onia$
دستیار مدیر تالار مدیریت
[h=1]ابزار درک توليد ثروت در سازمان[/h]
سيد محمد اعظمی نژاد* منبع: Mindtools موردکاوی:کیت يک مدير منابع انسانی موفق است. او به تازگی برای احراز پست بالاتر مديريتی کانديد شده است. برای اين پست رقبای زيادی برای او وجود دارد، اما کیت در طول مصاحبه خود موفق به تحتتاثير قرار دادن هيات مديره شده است.
او نشان میدهد درک عميقی از نحوه عملکرد سازمان دارد و به خوبی نشان میدهد منابع انسانی چگونه میتواند موقعيت بازار سازمان را تقويت کنند. او توضيح میدهد که چگونه با بررسی تجارب رقبا، میتوان هزينههای منابع انسانی را در سازمان به حداقل رساند. کیت به اعضای هیات مديره اين پيام را منتقل میکند که او احتمالا رويکردهای خوبی برای تاثيرگذاری واحد منابع انسانی در بهبود کسبوکار شرکت دارد. جالب اينکه در رقابت کسب اين پست سازمانی در نهايت کیت برنده میشود، چرا که از خود، آگاهی تجاری خوبی به نمايش گذاشته بود. *** هوش يا آگاهی تجاری (Commercial Awareness)، میتواند در زندگی حرفهای شما تغييرات مهمی ايجاد کند. با مسلح شدن به اين ابزار، بهصورت يک حرفهای باتجربه به نظر میرسيد که تصميمات معقول میگيرد و بدون آن، تصميمات شما سطحی خواهد بود و به همين خاطر افراد به سرعت اعتماد خود را نسبت به شما از دست میدهند. در اين نوشتار تلاش خواهد شد تا ابزار آگاهی تجاری به شما معرفی شود تا با استفاده از آن زندگی حرفهای خود را بهتر بسازيد. آگاهی تجاری چيست؟ در لغتنامه کمبريج اين عبارت با عنوان «دانش کسب درآمد، با استفاده از نياز مشتری» تعريف شده است. به عبارتی ديگر، آگاهی تجاری درک نيازهای شرکت شما برای درآمدزايي موفق و ارائه خدمات خوب به مشتريان است. با وجود آگاهی تجاری، شما به خوبی ارزشهای محوری سازمان، بزرگترين رقبای آن، ذی نفعان کليدی و چالشهای حال حاضر کسبوکار خود را درک میکنيد. علاوه بر اين نقاط قوت و ضعف سازمان را میشناسيد و میتوانيد بر مبنای اين اطلاعات تصميمگيری بهتری انجام دهيد. مزايا و موارد استفاده از آگاهي تجاري بسياری از شرکت ها، آگاهی تجاری را به عنوان يک ويژگی مهم و کليدی در شرايط جذب نيروی انسانی خود در نظر میگيرند. آگاهی تجاری میتواند به بهبود عملکرد فرد در نقش جاری خود در سازمان کمک کند. وقتی شما صنعتی را که در آن مشغول به کار هستيد به خوبی بشناسيد و بدانيد که نقشی که شما در سازمان گرفتهايد چگونه میتواند به رقابتی شدن بيشتر سازمان، تصميمگيریهای بهتر، مديريت اثربخش ريسکها، پايين آوردن قيمت تامين کنندگان، تقويت اعتبار شما به عنوان يک متخصص کمک کند، بطور يقين توانايي بيشتری برای تامين نيازهای مشتريان سازمان خواهيد داشت. آگاهی تجاری برای هر نوع کسبوکاری مفيد است. حتی سازمانهای غيرانتفاعی و دولتی نيز میتوانند از منافع هوش تجاری بهرهمند شوند. در حقيقت آگاهی تجاری، يک مزيت کليدی تلقی میشود. معرفی ابزار برای به دست آوردن ابزار هوش تجاری نياز به زمان وجود دارد و تسلط به آن بايد بخشی از برنامه توسعه حرفهای شما باشد. هدف شما کسب اطلاعات کامل از سازمان، فضای کسبوکار و صنعت مرتبط بايد باشد. برای اين رسيدن به اين هدف چه کارهايي بايد انجام دهيد؟ سازمان خود را بشناسيد؛ بنيان هوش تجاری، در توسعه درک عميق شما از سازمان متبوعتان نهفته است. اينکه سازمان شما چگونه کار میکند، منبع درآمد سازمان از کجاست و چه موضوعاتی برای سازمان مهمتر است، اين سوالاتی هستند که بايد پاسخ آنها را به خوبی بدانيد. ابتدا گزارش عملکرد سالانه سازمان را اخذ و به دقت مطالعه کنيد. بررسی کنيد برای رهبران سازمان شما چه چيزی در کسبوکار مهمتر است و چه معيارهايي برای تشريح آن دارند؟ به نتايج مالی سازمان به خوبی دقت کنيد و بررسی کنيد آيا سازمان شما در سال مالی قبلی سودآور بوده است يا خير؟ درآمدهای سازمان از چه محلی بوده است و اين درآمدها را صرف چه مواردی کرده است؟ سپس ماموريت، چشمانداز، ارزشهای کليدی و اهداف سازمان را مورد تجزيه و تحليل قرار دهيد. بررسی کنيد آيا موارد به عنوان جزئي از زندگی روزانه سازمان قرار گرفته است؟ در نهايت به نقش خود در سازمان دقت کنيد. از خود بپرسيد چگونه میتوانم برای سازمان ارزش افزوده ايجاد کنم؟ چگونه میتوانم در جهت اهداف سازمان و جلب رضايت مشتريان آن گام بردارم؟ منابع و تامينکنندگان خود را بشناسيد؛ هر سازمانی برای عملکرد موثرتر به منابع و تامينکنندگان خود وابسته است به همين خاطر استفاده درست از منابع و تامين کالا و خدمات ورودی با قيمت بهينه از اهميت بسيار بالايي برخوردار است. ابتدا تجزيه و تحليلی از منابع و تامينکنندگان فعلی انجام دهيد و سعی کنيد برای آنها ضريب وزنی اهميت تعيين کنيد. در اين بررسی بايد به خوبی تشخيص دهيد عدم دسترسی به کداميک از اين منابع سازمان شما را از کسب موفقيت دورتر میکند. سپس هزينههای هريک از اين منابع را مورد بررسی قرار دهيد. آيا سازمان شما خريدهای خود را بصورت استراتژيک و آينده نگرانه انجام میدهد؟ آيا خريد شما با بهينه ترين قيمت صورت میگيرد؟ آيا سازمان تلاش کافی برای چانه زنی و مذاکره جهت عقد قراردادهای مناسب سازمانی انجام میدهد؟ مشتريان خود را بشناسيد؛ برای شناخت بهتر سازمان، شناخت مشتريان يک الزام است. سعی کنيد رقبای سازمان را شناسايي و وضعيت خود را با آنها مقايسه کنيد. برای اين منظور از ابزار USP(که قبلا در همين ستون معرفی شد) استفاده کنيد. به روز باشيد؛ سعی کنيد در مورد تغيير و تحولات مرتبط با صنعت خود و وضعيت اقتصادی همواره به روز باشيد. اشتراک نشريات، مجلات، بلاگها و سايتها میتواند روشی برای اين کار باشد. کسب اطلاع از اخبار اقتصادی معتبر نيز برای تصميمگيریها بسيار موثر است. *عضو هيات ریيسه کميته تخصصی توسعه- انجمن مديريت منابع انسانی ايران (hrjournalist.blogfa.com)
سيد محمد اعظمی نژاد* منبع: Mindtools موردکاوی:کیت يک مدير منابع انسانی موفق است. او به تازگی برای احراز پست بالاتر مديريتی کانديد شده است. برای اين پست رقبای زيادی برای او وجود دارد، اما کیت در طول مصاحبه خود موفق به تحتتاثير قرار دادن هيات مديره شده است.
او نشان میدهد درک عميقی از نحوه عملکرد سازمان دارد و به خوبی نشان میدهد منابع انسانی چگونه میتواند موقعيت بازار سازمان را تقويت کنند. او توضيح میدهد که چگونه با بررسی تجارب رقبا، میتوان هزينههای منابع انسانی را در سازمان به حداقل رساند. کیت به اعضای هیات مديره اين پيام را منتقل میکند که او احتمالا رويکردهای خوبی برای تاثيرگذاری واحد منابع انسانی در بهبود کسبوکار شرکت دارد. جالب اينکه در رقابت کسب اين پست سازمانی در نهايت کیت برنده میشود، چرا که از خود، آگاهی تجاری خوبی به نمايش گذاشته بود. *** هوش يا آگاهی تجاری (Commercial Awareness)، میتواند در زندگی حرفهای شما تغييرات مهمی ايجاد کند. با مسلح شدن به اين ابزار، بهصورت يک حرفهای باتجربه به نظر میرسيد که تصميمات معقول میگيرد و بدون آن، تصميمات شما سطحی خواهد بود و به همين خاطر افراد به سرعت اعتماد خود را نسبت به شما از دست میدهند. در اين نوشتار تلاش خواهد شد تا ابزار آگاهی تجاری به شما معرفی شود تا با استفاده از آن زندگی حرفهای خود را بهتر بسازيد. آگاهی تجاری چيست؟ در لغتنامه کمبريج اين عبارت با عنوان «دانش کسب درآمد، با استفاده از نياز مشتری» تعريف شده است. به عبارتی ديگر، آگاهی تجاری درک نيازهای شرکت شما برای درآمدزايي موفق و ارائه خدمات خوب به مشتريان است. با وجود آگاهی تجاری، شما به خوبی ارزشهای محوری سازمان، بزرگترين رقبای آن، ذی نفعان کليدی و چالشهای حال حاضر کسبوکار خود را درک میکنيد. علاوه بر اين نقاط قوت و ضعف سازمان را میشناسيد و میتوانيد بر مبنای اين اطلاعات تصميمگيری بهتری انجام دهيد. مزايا و موارد استفاده از آگاهي تجاري بسياری از شرکت ها، آگاهی تجاری را به عنوان يک ويژگی مهم و کليدی در شرايط جذب نيروی انسانی خود در نظر میگيرند. آگاهی تجاری میتواند به بهبود عملکرد فرد در نقش جاری خود در سازمان کمک کند. وقتی شما صنعتی را که در آن مشغول به کار هستيد به خوبی بشناسيد و بدانيد که نقشی که شما در سازمان گرفتهايد چگونه میتواند به رقابتی شدن بيشتر سازمان، تصميمگيریهای بهتر، مديريت اثربخش ريسکها، پايين آوردن قيمت تامين کنندگان، تقويت اعتبار شما به عنوان يک متخصص کمک کند، بطور يقين توانايي بيشتری برای تامين نيازهای مشتريان سازمان خواهيد داشت. آگاهی تجاری برای هر نوع کسبوکاری مفيد است. حتی سازمانهای غيرانتفاعی و دولتی نيز میتوانند از منافع هوش تجاری بهرهمند شوند. در حقيقت آگاهی تجاری، يک مزيت کليدی تلقی میشود. معرفی ابزار برای به دست آوردن ابزار هوش تجاری نياز به زمان وجود دارد و تسلط به آن بايد بخشی از برنامه توسعه حرفهای شما باشد. هدف شما کسب اطلاعات کامل از سازمان، فضای کسبوکار و صنعت مرتبط بايد باشد. برای اين رسيدن به اين هدف چه کارهايي بايد انجام دهيد؟ سازمان خود را بشناسيد؛ بنيان هوش تجاری، در توسعه درک عميق شما از سازمان متبوعتان نهفته است. اينکه سازمان شما چگونه کار میکند، منبع درآمد سازمان از کجاست و چه موضوعاتی برای سازمان مهمتر است، اين سوالاتی هستند که بايد پاسخ آنها را به خوبی بدانيد. ابتدا گزارش عملکرد سالانه سازمان را اخذ و به دقت مطالعه کنيد. بررسی کنيد برای رهبران سازمان شما چه چيزی در کسبوکار مهمتر است و چه معيارهايي برای تشريح آن دارند؟ به نتايج مالی سازمان به خوبی دقت کنيد و بررسی کنيد آيا سازمان شما در سال مالی قبلی سودآور بوده است يا خير؟ درآمدهای سازمان از چه محلی بوده است و اين درآمدها را صرف چه مواردی کرده است؟ سپس ماموريت، چشمانداز، ارزشهای کليدی و اهداف سازمان را مورد تجزيه و تحليل قرار دهيد. بررسی کنيد آيا موارد به عنوان جزئي از زندگی روزانه سازمان قرار گرفته است؟ در نهايت به نقش خود در سازمان دقت کنيد. از خود بپرسيد چگونه میتوانم برای سازمان ارزش افزوده ايجاد کنم؟ چگونه میتوانم در جهت اهداف سازمان و جلب رضايت مشتريان آن گام بردارم؟ منابع و تامينکنندگان خود را بشناسيد؛ هر سازمانی برای عملکرد موثرتر به منابع و تامينکنندگان خود وابسته است به همين خاطر استفاده درست از منابع و تامين کالا و خدمات ورودی با قيمت بهينه از اهميت بسيار بالايي برخوردار است. ابتدا تجزيه و تحليلی از منابع و تامينکنندگان فعلی انجام دهيد و سعی کنيد برای آنها ضريب وزنی اهميت تعيين کنيد. در اين بررسی بايد به خوبی تشخيص دهيد عدم دسترسی به کداميک از اين منابع سازمان شما را از کسب موفقيت دورتر میکند. سپس هزينههای هريک از اين منابع را مورد بررسی قرار دهيد. آيا سازمان شما خريدهای خود را بصورت استراتژيک و آينده نگرانه انجام میدهد؟ آيا خريد شما با بهينه ترين قيمت صورت میگيرد؟ آيا سازمان تلاش کافی برای چانه زنی و مذاکره جهت عقد قراردادهای مناسب سازمانی انجام میدهد؟ مشتريان خود را بشناسيد؛ برای شناخت بهتر سازمان، شناخت مشتريان يک الزام است. سعی کنيد رقبای سازمان را شناسايي و وضعيت خود را با آنها مقايسه کنيد. برای اين منظور از ابزار USP(که قبلا در همين ستون معرفی شد) استفاده کنيد. به روز باشيد؛ سعی کنيد در مورد تغيير و تحولات مرتبط با صنعت خود و وضعيت اقتصادی همواره به روز باشيد. اشتراک نشريات، مجلات، بلاگها و سايتها میتواند روشی برای اين کار باشد. کسب اطلاع از اخبار اقتصادی معتبر نيز برای تصميمگيریها بسيار موثر است. *عضو هيات ریيسه کميته تخصصی توسعه- انجمن مديريت منابع انسانی ايران (hrjournalist.blogfa.com)