اخرين دفاعيات دکتر محمد مصدق

mahdi.adelinasab

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
به من گناهان زيادي نسبت دادند و من مي دانم يک گناه بيشتر نکرده ام و ان اين است که تسليم تمايلات خارجيان نشده و دست انان را از منابع ملي کشور کوتاه کردم در تمام مدت زمامداري خود از لحاظ سياست داخلي و خارجي يک هدف داشتم
و ان اين بود که ملت بر مقدرات خود مسلط گردد و هيچ عاملي در سرنوشت مملکت جز اراده ملت دخالت نکند.
پس از50 سال مطالعه و تجربه به اين نتيجه رسيدم جز تامين ازادي و استقلال ممکن نيست ملت ايرانبر مشکلاتي که در راه سعادت و عظمت خود دارد غلبه کند براي نيل به اين منظور تا انجا که توانستم کوشيدم
راست است که مي خواهند سرنوشت من و خانواده ام را درس عبرت براي ديگران کنند.( در اينجا حالت گريه به اقاي دکتر مصدق دست داد) ولي من مطمئنم که نهضت ملت ايران خاموش شدني نيست و هرگز فراموش نکنند که سرنوشت افراد در مقابل حيات و استقلال ملل بي ارج و بي ارزش نيست است و تنها ارزويم اين است که ملت ايران اهمي نهضت ملي خود را به خوبي درک کنند
و به هيچ صورت از تعقيب راه پر افتخاري که رفتند دست نکشند اميدواريم که تمام طبقات و احاد و افراد از يير و جوان در هر مسلک و مذهب و دين در هر شغل و مقام اين معنا را به خوبي درک کنند. ( کتاب محاکمه و دفاع دکتر محمد مصدق)

مصدق در تبعيد(اوج اندوه در چهره مصدق هويداست)


علي‌اکبر دهخدا بر بالين دکتر مصدق


کابينه دکتر مصدق
​
 

mahdi.adelinasab

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
ادامه...

ادامه...

مهدي اخوان ثالث پس از شکست جنبش دمکراسي در ايران و با کودتاي بيست و هشتم مرداد مرثيه ي اين شکست را در سرايش " زمستان " سرود، شعري که در بخش بسيار عظيمي از آثار او ماندگار شده است.

سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت
سرها در گريبان است
کسي سر بر نيارد کرد پاسخ گفتن و ديدار ياران را


نگه جز پيش پا را ديد ، نتواند
که ره تاريک و لغزان است
وگر دست محبت سوي کسي يازي
به کراه آورد دست از بغل بيرون
که سرما سخت سوزان است


نفس ، کز گرمگاه سينه مي ايد برون ، ابري شود تاريک
چو ديدار ايستد در پيش چشمانت
نفس کاين است ، پس ديگر چه داري چشم
ز چشم دوستان دور يا نزديک ؟


مسيحاي جوانمرد من ! اي ترساي پير پيرهن چرکين
هوا بس ناجوانمردانه سرد است ... اي
دمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گوي ، در بگشاي


منم من ، ميهمان هر شبت ، لولي وش مغموم
منم من ، سنگ تيپاخورده ي رنجور
منم ، دشنام پس آفرينش ، نغمه ي ناجور
نه از رومم ، نه از زنگم ، همان بيرنگ بيرنگم
بيا بگشاي در ، بگشاي ، دلتنگم


حريفا ! ميزبانا ! ميهمان سال و ماهت پشت در چون موج مي لرزد
تگرگي نيست ، مرگي نيست
صدايي گر شنيدي ، صحبت سرما و دندان است


من امشب آمدستم وام بگزارم
حسابت را کنار جام بگذارم
چه مي گويي که بيگه شد ، سحر شد ، بامداد آمد ؟
فريبت مي دهد ، بر آسمان اين سرخي بعد از سحرگه نيست
حريفا ! گوش سرما برده است اين ، يادگار سيلي سرد زمستان است


و قنديل سپهر تنگ ميدان ، مرده يا زنده
به تابوت ستبر ظلمت نه توي مرگ اندود ، پنهان است
حريفا ! رو چراغ باده را بفروز ، شب با روز يکسان است


سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت
هوا دلگير ، درها بسته ، سرها در گريبان ، دستها پنهان
نفسها ابر ، دلها خسته و غمگين
درختان اسکلتهاي بلور آجين
زمين دلمرده ، سقف آسمان کوتاه
غبار آلوده مهر و ماه
زمستان است
 

rezaafsharpoor

عضو جدید
کاربر ممتاز
دکتر مصدق ، سیمرغ پر طلایی آسمان کم ستاره ایران است .رستمی که برای رهایی ایران جنگید و آرشی که ایران را از چنگال بدسگالان رهانید . سیاوشی که به تهمت بدخواهان در آتش آزمون پاکی در بیدادگاه محاکمه شد و پشت اکوان دیو را بر زمین مالید .
عقابی که کم زیست اما چون کلاغان بی سرنوشت طعمه خوار دست ضحاکان نگشت . خنجر از دست کسانی خورد که خنجر کشیدن را از پشت افتخار کردند ولیکن برای همیشه دغلکاریشان را تاریخ گواه است .
 

Similar threads

بالا