفاوت قابل تفكيك بوده (جلفاي قديم و جديد). جلفاي جديد را سه محلهي سنگتراشان، ايروانيها و تبريزيها تشكيل ميداد كه ساكنين آن در مقايسه با جلفاي قديم كم بضاعتتر بودند و كليساها و خانه اغلب ساده هستند. در منابع فارسي اسم جلفا به صورت "جولاه" و در زبان ارمني آن را "جوغا" ميگويند. قبل از ورود ارامنه به اصفهان، زمينهاي كشاورزي از املاك سلطنتي به شمار مي رفت كه در سال ۱۶۱۸ ميلادي ضمن فرماني، به ارامنه واگذار گرديد و چون شبكه آبرساني آن از نهر و جويهاي كوچك و بزرگ تشكيل ميشد،با ايجاد شهرك جلفا، معابر عمومي را به طوري به وجود آوردند كه منطبق با حريم آبها باشد لذا پيچ و خم كوچهها خيلي زياد بوده و حتي توسعه ي جديد جلفا در نيم قرن گذشته و ادامه ي آن در حال حاضر، از حريم آبرساني مزارع تبعيت ميكند. جلفاي قديم داراي يك خيابان شرقي- غربي (خيابان نظر) بود و آن خيابان نيز دو دروازه در شرق و غرب داشت كه شبها بسته ميشد. دروازدهي غربي را سرقرازيان و شرقي را يمانيان ميگفتند. نام اين دو دروازه از دو خانواده ي معروف ارامنهي جلفا گرفته شده بود كه در احداث آن نقش داشتند. بعد از سقوط صفويان يعني با روي كارآمدن افاغنه، افشاريه، زنديه و به ويژه قاجاريه پيوسته از وسعت و جمعيت آن به شدت كاسته شد، به طوري كه اغلب ساكن و كليساهاي آن رو به ويراني نهاد و نيمي از آنها كاملا" از بين رفت، در يك قرن گذشته با روي كارآمدن سلسلهي پهلوي شهرنشيني در كشور دستخوش تغيير و تحول بزرگي گرديد و شهر با خيابانكشيهاي جديد كه منطبق با چهارچرخههاي موتوري بود، ساختاري فضايي جديدي را پيدا كرد.
در جلفا ايجاد خيابان نظر با جهت شرقي و غربي در سال ۱۳۱۴ ش و خيابان حكيمنظامي با جهت شمالي و جنوبي، جلفا را تقريبا" به چهار واحد جداگانه تقسيم كرد و پلهاي مارنان، فلزي و آذر ارتباط اين بخش شهري را با قسمت شمالي شهر برقرار كرد.جلفاي اصفهان درگذشته به صورت يك شهرك كاملا" مستقل و جداي از شهر اصفهان بوده و حتي فاصلهاي بين اصفهان و جلفا نيز وجود داشته كه از فضاهاي سبز و باغات و مزارع تشكيل شده بود، اما در نيم قرن اخير با توسعهي شهري، اغلب فضاهاي سبز به ساكن شهري تبديل گرديده است.
در گذشته مهارت ارامنه در تجارت ابريشم و صداقت آنان باعث شد تا بازرگانان ارمني در دارو ستد به موقعيتهاي بزرگي دست يابند و در اندك قدمي بسياري از آنان در زمرهي ثروتمندان اصفهان در آينده از اين زمان ساخت خانههاي مجلل با تالارهاي زيبا منقوش به تابلوهاي نفيس و فرشهاي عالي و صندليهاي مزين به آب طلا و نقره و ... هم آغاز شد. زيبايي اين خانهها آنچنان برخي از خارجيان را تحت تأثير قرار داده كه يكي از آنها مينويسد ... "برخي از آنها چنان باشكوه و عالي است كه ميتوان آنها را در رديف قصرها و كاخهاي سلطنتي به شمار آورد" ...
بر اساس نوشته مورخين و محققين اين آزادي و رفاه در تمام دوران صفويه ادامه داشت و ارامنه در اين مدت در نهايت امنيت و آزادي توانستند كليساهاي متعددي بسازند و به مراسم مذهبي خود بپردازند.هنگامي كه "پيترودولاواله" سياح ايتاليايي از جلفا بازديد كرده، ۱۰ كليسا و به روزگار سزآرام اولئاريوس ۱۲ كليسا و در زمان مسافرت تاورينه ۱۵ تا ۱۶ كليسا، شاردن ۳۰ كليسا، در جلفا داير بوده است. جمعيت جلفا نيز روز به روز افزون ميشد، چنان كه بر اساس ارقام ارائه شده جمعيت جلفا در آغاز قرن ۱۱ هجري بين ۵۰۰۰ تا ۱۰۰۰۰ نفر بوده است در اوايل سلطنت شاه صفي (جانشين شاه عباس) به ۱۵۰۰۰ نفر و در زمان شاه عباس دوم (جانشين شاه صفي) ۲۰۰۰۰ نفر و بالاخره در زمان جانشينان شاه عباس دوم به ۳۰۰۰۰ نفر رسيده است، ارنست هولستر كه در دوره قاجار در اصفهان زندگي كرده است و تعداد ارامنه ساكن در جلفا را در سال (۱۸۸۰ ميلادي) ۲۶۵۸ نفر ذكر ميكند كه در ۳۸۰ خانه زندگي مي كرده اند.
با همه افول و تنزلي كه بعد از صفويه به جلفا حاكم شد هنوز نيز خانههاي قديمي و كليساهاي باشكوه ساختمانهاي آن يادآور عظمت اين محله زيبا و مهم تاريخي مي باشد.
در حال حاضر جلفا در حدود ۶۵۰۰ارمني را در خود جاي داده كه در محلات ميدان بزرگ- ميدان كوچك- محله چهارسوق- هاكوپيان- تارگل- محله سنگتراشها، تبريزيها و ايروان زندگي ميكنند از نظر تقسيمات شهري بخش پنجم شهر اصفهان به شمار ميرود و شعب برخي ادارات دولتي در آن مستقر هستند.
 

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
كليساي بيدخم
مهمترين كليساي تاريخي جلفا از دوره شاه عباس اول كليساي مشهور بيدخم يا "بيتاللحم" است. كه در ميدان جلفا و در مجاورت كليساي مريم واقع شده، اين كليسا به وسيله يكي از تجار ارمني به نام "خواجه پطرس" ساخته شده و در داخل آن تزئينات نقاشي و و تابلوهايي از زندگاني مسيح، موجود است. معماري و تزئينات داخل اين كليسا و تمام ديوارها و اطراف وو جوانب آن با تزئينات نقاشي به سبك ايراني و تابلوهايي كه نفوذ نقاشي ايتاليايي در آنها محسوس است و زندگاني مسيح را معرفي ميكند، تزئين شده و از ازههاي كليسا با كاشيهاي خشت هفترنگ آراسته شده است. در اين كليسا بيش از ساير كليساهاي جلفا نقاشي وجود دارد و از نظر كثرت طلاكاري كليساي منحصر به فرد محسوب ميشود. معماري كليسا و تزئينات طلاكاري آن كار استادان ايراني است و تابلوهاي نقاشي آن چنانكه ميگويند به وسيله هنرمندان ارمني و اروپايي نقاشي شده است. كتيبه سردر ورودي كليساي وانك در جانب غربي آن به خط ارمني طلائي رنگ بر زمينه كاشي خشت لاجوردي به سال ۱۱۰۴هجري در زمان سلطنت شاه عباس دوم و ۱۱۱۳هجري به پايان رسيده نوشته شده است. بازگشت
كليساي مريم
ارامنه جلفا كليساي اولي خود به نام "هاكوپ" را كه بسيار كوچك بود وسعت دادند و كليساي بزرگتري به نام "مريم" بنا كردند. ساختمان اين كليسا چهار ضلعي و بدون ستون است. داخل اين كليسا داراي تزئينات نقاشي و تابلوهاي مذهبي است كه روي ديوارهاي گچي نقاشي شده و دوربين كتيبههاي آن به زبان و خط ارمني است. كتيبههاي تاريخدار مورخ به سال هزار و صد و هزار و صد و پانزده (سال ارمني) موجود است.
نقاشيهاي كليساي مريم از بهترين نمونههاي نقاشي كليسايي به شمار ميروند كه چهار تابلو آن در دنيز نقاشي شده و"گرافآقا" آن را به كليسا هديه كرده است. در يكي از تصاوير اين شخص با خانوادهاش در حال نيايش ديده ميشوند. در قسمت غربي كليسا مقبره "خواجه آوريك" واقع شده است. به نوشته "پترودولاواله" اين شخص از افراد خير و نيكوكار جلفا بود كه ثروت عظيم خود را در راه كليساسازي به مصرف رسانيد. بازگشت
كليساي گيورك
بعد از كليساي هاكوپ كليساي گيورك هم در محله ميدان كوچك در رديف كليساهاي قديمي جلفا محسوب ميشود مردم جلفا اين كليسا را كليساي (غريب) مينامند داخل اين كليسا بسيار ساده است و فقط يك تابلوي نقاشي قديمي در قسمت محراب آن نصب شده ولي اهميت آن به داشتن ساختمان ديگري از بناهاي ضميمه كليسا است كه سيزده قطعه سنگهاي كليساي قديمي ارمنستان (اوج كليسا) كه ارامنه در موقع مهاجرت به اصفهان با خود همراه آوردهاند در اين محل به جاي گذاشتهاند و يكي از اماكن مقدسه ارامنه جلفا محسوب ميشود. در سردر اين كليسا در دوره سلطنت شاه سلطان حسين يك تابلوي كاشيكاري نصب شده كه تصوير حضرت مريم و مسيح و چند نفر ديگر را كه هدايائي آوردهاند با كاشيهاي خشت هفت رنگ نمايش دادهاند و در زير اين تابلو در يك سطر بخط سفيد ارمني بر زمينه كاشي خشت لاجوردي كه تاريخ آن را به سال هزار و هفتصد و نوزده ميلادي نوشته شده است.بازگشت
موزه كليساي وانك
كليساي وانك داراي موزهاي تاريخي است كه در جنب كليسا و در شمال آن واقع شده و داراي سالنهاي متعدد و اشياء و آثار تاريخي است. عمارت موزه در سال۱۹۰۵ ميلادي ساخته شده و تابلوهاي متعدد نقاشي از طرف بازرگانان ارمني كه به اروپا مسافرت كرده بودهاند به كليسا اهداء شده است. موزه كليسا داراي ۷۰۰جلد كتاب خطي به زبان ارمني است و قديميترين آنها نسخهايست كه در قرن دهم ميلادي (قرن چهارم هجري) نوشته شده اولين كتابي كه به وسيله ارامنه در جلفاي اصفهان به چاپ رسيده و عني حروفي كه به كار برده شده در اين موزه نگاهداري ميشودمجموعه فراميني كه سلاطين ايران بعد از شاه عباس درباره ارامنه جلفا صادر كردهاند در يكي از سالهاي اين موزه نگاهداري ميشود و از مجموعههاي جالب موزه جلفا است. چند قطعه از تزئينات نفس كاخهاي هفت دست و آينه خانه از بناهاي دوره شاه عباس دوم تنها آثاري از تزئينات گچبري و طلاكاري فصور منهدم شده صفويه است كه فقط در اين موزه ميتوان آنها را مشاهده كرد.بازگشت
كليساي هاكوپ
در بين كليساهاي جلفا از همه قديميتر كليساي يعقوب مقدس (هاكوپ) است كه در گوشه شمال غربي صحن فعلي كليساي مريم قرار دارد و كتيبه سردر آن كه به زبان ارمني است تاريخ ساختمان آن را ۱۰۵۶ به سال ارمني "در صورتيكه ۵۵۱ سال به سال ارمني اضافه كنيم سال ميلادي به دست ميآيد." ۱۰۱۴ ه- ق تعيين ميكند و اين اولين كيسايي است كه ارامنه در جلفاي اصفهان بنا كرده اند.بازگشت
كوچه نمازخانه مريم
در جلفا دو كوچه به اين نام وجود دارد. يكي از آنها در شمال كليساي مريم و ديگري در جنوب است. گذر شمالي مستقيما" محله شرقي را به ميدان جلفا مربوط ميكند. گذر جنوبي از طريق همان محله به كوچه حمام و از آنجا به ميدان جلفا و كوچه كليساي وانك مربوط ميشود.بازگشت
كوچه خواجه عابد
از گذرهاي شاخص و مشهور جلفا كه به وسيله چهارسوي شكرچيان با گذر جلفا تلاقي ميكند.گذر خواجه عابد با وجود دو مادي كه از قديم به نامهاي (نهر شايج) و (نهر نايج) معروف بودهاند از كوچههاي سرسبز و بسيار زيباي جلفا به شمار ميرود كه درختان تنومند و زيباي آن جلوه خاصي به اين گذر داده است.دو نهر شايج و نايج از قديمالايام در اصفهان شهرت داشتهاند به طوريكه مرحوم"حاج ميرزا حسن خان جابري انصاري" در كتاب گرانسنگ و ارزنده در تاريخ اصفهان، در بخش تقسيم آب زايندهرود به كرات از اين دو نهر نام برده و مناطق مختلفي را ذكر ميكند كه از اين دو مادي سهمي برده اند.بازگشت
مدرسه كاتارينيان مقدس
اين مدرسه به سال ۱۸۵۸ميلادي در محوطه صومعه كاتارينيان مقدس ساخته شده است. به پيشنهاد اسقف اعظم "تادئوس بگ نظريان" پيشواي مذهبي وقت و به هزينه "مائوك هوردانيان" كه ساكن جاوه بود ساخته شد. ۱۸۹۹ميلادي در محله چهارسو و در نزديكي صومعه راهبهها مدرسه دخترانه "كاتارينيان" مقدس ساخته شد و از سال۱۹۰۰ رسما" در آن محل شروع به كار كرد در سال كتيبهاي كه در سر مدرسه موجود است تاريخ ۱۹۰۰ ميلادي را ذكر كرده و حاوي نام كساني است كه به ساخت اين مكان آموزشي كمك كرده اند. از مدرسه "كاتارينيان مقدس" در حال حاضر به عنوان مدرسه راهنمايي و دبيرستان پسرانه استفاده مي شود.بازگشت
مدرسه كاناتيان
اين مدرسه در محله چهارس و در غرب مدرسه"كاتارينيان مقدس" واقع شده و در سال ۱۹۰۳ ميلادي به هزينه "وارواره كاتانيان" ساخته شد. .باني اين مدرسه، اين بنا را به ياد همسرش"گئورك كاتانيان"كه در مسكو مدير مدرسه بوده ساخته است. ساختمان اين مدرسه در دو طبقه بنا شده و بسيار محكم ميباشد. درنماي بالاي سمت جنوبي روي كاشي تاريخ شروع و پايان آن را "۱۹۰۱ مدرسه ملي گئورك كاتانيان ۱۹۰۵" اين اينگونه نوشته است.بازگشت
 

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
ميدان جلفا
ميداني كه امروز به نام ميدان بزرگ ناميده ميشود از ميدانهاي قديمي جلفاست كه در كنار اين ميدان كاروانسراي بزرگي بود كه دو طرف آن را ساختمان دو طبقه احاطه كرده بود. در يك طرف كاروانسرا نيز محلي براي نگاهداري اسبها و ساير خدمات پيشبيني شده بود. كه در حال حاضر از اين كاروانسرا اثري نيست.
محله ميدان بزرگ در سرشماري ۱۸۵۱ميلادي داراي ۵۴ خانه بوده كه ۱۹۱ مرد و ۲۰۰ زن در آنجا زندگي ميكردهاند ساكنان اين محله عمدتا" از خانواده آبكاريان هستند. بازگشت
چهارسو
يكي از محلات مشهور جلفا محله چهارسو است. اين محله كه به نوشته محققين و پژوهشگران از محلات بزرگ و مشهور جلفا بوده است. در دوران صفويه به سكونت صنعتگران اختصاص داشته است. كوچه چهارسوق، از گذرهاي اصلي جلفا محسوب ميشود كه خيابان خاقاني را به محله سنگتراشها مربوط ميكند نام چهارسو بيانگر اين مطلب است كه اين كوچه مركز ارتباطي گذرهاي مختلف بوده است.محله سنگتراشها يكي از قديميترين محلات جلفا به شمار ميرود. اين محله را "گبرآباد" هم ميگويند. زيرا قبل از كوچ ارامنه زرتشتيان در آن ساكن بودهاند در اواخر سلطنت شاه عباس اول گروهي از مهاجران ارمني كه در سنگتراش مهارت داشتند به اين محله آورده شده و در اين جا سكني گزيدند. در سال ۱۰۴۹ هجري برابر با ۱۶۳۰ ميلادي (مقارن سلطنت شاه صفي) ۲۰۰خانوار ديگر نيز به اين محل كوچانده شدند.بازگشت
خاقاني
پس از احداث شهرك جلفا معابر اصلي و فرعي چندي در آن درست شد. در چند دهه اخير كه در شهر اصفهان نيز همچون ساير شهرهاي كشورمان ساخت و سازهاي متعددي انجام شد و كوچهها و خيابانهاي متعددي در آن احداث شد. در جلفا هم خيابانهاي جديد و زيبايي كشيده شد كه يكي از آنها خيابان خاقاني است. اين خيابان كه با مسير شرقي- غربي خيابان حكيم نظامي را به خيابان وحيد متصل ميكند در حدود پنج دهه قبلي احداث گرديد.
آنچه مسلم است اينكه قبل از احداث اين خيابان در اين راستا گذري وجود داشته است. كوچههاي متعددي كه اين خيابان را به مكانهاي مختلف و قديمي همچون كليساها، مدارس و خيابانهاي ديگر متصل ميكند. كوچههاي تلگرافخانه، ميدان كوچك، يعقوب خان در شمال بين خيابان و كوچههاي هوانس شيرازي و سنجدي در جنوب آن مبين وجود يك گذر بزرگ به جاي خيابان خاقاني امروز است.بازگشت
دير سياه پوشان
دير راهبه يا سياهپوشان كه به دير "كاتارين" هم معروف است. در محله چهارسو و در مجاورت كليساي يوحنا (هوانس) واقع شده است. اين كليساي كوچك در سال ۱۶۲۳م برابر با ۱۰۳۲ ه-ق با هزينه يكي از افراد نيكوكار جلفا بنا شد .اكثر سياحان اروپايي از جمله تاورنيه و شاردن به اين ديردختران بيسرپرست اختصاص داشته است. كه قبلا" داراي ۳۳حجره بوده كه در حال حاضر فقط ۲ حجره از آنها باقي است. بازگشت
حمام قديمي
در قديم در جلفا دو حمام وجود داشت كه يكي بزرگ و ديگري كوچك بود. حمام بزرگ را ارامنه "شهر يمانيان" ميناميدند. نويسنده كتاب تاريخ جلفا اين حمام را شكوهمند معرفي كرده و مينويسد اين حمام كه سقف آن بر ستونها استوار است با خرج بسيار زياد ساخته شده است.بازگشت
باشگاه قديم ارامنه
در نزديكي كليساي وانك ساختمان بزرگي است كه تا قبل از پيروزي انقلاب اسلامي "باشگاه ارامنه" ناميده ميشد. پس از انقلاب چندي براي مدتي اين باشگاه تعطيل و در حال حاضر قسمتي از اين ساختمان زير نظر اداره كل تربيت بدني استان اصفهان به باشگاه بدنسازي تبديل شده و به نام"ماسيس"ناميده مي شود
منبعhttp://www.isfahan.ir/ShowPage.aspx?...hardeshgary#10
 

P O U R I A

مدیر مهندسی شیمی مدیر تالار گفتگوی آزاد
مدیر تالار
کاروانسرای شاه عباسی هجیب ( کیخسرو)

در مسیر کاروان روی قزوین – اصفهان و 48 کیلومتری جاده بوئین زهرا به ساوه کاروانسرای بزرگی قرار دارد که به گزارش شادن توسط زینب بیگم – مادر شاه عباس اول- با هزینه ای معادل چهار هزار تومان ساخته شده و با بناهای الحاقی اش از جمله دو باغ ، دو آب انبار ، یک گرمابه و یک جویبار بهترین کاروانسرای ایران به شمار می آمده است . مساحت 5850 متر مربع با 4000 متر مربع زیر بنا و 36 حجره از وسعت کم نظیر این کاروانسرا حکایت دارد . پلان کاروانسرا به صورت مربع بوده که در تقاطع بیرونی چهار ضلع آن برج های مدوری از سنگ و آجر برآورده اند که ارتفاع آنها نیم متر از سطح رخبام بالاتر است سردر رفیع و با شکوه ورودی در ضلع غربی قرار دارد که طرفین آن را در دو طبقه ساخته و با طاقنمای جناغی تزئین کرده اند.
هشتی ورودی که دارای فضایی وسیع است با سقف گنبدی بزرگی پوشش یافته و از تزئینات کاربندی در دور تا دور پایه قوس گنبد آجری برخوردار است . در دو سوی هشتی اتاق هایی برای نگهبانان در نظر گرفته اند که با راه پله ای به پشت بام راه می یابند . حیاط کاروانسرا که به ابعاد تقریبی 40×43 متر گسترده دارای چهار ایوان است که طاقنمایی به ارتفاع 6 متر دارد و پشت آنها اتاق های بنا قرار گرفته که مساحتشان از 9 تا 5/13 متر مربع متفاوت است.
در مرکز حیاط بنایی آجری به شکل هشت ضلعی ساخته اند که از دو چهار طاقی متصل به هم با قوس جناغی باز تشکیل شده است و گنبدی عرقچینی با آجر کاری زیبا دارد. این بنا علاوه بر سرداب کاربردهایی چون رختشویخانه داشته .
در تمامی بنای کاروانسرا، پایه آن را بر سنگ قرار داده و بقیه اش را با آجر بالا برده اند. پشت اتاق ها و در چهارسوی کاروانسرا راهرویی سراسری با طاقنمای عمیق به شکل طاق تویزه ساخته اند که د رطرفین دارای سکوهایی در ارتفاع تقریبی یک متر از کف میباشد و به منظور بارانداز از آن استفاده میشده و توسط اتاق های میانجی به حیاط راه داشته است .
از ویژگی های این کاروانسرا میتوان از حمام و آب انبار و باغ های آن که برای تامین هزینه های نگهداری کاروانسرا وقف شده بود ، ارتفاع بسیار کم درگاه های ورودی حجره ها که به منظور ایمن داشتن مسافران از سرما و گرمای کویری و گردبادها و توفان های نفس گیر منطقه طراحی شده و 16 طاقنما در قسمت بیرونی ضلع جنوبی برای داد و ستد بازرگانان و استقرار نعلبندان ، و فروشندگان ساز و برگ چهار پایان نام برد. کاروانسرای هجیب از آثار دوره صفوی است که به شماره 1187 در فهرست ملی کشور ثبت شده است.
 

P O U R I A

مدیر مهندسی شیمی مدیر تالار گفتگوی آزاد
مدیر تالار
کاروانسرای شاه عباسی محمد آباد
در 25 کیلو متری جنوب قزوین و در دل دشت وسیع بوئین زهرا که روزگاری مسیر پر تردد کراوان رو قزوین – اصفهان بود کاروانسرای بزرگی از عهد صفوی به جای مانده که از بیرون دارای طرحی 5 ضلعی و چهار برج مدور است.
سر در ورودی که در ضلع جنوب قرار دارد با یک هشتی بزرگ که گنبدی بر فراز آن است به حیاط ، دهلیزها ، اطاق ها و طاق نماهای دور تا دور می پیوندد.
حیاط داخل کاروانسرا به صورت مستطیلی 5/50×20/42 متر گسترده و بناهای چهار جانبش از یک قرینه سازی کامل پیروی نموده اند.
در وسط هر یک از جهات چهار گانه ، ایوان مرتفعی برآورده و در دوسوی ایوان های شمالی و جنوبی پنج طاق نما و در دو طرف ایوان های شرقی و غربی شش طاق نما که مجموعشان به 34 طاقنما میرسد ساخته اند.
در پشت غرفه های شمالی ، غربی و شرقی ، دالان یکپارچه ای به عرض 80/3 متر کشیده اند که از چهار طاق نمای واقع در چهار گوشه حیاط به آن راه می یابد و احتمالا کاربری اصطبل داشته است .
بنای کاروانسرا تمامی با آجر انجام شده و تنها در نمای داخل حیاط یک رج سنگ در پی آن به کار رفته است .
این اثر با شماره 1397 در فهرست ملی کشور به ثبت رسیده است.
 

P O U R I A

مدیر مهندسی شیمی مدیر تالار گفتگوی آزاد
مدیر تالار
کاروانسرای شاه عباسی آوج


این کاروانسرا که با وسعت تقریبی 55× 58 متر در وسط شهر آوج قرار دارد از جمله منزلگاه هایی است که در مسیر های اصلی کشور بنای آن به دستور شاه عباسی آغاز شده وبه سال 1040 قمری – روزگار پادشاهی شاه صفی – پایان یافته است . نمای خارجی ضلع شرقی کاروانسرا – که ورودی اصلی در آن است – سردر بزرگی با قوس هفت و پنج در وسط و هفت غرفه در دو طرف آن به صورت طاقنمای تو ود دارد که از آنها برای عرضه کالا های بازرگانان استفاده میشده و در حدود 5/1 متر از کف زمین بلندتر است .
ورودی اصلی که دارای دو سکو در هر طرف است به هشتی بزرگی می پیوندد که در هر طرفش سه غرفه ساخته اند .
نمای داخلی کاروانسرا عبارت است از دو طاقنمای بلند شرقی و غربی که در مقابلشان ایوانی قرار دارد و پشت آنها اتاقی واقع شده است . درگوشه های بنا نیز چهار طاقنمای دیگر و پشت هر یک اتاقی وجود دارد . در دو ضلع شمالی و جنوبی هم جلوی اتاق ها شش طاقنما بر آورده اند. که دو طاقنمای اول و اخر راهروی دسترسی به دهلیزهای طولانی پشت اطاق های چهار سوی کاروانسرا است که کاربری با رانداز و اصطبل داشته اند.
از ویژگی های این کاروانسرا وجود نیم برج های مخروطی شکل سنگی برای پشتیبانی دیوارهای خارجی ، ساخت قوس کلیل و قوس بزرگ سر در ورودی و سکوهای سراسری در راه رو ها ی پشت اتاق ها برای قرار دادن وسائل تجارتی و با رکاروانیان است.
زلزه ویرانگر اول تیر 80 آوج اسیب های جدی به این بنا وارد ساخته است .
کاروانسرای اوج به شما ره 2177 در فهرست ملی کشور ثبت شده است.
 

P O U R I A

مدیر مهندسی شیمی مدیر تالار گفتگوی آزاد
مدیر تالار
خانه مشروطيت در اصفهان

خانه مشروطيت در اصفهان




















 

P O U R I A

مدیر مهندسی شیمی مدیر تالار گفتگوی آزاد
مدیر تالار
باغ گل‌ها در اصفهان

باغ گل‌ها در اصفهان


















 

P O U R I A

مدیر مهندسی شیمی مدیر تالار گفتگوی آزاد
مدیر تالار
اوج ظرافت هنر معماری در مدرسه چهار باغ اصفهان +تصاویر

اوج ظرافت هنر معماری در مدرسه چهار باغ اصفهان +تصاویر






معروف به: مدرسه سلطانی، مدرسه مادرشاه، مدرسه امام جعفرصادق (ع)
موقعیت: خیابان چهارباغ عباسی
سال تاسیس: 1116 هجری (دوره شاه سلطان حسین صفوی)
آخرین بنای با شكوه عهد صفویه است كه برای تدریس و تعلیم طلاب علوم دینی ساخته شده است.
درختهای چنار كهنسال و نهر آبی كه در آن جریان دارد بر زیبایی تزئینات نفیس كاشیكاری این بنا افزوده است.

قسمتهای دیدنی مدرسه عبارت است از:
معماری و طرح زیبای كاشیكاری گنبد مدرسه
درب مجلل تزئین شده با طلا و نقره
محراب با شكوه
منبر یك پارچه مرمری
حجره مخصوص شاه سلطان حسین
كاشیكاری بی نظیر مدخل مدرسه
خطوط نستعلیق كتیبه ها و پنجره های آلت بری شده
در ضلع شرقی خیابان چهارباغ بنای باشکوه و نفیسی است که می‌توان آن را آخرین بنای مهم و با عظمتی دانست که در عصر صفویان در اصفهان ساخته شد.
این مدرسه که «مدرسه سلطانی» و «مدرسه مادر شاه» نیز نامیده می‌شده در زمان سلطنت شاه سلطان حسین آخرین حکمران سلسله صفوی احداث گردید.
تاریخ شروع عمارت 1116 هجری قمری و سال اتمام آن 1126 هجری قمری است. هیچ یک از آثار موجود در اصفهان به اندازه مدرسه چهارباغ، (کلکسیون کاشیکاری ایران) جهانگردان و سیاحان و بازدید کنندگان خارجی را تحت تأثیر جاذبه های خود قرار نداده است.
این مطلب را نوشته ها و خاطرات آنان تأیید می‌کند. بطوریکه برخی از آنها مدرسه را با عبارتی همچون سحر آمیز، جذاب و دلپذیر توصیف کرده اند.
از جمله این سیاحان: اوژن فلاندن، دیولافوا، کنت دوگوبینو هستند که مدرسه چهارباغ را شاهکار مسلم معماری دوران صفوی به حساب آورده اند.
وجه تسمیه مدرسه به سلطانی به این علت است که در زمان شاه سلطان حسین ساخته شده و بدین جهت مدرسه چهارباغ نامیده می شود که در خیابان چهارباغ واقع شده است. و دلیل آنکه مدرسه مادر شاه گفته می‌شود این است که مادر شاه سلطان حسین چند کاروانسرا و بازار و سایر نهادهای اقتصادی را وقف بر آن کرده است.
مدرسه چهارباغ به صورت چهار ایوانی است. نمای خارجی عمارت شامل سردری رفیع و با شکوه و زیبا است هفده طاق نمای دو طبقه آجری در اطراف در ورودی خودنمایی می‌کنند. سردر ساختمان مزین به کاشیهای ریز و ظریف همراه با مقرنس های پر نقش و نگار و خطوط مختلف است که بخش ورودی بنا را تشکیل می‌دهد.
کتیبه سردر به خط نستعلیق سفید بر زمینه کاشی لاجوردی است که تاریخ 1112 را بر خود دارد و به وسیله عبدالرحیم جزایری کتابت شده است.
دو دهانه سردر با کاشی های فیروزه ای تزئین شده و بر روی دو پایه سنگ مرمری، گلدانی به شکل بسیار زیبا قرار گرفته است در طرفین سر در دو سکوی مرمر بسیار نفیس و عالی وجود دارد.
در اصلی مدرسه که با طلا و نقره تزئین شده نمونه بارز هنر زرگری و قلمزنی است که در دوران صفویه به نهایت تعالی و تکامل رسیده است.
بر دو لنگه چپ و راست این در به خط نستعلیق بسیار زیبا و به صورت برجسته، اشعاری نوشته شده است. خطاط این اشعار محمد صالح اصفهانی خوشنویس برجسته آن عصر است.
قسمت داخلی مدرسه شامل هشتی، ورودی، حیات داخلی، گنبد، مناره و اطاقهاست. زیباترین قسمت مدرسه از نظر کاشیکاری هشتی ورودی آن است.
در وسط دالان مدرسه سنگاب نفیسی قرار دارد که صلوات بر چهارده معصوم با تاریخ 1110 هجری بر روی آن حجاری شده است. این سنگاب شاهکار هنر سنگتراشی و خوشنویسی است.
ایوان ها و حجره های صحن چهار ایوانه مدرسه رو به باغی پر درخت قرار دارد که جویباری از میان آن می‌گذرد. این نهر به نام فرشادی است (در اصفهان این گونه نهرها را مادی می‌گویند).
مادی فرشادی شعبه ای از زاینده رود است. صحن مدرسه چهارباغ نمونه کامل یک معماری درون گرا و بومی به شمار می‌رود.
حجره هایی که در دو طبقه و در فواصل ایوان های مدرسه ساخته شده که اختصاص به سکونت طلاب علوم دینی داشته است. اکثر این حجره ها دارای نقشه یکسانی است که از یک اتاق نشیمن در جلو و قسمتی به صورت صندوقخانه در عقب و قسمتی به نام بالا خانه تشکیل می‌شود. در جلوی این حجره ها ایوان زیبا و خوش طرحی قرار دارد.
در جبهه شمالی مدرسه، ایوان شمالی با دهانه نسبتاً عریض و ارتفاع زیاد قرار دارد. که در جبهه مقابل آن گنبد و مناره های ایوان جنوبی دیده می‌شود. کتیبه فوقانی داخل گنبد به خط عبدالرحیم جزایری خوش نویس عصر صفویه می‌باشد.
تمامی سطوح داخلی بنا به قطعات کوچکی تقسیم می‌شود که با کاشی تزئین شده است. منبر دوازده پله مدرسه که یکپارچه از سنگ مرمر ساخته شده از بهترین نمونه های هنر حجاری و سنگتراشی آن روزگار است. در کنار این منبر، محراب نفیس و بسیار زیبای مدرسه قرار دارد که کتیبه بالای محراب و منبر نیز به خط عبدالرحیم جزایری است.
اشعاری که در اطراف سرسرای مدرسه به خط نستعلیق بسیار زیبا به رنگ سفید بر زمینه کاشی خشت لاجوردی نوشته شده به خط محمد صالح اصفهانی و مورخ به سال 1119 هجری است.
کتیبه افقی داخل گنبد نیز به خط عبدالرحیم جزایری و تاریخ 1121 هجری است.
شبستان مسقف مدرسه چهارباغ که در ضلع شرقی مدرسه واقع شده با درب منبت کاری بسیار نفیسی به محوطه زیر گنبد مربوط می‌شود در این شبستان سه محراب وجود دارد که کتیبه های اطراف آنها را محمد مؤمن الحسینی به سال 1118 هجری کتابت کرده است.
در شمال مدرسه چهارباغ بازارچه ای زیبا و مرتفع وجود دارد که در عصر صفویه بازارچه بلند و بازارچه شاهی نیز نامیده می‌شد. این بازارچه نمونه ارزنده ای از بازارهای عصر صفوی است. در شرق مدرسه چهارباغ کاروانسرای مادر شاه واقع شده که مهمانسرای عباسی امروز است.
مدرسه چهارباغ دارای کتابخانه کم نظیر و با ارزشی بوده که در حمله افغانها نابود شده است این کتابخانه با کتب بسیار نفیس و کمیاب در اختیار طلاب علوم دینی و سایر پژوهشگران و محققین آن روزگار بوده است.
مدرسه چهارباغ موقوفاتی بسیار نیز داشته است که شامل باغها، مزارع، روستاها، املاک، دکانها، کاروانسراها و سایر مستغلات بوده است که چگونگی آنها با حمله افغانها نامعلوم مانده است به طور کلی مدرسه چهارباغ که به قول بسیاری از محققین هم مدرسه و هم مسجد بوده است، با 8500 متر مربع مساحت از آثار مهم و با ارزش عصر صفوی است که در اواخر حکومت این خاندان در اصفهان ساخته شده است.
مدرسه چهارباغ اصفهان که پس از پیروزی انقلاب اسلامی «مدرسه علمیه امام صادق (ع)» نامگذاری شد در حال حاضر به آموزش طلاب علوم دینی و حجره های آن نیز همانند عصر صفویه به اقامت طلاب اختصاص دارد.



گردآوری شده توسط: گروه فرهنگ و هنر ایران فروم
 

P O U R I A

مدیر مهندسی شیمی مدیر تالار گفتگوی آزاد
مدیر تالار
بقعه جعفریه اصفهان

بقعه جعفریه اصفهان



بقعه جعفریه اصفهان
بقعه جعفریه اصفهان سند زنده ای از توسعه شهر اصفهان در 800 سال گذشته است. بنایی به جای مانده از دوره حکومت ایلخانان مغول در ایران که امروزه در حاشیه غربی خیابان هاتف مقابل ورودی بازارچه امامزاده اسماعیل و در محله قدیمی خوشینان در بین هیاهوی شهری و طرح های احیای بافت تاریخی اصفهان گم شده است.
بقعه امامزاده جعفر از جمله تک بنا های برج ماندی است که از قرن هشتم هجری و دوران حکمرانی ایلخانان مسلمان مغول در اصفهان ایجاد شده است و در آن شخصیت های متعددی مدفون شده اند.
بنای هشت ضلعی بقعه سابق بر این در وسط صحن وسیعی قرار داشته که متاسفانه امروز اطراف آن را خانه های مسکونی فرا گرفته است به طوری که نیمی از بقعه در حیاط یکی از خانه های مسکونی مجاور بقعه قرار گرفته دارد.



یادگار مغول ها
گنبد جعفریه از نظر معماری نمونه کاملی از مقابر حکمرانان مغول است که گنبد سرخ مراغه آذربایجان یک نمونه ارزشمند دیگر از این سبک معماری است. این بنا در سابق گنبدی هرمی شكل داشته كه اكنون از میان رفته است. در قسمت نمای خارجی گنبد یك جفت كتیبه وجود دارد. اولین كتیبه به خط ثلث سفید معرق بر زمینه لاجوردی نوشته شده و شامل آیه الكرسی است كه در آخر آن تاریخ 725 هجری قمری آمده است.
در بالای این كتیبه،‌ كتیبه دیگری به خط ساده كوفی بر زمینه فیروزه ای شامل آیاتی از قرآن مجید است. برلوحه بالای در ورودی امامزاده جعفر با خط ثلث سفید معرق بر زمینه كاشی لاجوردی صلوات بر چهارده معصوم نوشته شده است.
شکل بقعه در قسمت پایین هشت ضلعی است. ارتفاع آن کوتاه و مسطح و دارای تزیینات کاشی کاری است. تزیینات کاشی به خط ساده کوفی برجسته و معرق در زمینه ای فیروزه ای است که عبارت بسم الله الرحمن الرحیم شامل آیات 164 تا 167 سوره مبارکه آل عمران بر آن نوشته شده است. کتیبه دوم گنبد به خط سفید معرق بر زمینه لاجوردی شامل آیه الکرسی و در قسمت آخر کتیبه سال ساخت گنبد به تاریخ 752 هجری قمری نوشته شده است.



مدرسه جعفریه
جعفریه مدرسه كوچكی است كه در بازار مسجد جامع جنب مدرسه طالبیه متصل به دیوار شرقی مسجد خاله‌اوغلی واقع شده است. راه آن از دالان طالبیه بین حوضخانه و مسجد نامبرده تعبیه گردیده است. راهرو باریك و كوتاهی دارد كه وارد حیاط هشت ضلعی منظمی می‌گردد. دورتادور حیاط، ساختمان دوطبقه زیبایی وجود دارد كه منازل و حجرات طبقه فوقانی همه دارای ایوان ستوندار سرپوشیده‌ای هستند. ستونها همه چوبی و به طور منظم با گچ پوشانیده شده‌اند. بنای آن هم‌زمان با بنای طالبیه صورت گرفته است و عمارتی است درون عمارت منضمی مسجد جامع جای گرفته و قابل تفكیك از آن نیست.

جعفریه مدفن چه کسانی است؟
بقعه جعفریه، مدفن جعفر بن سید مرتضی است و نسب او به حسن بن حسین بن محمد بن حسین (ع) می رسد که یکی از سادات قرن هشتم هجری بوده به همین سبب به نام بقعه جعفریه مشهور است.
به جز جعفر یک بانو نیز در ورودی بقعه دفن شده است که گویا از اعیان و سادات اصفهان آن زمان بوده است.هرچند بعقه جعفریه این روز ها کمتر مورد توجه است اما گویا آرامش این بنای تاریخی محل مناسبی برای دفن گروهی از مردگان اصفهان در چند دهه گذشته بوده است. چرا که به جز دو قبر مربوط به دوران ایلخانی افراد دیگری که اکثرا از معتمدین اصفهان بوده اند نیز در بقعه و یا اطراف آن درصحن بقعه دفن شده اند.
تنها بنای برج آرامگاهی اصفهان با معماری دروه ایلخانی است که به عنوان بخشی از میراث فرهنگی ایران به شماره 198 در فهرست آثار ملی ثبت شده است.
 

P O U R I A

مدیر مهندسی شیمی مدیر تالار گفتگوی آزاد
مدیر تالار
سوئیس ایران کجاست؟

سوئیس ایران کجاست؟

فریدون‌شهر اصفهان با لقب سوئیس ایران با جاذبه‌ای فراوان و وجود بیش از 200 آبشار و چشمه‌سار در غربی‌ترین نقطه استان بهترین تفرجگاه برای گذراندن یک تابستان گرم است که با وجود قابلیت‌های فراوان گردشگری ناشناخته مانده است.



به گزارش فارس از اصفهان، شهرستان فریدون‌شهر از غربی‌ترین شهرستان‌های استان اصفهان و در فاصله 175 کیلومتری از اصفهان با مساحت 2 هزار و 350 کیلومتر مربع

با توجه به نوع آب و هوایی که دارد پر از چشمه‌سارها و آبشارهای بسیار زیبایی است که توانسته جاذبه‌ای بکر را در این منطقه ایجاد کند.




ظرفیت جذب گردشگری در این منطقه به حدی فراوان است که می‌توان مدتی را به دور از دغدغه‌های شهری در بین آبشارها و چشمه‌های بلند آن سپری کرد، چنانکه


سالانه این شهرستان پذیرای گردشگران داخلی و خارجی است.




*آبشار پونه‌زار زیبایی بی‌انتها






آبشار پونه‌زار یا بیدنیانی در فاصله 25 کیلومتری غرب شهرستان فریدون‌شهر است که از ارتفاعات زاگرس مرکزی سر چشمه می‌گیرد. این آبشار در دره زیبای پونه‌زار و در دل

ارتفاعات سر به فلک کشیده زاگرس مرکزی چنان زیبایی و طراوتی به کوه‌های اطراف داده است که چشم هر بیننده‌ای را جذب در خود می‌کند.




به دلیل رویش پونه در آبراهه‌های آن به آبشار پونه‌زار معروف است، ارتفاع این آبشار حدود 30 متر است و در محلهای ریزش آب خزه‌های سرسبز دائمی تشکیل شده‌است.

 

P O U R I A

مدیر مهندسی شیمی مدیر تالار گفتگوی آزاد
مدیر تالار
*چشمه لنگان چشمه‌ای پر آب و تفرجگاه زیبا



چشمهٔ لنگان در روستای سیبک از توابع دهستان چشمه لنگان بخش مرکزی شهرستان فریدون‌شهر، چشمه‌ای پرآب در فاصلهٔ 17 کیلومتری جنوب‌غرب فریدون‌شهر، آب این چشمه از زیر تخته‌سنگ‌های بزرگ با فشار زیاد خارج می‌شود که قسمتی از آن با استفاده از سه ایستگاه پمپاژ از طریق خط لولهٔ 14 کیلومتری، آب آشامیدنی فریدون‌شهر و روستاهای مجاور آن را تأمین می‌کند. این چشمه و محدودهٔ آن یکی از مهمترین تفرجگاه‌های مردم این منطقه‌است.
*چشمه بابا احمد، آبی از اعماق کوه‌ها


سراب بابا احمد در فاصله 18 کیلومتری مرکز شهرستان و در نزدیکی روستای سرداب سفلی قرار دارد، این ‌سراب دارای چشمه‌ای زیبا و مناظری دل‌انگیز است. سکوهای نشیمن در کنار چشمه اقامت یک روز دل‌انگیز را برای تفریح فراهم می‌کند.
 

P O U R I A

مدیر مهندسی شیمی مدیر تالار گفتگوی آزاد
مدیر تالار
* آبشار طرزه آبشاری صخره‌ای در دل کوه


آبشار طرزه یکی از جاذبه‌های طبیعی و دیدنی در منطقه پشتکوه فریدونشهر است که از ارتفاعات زاگرس مرکزی سرچشمه می‌گیرد و حدود 85 کیلومتر با مرکز شهرستان فاصله داشته و در کنار روستای زیبای طـــرزه است، ارتفاع این آبشار حدود 40 متر و در تمام فصول سال جلوه‌ای زیبا از ریزش آب بر روی صخره‌ها به نمایش می‌گذارد.
* آبشار پشندگان واقع در دهستان پشتکوه روستای پشندگان


آبشار پشندگان در فاصله 75 کیلو متری جنوب فریدونشهر است در پائین دست روستای پشندگان واقع در دهستان پشتکوه فریدونشهر قرار دارد.
* چشمه آب لت واقع در فریدونشهر محله وحدت آباد


ارتفاع این آبشار حدود 45 متر است که در فصول بهار و تابستان با حرکت آب بر روی صخره‌های پائین دست جلوه‌ای زیبا از قدرت آفریدگار را در این طبیعت بکر و کوهستان زیبا را به نمایش می‌گذارد.
چشمه سراب در دامنه کوه‌های شمالی شهر فریدونشهر، چشمه تنگوله واقع در دهستان پشتکوه روستای سکان تنها بخشی از آبشارها و چشمه‌سارهای فریدون‌شهر است که وجود انواع درختان جنگلی شامل سیب، زالزالک، بنه، بلوط و گردو و انواع پرندگان وحشی بر طراوت و دلنشینی این جاذبه طبیعی افزوده است.
فریدون‌شهر شهری پر از کوه‌های پیچ در پیچ در این هوای گرم تابستان نقطه‌ای دنج برای گذراندن یک روز بیاد ماندی و یک روز تفریحی در کنار خانواده و یکی از بهترین مناطق برای جذب گردشگری و نیز سرمایه‌گذاری است.
 

P O U R I A

مدیر مهندسی شیمی مدیر تالار گفتگوی آزاد
مدیر تالار
شاهکار‌ معماری اصفهان در خطر‌ نابودی

شاهکار‌ معماری اصفهان در خطر‌ نابودی

مجاورت بنای تاریخی ارزشمند ایلخانی با یک معدن سنگ در پیربکران اصفهان، این بنا را در معرض خطر جدی قرار داده است.

مقبره پير بکران در حدود سي كيلومتري جنوب اصفهان و در قريه ي پير بكران، یکی از شاهکار های نادر معماری و هنری در عصر ایلخانی است. این مجموعه جزو مهمترین آثار تاریخی کشور و در عین حال ناشناخته ترین آنها در استان اصفهان است که می تواند از بهترین پتانسیل های گردشگری این استان باشد.
این مجموعه که از معدود آثار معماری مزین با سنگ و گچ است، دارای محرابی است که از بهترین محراب های منقوش در دوره اسلامی به شمار می رود.
اما مجاورت این اثر تاریخی با یک معدن سنگ سبب شده این بنای 700 ساله را در معرض آسیب های ناشی از انفجار در این معدن قرار داده است.
از سوی دیگر این اثر تاریخی نادر هنوز به طور کامل مرمت نشده است و در میان خانه های روستایی متروکه ای قرار گرفته است که نم گرفتگی آن ها این بنا را بیش از پیش تهدید می کند. ترک خوردگی دیوارها، فروریختن کاشی ها و از بین رفتن نقوش این بنا در اثر شدت انفجار در معدن نزدیک آن، لزوم توجه بیشتر مسئولین میراث فرهنگی کشور را نشان می دهد. عکس های عکاس فرارو، نماهایی از بیرون و داخل این شاهکار معماری در معرض نابودی را نشان می دهد.



 

P O U R I A

مدیر مهندسی شیمی مدیر تالار گفتگوی آزاد
مدیر تالار
عمارت عالی قاپو

عمارت عالی قاپو

تاریخچه بنا

این بنا پس از انتقال پایتخت از قزوین به اصفهان توسط شاه عباس اول بین سالهای ۹۷۱ تا ۹۷۷ خورشیدی بعنوان مقر و دولتخانه حکومتی سلاطین صفوی شروع به ساخت شد.
مدت زمان ساخت


راه پله



اتاق موسیقی


این عمارت طی ۵ مرحله معماری و در زمان جانشینان شاه عباس اول بخصوص شاه عباس دوم و شاه سلیمان بین ۷۰ تا ۱۰۰ سال ادامه و تکمیل یافت. حتی به دلیل وجود کتیبه‌ای بخط نستعلیق در زمان شاه سلطان حسین آخرین پادشاه صفوی، تزئینات طبقه سوم اضافه یا مرمت شده‌است.
استادکاران و معماران بنا

کتیبه یا سند مستندی مبنی بر عنوان نام معمار بنا در دست نیست ولی به احتمال زیاد معمار بنا یکی از استادان و معماران مهندس معروفی چون استاد علی اکبر اصفهانی یا استاد محمدرضا ابن استاد حسین بنای اصفهانی دو معمار مشهور مساجد جامع عباسی و مسجد شیخ لطف الله بوده‌است.
وجه تسمیه

قاپو یا قاپی در زبان ترکی به معنی در، درگاه و ورودی است و عالی به معنی باشکوه، بزرگ و با ارزش می‌باشد. گفته می‌شود که در اصلی بنا را شاه عباس از نجف و مقبره علی به این مکان انتقال داده‌است. کتیبه بالای سردر ورودی با عنوان انا مدینه العلم و علی بابها و استقرار ۱۱۰ توپ جنگی در مقابل کاخ به حساب ابجد نام علی را عنوان می‌نماید (ع=۸۰، ل=۲۰، ی=۱۰).
تزئینات داخلی و خارجی بنا


نمای پشت عالی‌قاپو


تزئینات خارجی بوسیله آجر که در لچکها (قسمتهای هلالی در بالای هر ورودی) بوسیله کاشی هفت رنگ و تزئینات و خطوط اسلیمی می‌باشد و تزئینات داخلی بوسیله نقوش زیبای گل و بته و شکارگاه و حیوانت و پرندگان بر روی گچ (لایه چینی و کشته بری) و یا مینیاتورهای تصویری ایرانی (به سبک نقاشی‌های رضا عباسی) و خارجی (بوسیله نقاشان اروپایی که در زمان شاه سلیمان در دربار صفوی حضور داشتند به سبک نقاشی اروپایی به سبک توسط نقاشان معروفی مانند آنژل ولوکار) می‌باشد.
مراحل پنجگانه ساخت بنا

مرحله اول

ساخت بنایی تنها به عنوان ورودی جهت سایر بناها و مجموعه کاخهای سلطنتی می‌باشد
مرحله دوم

در این مرحله لزوم گسترش بنا و اضافه نمودن طبقات فوقانی بدلیل گسترش پایتخت و افزایش جمعیت شهری و با اهمیت جلوه دادن مقر حکومتی احساس گردید. بدین منظور طبقات سوم و چهارم و نیم طبقه پنجم اضافه گردیدند.
مرحله سوم

تکمیل ساختمان برجی شکل کاخ با اضافه نمودن آخرین طبقه (معروف به سالن موسیقی).
مرحله چهارم

اضافه نمودن پیش زدگی به سمت میدان نقش جهان جهت افزایش طول کاخ و تبدیل آن به ایوان ستوندار در مرحله بعدی ساختمان
مرحله پنجم

اضافه نمودن ۱۸ ستون به ایوان با فضا ایجاد شده مرحله قبل بعلاوه ایجاد پله‌های شاهی و ساخت و تکمیل سیستم آبرسانی بنا جهت انتقال آب به طبقات به خصوص حوض مسی ایوان
پله‌های کاخ

این کاخ در حال حاضر دارای سه دستگاه پله، شامل دو دستگاه پله مارپیچ بصورت قرینه در قسمت غربی ساختمان و یک دستگاه پله بصورت پلکانی (بصورت چند پله و اتاقهای بین راه به شکل زیگزاگی) معروف به پله‌های شاهی که به منظور تشریفات ساخته شده‌است.
طبقات ششگانه بنای عالی قاپو


تصویر زنی ایرانی


بنای عالی قاپو با ارتفاعی حدود ۳۶ متر تا کف بازار بلندترین عمارت چند طبقه تا چند دهه اخیر در شهر اصفهان بوده‌است. بدلیل اضافات و الحاقات معماری در هر سو نمایی متفاوت دارد به طوری که از جلو بنا از میدان نقش جهان ۲ طبقه از پشت ساختمان ۵ طبقه، از طرفین بنا ۳ طبقه و با احتساب طبقه همکف بعنوان اولین طبقه، در کل ۶ طبقه می‌باشد.
آستانه ورودی

کمپفر دربارهٔ آستانه عالی‌قاپو چنین گفته است:[۲]
عالی‌قاپو دارای آستانه‌ای است از جنس مرمر که در تکریم و اجلال پادشاه سهم عمده‌ای دارد و عابرینی که می‌خواهند بدون شرف‌یابی به خدمت شاه برسند در آنجا به زمین می‌افتند و آستانه را می‌بوسند بنابرین همه سعی می‌کنند کفششان به آستانه نخورد وگرنه نگهبان آنان کتک جانانه‌ای می‌زند.

 

P O U R I A

مدیر مهندسی شیمی مدیر تالار گفتگوی آزاد
مدیر تالار
نمایـی مجـازی از اصفهان، نصف جـهان

نمایـی مجـازی از اصفهان، نصف جـهان

(به بـهانه روز اصفهان)

اصفهان، نصف جهان؛ این روزها آسمانش شکل بهتری دارد. ابر بر کاکل شهر نشسته است و خرامان می‌رقصد در ریزدانه‌های بلورین، تا برسند به زنده‌رودی که این روزها خودش را برای در بر کشیدن پرنده‌های مهاجر به شهر رسانده است. اینکه نماد اصفهان از قوس برج آذر شکل می‌گیرد و مجسمه‌اش ساخته می‌شود و نقش روی کاشی‌اش می‌شود تابلوی ورودی شهر و میدان نقش جهان ...

"ببخش تا خدا ببخشد" حکایت شهری است که تا زمان خشکی رودخانه، خشک‌تر از همیشه بود و با بازشدن دریچه‌های سد، باران قبل از آنکه آب زنده‌رود در مسیر 48‌ساعته‌اش، بیاید و پل‌ها را در آغوش بگیرد و از سی و سه پل رنجور که زخم بر پیشانی‌اش نشسته، تا پایه‌های پل خواجو که عصا به دست به فکر لرزش ستون‌های فرسوده‌اش روزگار می‌گذراند عیادت کند، خود را به زمین رساند تا جارو کرده باشد غبار روح شهر را. آذر قوسش را در آسمان می‌بندد تا مرغ‌های مهاجر به شهر بیایند و از سر و کول مردمی که نان خیرات آب می‌کنند بالا روند. اصفهان هر‌چند در اردیبهشت افسونگری می‌کند اما ناز نصف‌جهان در میان جنجال کلاغ‌های آذرماه، خریداران بیشتری دارد.

اختلاف در نامگذاری روز اصفهان بین مجموعه شهرداری و سازمان‌های مردم‌نهاد و چهره‌های برجسته فرهنگی و هنری و تعداد زیادی از روزنامه‌نگاران در روز ابتدای آذرماه، شکل ویژه‌ای به‌خود می‌گیرد چرا که مجموعه شهرداری در روز سوم اردیبهشت با استفاده از همه ابزار رسانه‌ای و سیستمی خود به‌دنبال برگزاری آیین نکوداشت این روز به‌عنوان روز اصفهان می‌گردد اما با همه این جنجال‌ها ناز اصفهان در روزهای ابتدایی برج قوس عجیب خریدار دارد. عینک باران‌خورده اصفهان را با دستمال کاغذی مچاله‌ای پاک می‌کنم که شهر، زیر نور دانه‌های باران، حال و هوای دیگری دارد.

و اما حکایت روز اصفهان :


قصه گزینش روزی برای اصفهان به بهمن‌ماه سال 1383 باز می‌گردد که پس از پیشنهاد گزینش چنین روزی از سوی دکتر شاهین سپنتا، برخی از سازمان‌های غیردولتی اصفهان همچون "کانون گسترش فرهنگ ایران بزرگ"، "جمعیت طبیعت‌یاران و انجمن مثنوی‌پژوهان ایران" از این پیشنهاد، استقبال و تلاشی گروهی را برای گزینش روز اصفهان آغاز کردند. در همین راستا، متن فراخوانی تهیه شد و برای بسیاری از چهره‌های فرهنگی و هنری، فرهیختگان، اصفهان‌شناسان و استادان دانشگاه‌ها فرستاده شد و همگی فراخوانده شدند تا پیشنهاد‌های خود را برای گزینش روزی با عنوان " اصفهان" با ذکر دلایل و مستندات کافی و با توجه به ریشه‌های تاریخی و فرهنگی آن به دبیرخانه بفرستند.

سرانجام در اردیبهشت‌ماه سال1384 همه پیشنهادهای رسیده به دبیرخانه هم‌اندیشی برای نامگذاری روز نکوداشت اصفهان بررسی و به داوری گذاشته شد و پس از گفت‌وگو‌های بسیار، اصفهان‌شناسان با رای اکثریت روز "یکم آذر‌ماه" هر سال را به‌عنوان "روز نکوداشت اصفهان" گزینش و تصویب کردند. دلیل انتخاب آنها این بود که براساس مستندات تاریخی، طالع بنیانگذاری شهر اصفهان در ماه آذر (قوس) دیده شده است. و آنان نگاره تاریخی منقوش بر کاشیکاری‌های سردر بازار قیصریه اصفهان را که تصویر فرد تیراندازی را با سر انسان و تنه ببر یا شیر و دم اژدها نشان می‌دهد و با اقتباس از صورت فلکی برج قوس (‌آذر‌ماه‌) و با محتوایی متعالی طراحی شده به‌عنوان نماد اصفهان انتخاب کردند. علاوه بر این، داوران ضمن درنظر گرفتن همه جوانب فرهنگی، تاریخی و اجتماعی در برگزیدن این روز، در بیانیه‌ای تاکید کردند: از آنجا که احداث باروی حفاظتی یا حصار بزرگ اصفهان به‌منظور تضمین امنیت شهر تاریخی اصفهان در دوران دیلمیان و در زمان حسن رکن‌الدوله دیلمی (‌366 - 322 هجری قمری‌) صورت گرفت و برپایی این باروی امنیتی به‌عنوان نقطه عطفی در تاریخ اصفهان شناخته می‌شود، یاد روز آن رویداد تاریخی از این روی شایسته‌تر از دیگر پیشنهادهاست.

شرکت‌کنندگان در فراخوان، روزها و مناسبت‌های متنوعی را برای روز نکوداشت اصفهان پیشنهاد کرده بودند. برای نمونه دوم اردیبهشت‌ماه جشن باستانی اردیبهشتگان، 28 اردیبهشت ماه روز جهانی موزه و میراث فرهنگی، 31 اردیبهشت‌ماه روز جهانی توسعه فرهنگی، سوم اردیبهشت‌ماه روز بزرگداشت شیخ بهایی، دهم بهمن‌ماه سالروز برگزاری بزرگ‌ترین جشن سده در اصفهان در زمان مرداویج زیاری، اول آذرماه سالروز بنیان باروی بزرگ اصفهان در زمان دیلمیان و چند روز دیگر.

پس از نتیجه‌گیری همه داوران، مسئولان شهری همچون دکتر مرتضی سقائیان‌نژاد (شهردار اصفهان) و دکتر محمدعلی چلونگر (رئیس سابق مرکز اصفهان‌شناسی) و دکتر محمود محمدی(عضو شورای شهر) نظر اصفهان‌شناسان را پذیرفتند و بیانیه استادان را امضا کردند اما زمان زیادی از انتشار خبر انتخاب یکم آذر‌ماه نگذشته بود که برخی از اعضای شورای شهر اصفهان در یک حرکت شتابزده، تصمیم به نفی انتخاب اصفهان‌شناسان گرفتند و براساس دستورالعمل شورای اسلامی شهر اصفهان، ‌سوم اردیبهشت‌ماه را به‌عنوان سالروز ولادت شیخ‌بهایی و به نام روز اصفهان نامگذاری کردند.

پس از این انتخاب نامناسب، اصفهان‌شناسان طی نامه‌ای به اعضای شورای شهر تذکر دادند که این انتخاب، بنیان درستی ندارد و روز تولد شیخ‌بهایی سوم اردیبهشت نیست چرا که براساس کتیبه کاشیکاری‌های دیوار اتاق مقبره شیخ بهایی، او در روز ۲۶ ذیحجه سال۹۵۳ هجری قمری برابر با پنجشنبه ۸ اسفند‌ماه سال۹۲۵ هجری خورشیدی در بعلبک لبنان به دنیا آمده و در تاریخ ۱۲‌شوال سال‌۱۰۳۰ هجری قمری برابر با دوشنبه ۸ شهریور ماه سال‌۱۰۰۰ هجری خورشیدی در اصفهان درگذشته است. اما شورای شهر به‌نظر اصفهان‌شناسان اهمیت نداد! و حتی در سال‌های بعد کوشید تا روز سوم اردیبهشت به‌عنوان روز بزرگداشت شیخ‌بهایی و روز معمار در تقویم رسمی کشور ثبت شود. طبق نظر اعضای شورای شهر اصفهان و تکرار این پیشنهاد از سوی وزارت مسکن و شهرسازی وقت، سرانجام منصور واعظی دبیر شورای فرهنگ عمومی کشور اعلام کرد که سوم اردیبهشت همزمان با زادروز شیخ‌بهایی که یکی از ابعاد وجودی او در معماری تبلور پیدا کرده، به نام روز معماری و روز اصفهان نامگذاری می‌شود اما سرانجام رئیس بنیاد علمی پژوهشی معماری و شهرسازی ایران اعلام کرد که با توجه به نامگذاری روز سوم اردیبهشت‌ماه به‌عنوان روز ملی کارآفرینی توسط هیأت دولت، ثبت روز مذکور که مصادف با بزرگداشت شیخ بهایی است، به‌عنوان روز ملی معماری منتفی است.

هرچند استاندار اصفهان در مصاحبه‌ای وعده تشکیل جلساتی برای حل این اختلاف را داده بود اما با این همه، چند سال است که شورای شهر اصفهان سوم اردیبهشت را روز اصفهان اعلام می‌کند و از سوم تا نهم اردیبهشت را به‌عنوان هفته اصفهان نام نهاده و روز سوم اردیبهشت در تقویم رسمی کشور به نام شیخ‌بهایی نام گرفته است اما براساس قول اصفهان‌شناسان روشن است که شورای شهر اصفهان حقایق تاریخی را نادیده گرفته و براساس یک اشتباه، روز سوم اردیبهشت را به نام روز تولد شیخ‌بهایی و روز بزرگداشت او معرفی کرده است.

این تصاویر زیبا رو تقدیم می کنیم به شما دوستانی که وطنتون رو دوست می دارید و به زیبایی های جای جای کشور عزیزمان ایران عشق می ورزید. اصفهان که نگین درخشان ایران و یکی از معدود نقاط دیدنی ایران است، هنوز هم حرف ها برای گفتن دارد و چشم اندازهایش هر انسانی را به تحسین وادار می کند.


به امید روزی كه دوباره زاینده رود پر آب و مردمانش با صفا و محبت و به دور از كینه ها و یك رنگ و همدل باشند و قدر یك دیگر را بدانند؛ از دوستمون، آقای بهروز ملک پور که زحمت ارسال این تصاویر رو کشیدند نیز تشکر می کنیم ...
























 

P O U R I A

مدیر مهندسی شیمی مدیر تالار گفتگوی آزاد
مدیر تالار
سفر به دریاچه نمک خور در اصفهان

سفر به دریاچه نمک خور در اصفهان

سفر به دریاچه نمک خور در اصفهان


دریاچه نمک خور که بزرگترین دریاچه فصلی نمک جهان (پلایا) است، از جمله کم ارتفاع‌ترین نقاط در فلات ایران نیز محسوب می‌شود .


شهرستان خور و بیابانک به مرکزیت شهر خور در منتهی‌الیه شرق استان اصفهان قرار گرفته است. این شهرستان از شمال به استان سمنان از جنوب و شرق به استان یزد و از سمت غرب به بخش انارک شهرستان نایین محدود است. شهرستان خور و بیابانک به صورت جلگه و دشت همواری است که عوارض پراکنده‌ای در جنوب، شمال، غرب و مشرق آن به چشم می‌خورد.این دریاچه در قسمت مرکزی تا جنوبی کویر مرکزی ایران گسترش دارد و ارتفاع آن از سطح آب‌های آزاد به طور متوسط ۷۰۷ متر است.عمق نمک در این دریاچه بر خلاف سایر دریاچه‌های نمک مشابه در فلات مرکزی ایران بسیار نازک بوده به طوری که از ۵ سانتیمتر تا ۱۰ متر متغیر است.علت این تفاوت حرکت دائمی سفره‌های آب‌های شور زیرزمینی و لجن‌های سیاه لایه‌های زیرین می‌باشد که از شکل‌گیری و تراکم پلتفرم‌های نمکی جلوگیری می‌کند.زمین‌های اطراف این دریاچه در مناطق غربی، شرقی و شمالی به شدت باتلاقی با درصد چسبندگی زیاد و در مناطق جنوبی به صورت زمین‌های پف کرده می‌باشد.آب و هوای منطقه بسیار گرم و خشک و میزان ریزش باران در دریاچه به صورت میانگین ۲۰ میلیمتر در سال می‌باشد. در هنگام بارش و ورود سیلاب‌های زمین‌های اطراف به دریاچه سطحی از آب سطح دریاچه را فرا می‌گیرد.هرز آب‌های ورودی به دلیل شوری کویرهای اطراف اشباع از نمک هستند و به دلیل گرمی بالای هوا به سرعت تبخیر شده نمک خود را در دریاچه باقی می‌گذارند.
دمای هوا در گرمترین زمان به ۵۵ درجه و در سرد ترین زمان (شب) به ۲۵ درجه می‌رسد میزان رطوبت هوا در فصول گرم در حدود بسیار ناچیزی کاهش می‌یابد.اختلاف زیاد درجه حرارت در روز و شب باعث شکسته شدن لایه نمک سطحی گشته و لایه های مرطوب زیرین از شکست‌های ایجاد شده رطوبت خود را از دست می دهند که این عامل باعث شکل‌گیری چندضلعی‌های نمکی (پلتفورم‌های نمکی) می‌گردد.همچنین حرکت لجن‌های سیاه لایه های زیرین در این شکل گیری ها موثر است.این کویر از دو چاله شمالی و جنوبی تشکیل شده که وسعت چاله جنوبی ۳ برابر بزرگتر از چاله شمالی می‌باشد. ارتفاع از سطح دریا در چاله شمالی ۱۵ متر بیش از چاله جنوبی می‌باشد.این دریاچه در فصول بارش به صورت مخلوطی از گل رس و نمک درمی‌آید و در فصول خشک به صورت دریایی سفید از نمک تبدیل می‌شود . فشردگی نمک در لایه‌های زیرین رانندگی بر روی قسمت‌هایی از این دریاچه را بسیار سهل و آسان کرده است.
 

P O U R I A

مدیر مهندسی شیمی مدیر تالار گفتگوی آزاد
مدیر تالار
گزارش تصویری از تپه ناشناخته آریایی‌ها در اصفهان

گزارش تصویری از تپه ناشناخته آریایی‌ها در اصفهان

گزارش تصویری از تپه ناشناخته آریایی‌ها در اصفهان


تپه تاریخی آریایی‌ها دارای ارزش باستان شناسی است؛ چرا که زمانی در 5 طبقه ماوا و مسکن آریایی‌ها بوده است و هنوز...

تپه آریایی‌ها در روستای رحمت آباد (30 کیلومتری شهر خوانسار استان اصفهان) واقع شده است. تپه تاریخی آریایی‌ها دارای ارزش باستان شناسی است؛ چرا که زمانی در 5 طبقه ماوا و مسکن آریایی‌ها بوده است و هنوز بقایای این خانه ها و درهای خشتی آنان به شکل غارهایی در دل آن نمایان است و می‌توان از دل این غارها روستای رحمت آباد را مشاهده کرد. طی گذشت سالیان طولانی و برخلاف درخواست پی در پی ساکنان روستا مسوولان سازمان میراث فرهنگی استان اصفهان از این تپه بازدید نکرده اند و اکنون تنها گوشه هایی از این تپه با ارزش باقی مانده است.


























 

P O U R I A

مدیر مهندسی شیمی مدیر تالار گفتگوی آزاد
مدیر تالار
خياباني كه از آسيب‌هاي زمان جان به در برده است
گردشي تاريخي در چهارباغ اصفهان





جام جم آنلاين: اصفهان در سال 1006 هجري قمري رسما به پايتختي شاه عباس اول بنيانگذار صفويان انتخاب شد و از آن پس فعاليت‌هاي قابل ملاحظه‌اي براي ساخت مساجد تاريخي، پل‌ها و قصر‌هاي باشكوه و... به منظور تزئين پايتخت به عمل آمد.


در همين سال فكر ايجاد گردشگاهي باشكوه از سوي شاه اعلام شد كه معماري و شهرسازي را با مفهوم جديد و نويي آشنا ساخت، خيابان چهارباغ كه چون نگيني برانگشتري اصفهان مي‌درخشد.

مفهومي كه نه‌تنها اولين شكل سازماندهي يك خيابان سبز در ايران بود، بلكه در جهان نيز بي‌نظير مي‌نمود و براي اولين‌‌بار در تاريخ ايران خيابان‌كشي و ايجاد معابر عمومي به اين سان منظم و كارآمد آغاز گرديد.

اين عمل شاه فضاهاي به غايت معمارانه باغ‌هاي ايراني را با تغييري بنيادين در مقياس، با تركيب تعداد بي‌شمار از باغ‌هاي خرد و كلان در گستره‌اي وسيع به شهر تبديل نمود كه يك رودخانه به عنوان بافت طبيعي و ابنيه و باغات به عنوان بافت مصنوع سبب شكل بخشي ساختار آن شدند.

در اطراف خيابان نهرهاي آب به جريان درآمدند كه درختان و درختچه‌هايي بسياري را حول آنها غرس كرده بودند. يك جوي آب ميان اين خيابان و زاينده‌رود جاري بود كه در محل تقاطع‌ها به حوض‌هايي ريخته مي‌شدند و آب جاري علاوه بر ايجاد نسيم خنك، ناخواسته با ايجاد اصوات و نوايي دل‌انگيز آرامش فكري و روحي و رواني وصف‌ناپذيري را منتقل مي‌كرد و در اطراف آن باغ‌هايي بوده كه ميان امرا و اشراف براي ساخت عمارت‌ها و كاخ‌هايشان تقسيم شده بودند، اما عموم مردم نيز مي‌توانستند از آنها استفاده كنند.

محور سبز چهارباغ در طول مسير خود ميان باغ‌ها و عمارت‌هايي چون چهلستون، باغ هزار جريب، باغ قصر سعادت‌آباد، عمارت جهان‌نما، كلاه‌فرنگي، باغ طاووس، هشت‌بهشت و ده‌ها باغ ديگر پيوند برقرار مي‌كرد كه امروزه غير از هشت‌بهشت از مجموعه باغ‌هاي سلطنتي محور چهارباغ چيزي باقي نمانده است. در اين ميان فضاهاي عمومي شهر مثل ميدان نقش‌جهان، بازار و مسجدها نيز انسجام مي‌يافتند.
 

P O U R I A

مدیر مهندسی شیمی مدیر تالار گفتگوی آزاد
مدیر تالار
خياباني براي گردش و نه رفت و آمد


خيابان چهارباغ از حيث تركيب طوري مي‌نماياند كه بيشتر محل گردش و تفرج ساكنان بوده تا مكاني به جهت رفت و آمد. سياحان خارجي بسياري از اين شهر متمدن ديدن كردند و توصيفات بسيار جالب توجه در وصف آن نقل كردند. پيتردلاواله، جهانگرد ايتاليايي كه در دوران سلطنت شاه‌عباس‌كبير مدتي در اصفهان پايتخت ايران به سر برد جملات كاملي از وصف آن ارائه داد.

او پس از توصيف ميدان نقش‌جهان يا ميدان شاه درباره خيابان چهارباغ چنين مي‌نويسد: محل تماشاي ديگر اصفهان خياباني است كه فعلا در خارج از شهر قرار دارد، وقتي محلات به هم ملحق مي‌شوند كاملا در وسط قرار خواهد گرفت. در شروع اين خيابان از سمت شهر اصفهان خانه كوچك چهارگوشي قرار گرفته كه ايوان‌ها و پنجره‌هاي زيادي دارد و با تصاوير و نقش و نگارهاي جالبي تزئين شده است.

او در جاي ديگري آورده است : از بالاي اين خانه تمام خيابان را بخوبي مي‌توان ديده و غرض از ساختمان آن نيز همين بوده است و قصر شاه را نيز دالاني به آن متصل مي‌كند.
در كنار خيابان ديوارهاي يكسان و منظمي وجود دارد كه در داخل آنها باغ‌هاي سلطنتي واقع شده و ورود به آنها براي گردش مردم آزاد است و با انعام مختصري به باغبان مي‌توان به حد دلخواه از ميوه‌جات آن بهره گرفت.

مدخل اين باغ‌ها با نظم و ترتيب خاص در مقابل يكديگر قرار گرفته‌اند و بالاي هريك از در‌ها عمارات كوچك ولي زيبايي ساخته شده كه مي‌توان ضمن گردش و تفنن وارد آن شده و ممكن است اشخاص غذاي خود را نيز در آنجا صرف كنند.

تعداد اين عمارات آنقدر زياد است و قرينه‌سازي و تناسب به اندازه‌اي در آنها رعايت شده كه واقعا زيباتر از آن نمي‌توان تصور كرد. به علاوه در داخل باغ‌ها و بيرون از آنها در خيابان صفوف طولاني و منظم درختان انبوهي قرار گرفته كه تناسب و نظم آنها فوق‌العاده است و نيز با فاصله‌هايي چند و غالبا در مقابل خانه‌هاي زيبا حوض‌هاي بزرگي به اشكال مختلف در وسط خيابان قرار گرفته كه مملو از آب است و هر يك از آنها تا كنار معبر عريضي كه براي عبور مردم پياده و سواره ساخته شده گسترش يافته است.

نهر بزرگي كه در بستري سنگي جاري است و تمام طول خيابان را از وسط آن مي‌پيمايد اين حوض‌ها را سيراب مي‌كند. در بسياري از اين حوض‌ها آب از فواره‌ها جهش مي‌كند و در بعضي ديگر به صورت آبشار‌هاي كوچكي سرازير مي‌شود. اين جهانگرد معروف حتي در تعريف از اين خيابان پارا فراتر گذاشته و مي نويسد: كف پياده‌روهاي خيابان سنگفرش و براي عبور انسان و اسب بسيار مناسب است و به فاصله‌هايي چند سنگفرش قطع و در زمين گل‌هاي مختلف كاشته شده است.

خيابان به باغ بزرگي كه باغ هزار جريب نام دارد منتهي مي‌شود. اين باغ به انضمام خياباني كه به آن اشاره كرديم امروز به اسم چهارباغ خوانده مي‌شود، زيرا در اصل باغ‌هاي چهارگانه‌اي در اين محل وجود داشته كه از مجموع آنها وضع فعلي به وجود آمده است. سطح باغ‌ها يكي بالاتر از ديگري قرار دارد منتهي عبور از آنها با اسب به آساني صورت مي‌گيرد.

در آنجا چيز ديگري جز رشته درختان پر شاخ و برگ ميوه وجود ندارد و تمام آنها آنقدر كوتاهند كه پياده‌ها و سواران با دست مي‌توانند ميوه بچينند و بعلاوه هر محوطه‌اي مخصوص درختان خاصي است مثلا يك مربع مخصوص درختان انجير و مربع ديگر مخصوص درختان هلو است و به همين نحو الي آخر.

اين باغ‌ها متعلق به شاه است ولي مردم با آزادي كامل از آنها استفاده مي‌كنند و آنقدر ميوه در آن وجود دارد كه براي تمام شهر كافي است و حتي زياد است. درطول و عرض باغ راهروهاي زيادي وجود دارد كه اطراف آن‌را درختان سرو كاشته‌اند و اين معابر به اندازه‌اي طويل است كه انتهاي آنها ديده نمي‌شود. از آخرين باغ كه از همه بلندتر است نهري عبور مي‌كند و سپس ديواري آن‌را محدود مي‌سازد. او در خاتمه اذعان مي‌كند كه هيچ يك از خيابان‌هاي معروف ايتاليا و حتي اروپا در زيبايي به پاي چهارباغ اصفهان نمي‌رسند.
 

P O U R I A

مدیر مهندسی شیمی مدیر تالار گفتگوی آزاد
مدیر تالار
آسيب‌هاي دوره قاجار

متاسفانه با تمام شوكت پايتخت صفويان كه از زبان جهانگرد ايتاليايي بخش‌هاي قابل توجهي از آن ارائه شد، اصفهان بعد از شاه‌عباس نتوانست جايگاه رفيع خود را دوباره به دست بياورد تا اين كه بالاخره در دوران قاجاريه و بخصوص زماني كه ظل‌السطان حاكم اصفهان بود، اين شهر خرابي‌هاي اساسي‌اي را به خود ديد. او از اين خيابان خوش منظر و فرح آور هم مانند ساير آثار باستاني چيزي باقي نگذاشت.

جداول سنگي را پر كرد و سنگ‌هاي حواشي آنها را فروخت و نقاشي‌هاي طاق‌نماها و ديوارها را هم محو كرد. از همه بدتر آن‌كه اين شاهزاده منهدم‌كننده همه درختان چنار كهنسال 300ساله را از ريشه در آورد و به مبلغ نازل 20 تومان فروخت.

با همه اين تفاصيل تاثير احداث و ايجاد درختزارها در فرهنگ ايراني كه هيچ‌گاه انسان را جدا از طبيعت ندانسته و همواره او را جزءلاينفك عناصر طبيعي و دل‌سپرده و وابسته به طبيعت معرفي مي‌كند، آنقدر عميق و كارآمد واقع شد كه باغ بندي و هنرهاي ديگر ايران، الهام‌بخش و تاثيرپذير متقابل يكديگر شدند.

تاثير حضور باغ در حوزه فرهنگي علاوه بر جهات هنري گوناگون همچون معماري و هنرهاي تزئيني وابسته به آن روي ساير هنرهاي مانند سفالگري، حجاري، نگارگري، قاليبافي، گليم‌بافي، پارچه‌بافي، موسيقي نيز تاثير وافري بر جاي گذاشت.

چرا كه افتخار تمام تصاوير روي مصارف فوق تصوير ايده‌آلي از باغ و نباتات و پيوند گل و گياه را ارائه مي‌دهند و به هر تقدير و هر ضرورتي حتي در واژگان و شعر و ادبيات پارسي نقش خود را بخوبي ايفا كردند و كمتر شاعري در اين سرزمين زيسته كه باغ و درخت و سبزه را در شعر خود وصف نكرده باشد.
 

Similar threads

بالا