ادبیات کامیونی

Ali Talash

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
ادبیات کامیونی.!!!


لاستيك قلبمو با ميخ نگات پنچر نكن

*
بوق نزن ژيان
ميخورمت


*
بر در ديوار قلبم نوشتم ورود ممنوع
عشق آمد و گفت من بي سوادم


*

قربان وجودت که وجودم زوجودت بوجود آمده مادر


*
شتاب مكن،مقصد خاك است


*
رادياتور عشق من ازبهر تو، آمد به جوش
گر نداري باورم بنگر به روي آمپرم


*

تو هم قشنگي

*

کاش جاده زندگي هم دنده عقب داشت

*
سر پاييني برنده
سر بالايي شرمنده


*
داداش مرگ من يواش


*
كاش ميشد سرنوشت را از سر نوشت


*
تند رفتن که نشد مردي
چشم انتظارم كه برگردي


*
يا اقدس
يا هيچكس


*
زندگي نگه دار پياده ميشم
آيي بي وفا کجا ميري
اونطرفي که ورود ممنوعه


*
اي ماشين با مرام، نشو نامرد با ما


*
عشق يعني
بهش بگي دوسش نداري ؛
و بعد بري يه گوشه و حسابي گريه کني


*
محبت از درخت آموز که سايه از سر هيزم شکن هم برنميدارد


*
درياي غم ساحل ندارد


*
بابا تو ديگه کي هستي


*
قربون دل غريب پرستت


*
داداش، جون من يواش


*
خوش غيرت


*
از عشق تو ليلي ........... رفتم زير تريلي


*
دنبالم نيا اسيرم مي شي


*
همه از مرگ مي ترسند من از رفيق نامرد


*
در پناه مولا


*
به مد پرستان بگو آخرين مد کفن است
 

Similar threads

بالا