آموزنده ولی تلخ و دردناک!

hamid1661363

کاربر فعال
آموزنده ولی تلخ و دردناک

یک انقلابی اصیل می داند که دفع فاسد به افسد نمی شود و ستمگری و خشونت با همین حربه ها از بین نمی رود.
اگر از جمعیتی که درگیر ماجرا بودند چشم پوشی کنیم، بعید است افراد زیادی از تماشای آنچه از لحظه دستگیری قذافی تا مرگ وی به تماشا گذاشته شد، لذت برده و شادی و دست افشانی کرده باشند، هر چند او را شخصیتی منفور بدانند و از سقوط حکومت او احساس رضایت کنند. مسلماً آن رفتار نزد کسانی که قذافی را به خاطر خشونت ها و قلدری هایش و جنایت های دستگاه امنیتی وی بر ضد مخالفان سیاسی و فکری اش محکوم کردند، پسندیده و قابل قبول نیست. زیرا اگر ما بتوانیم به همان اندازه آدمکشان و شکنجه گران بی رحم و قسی القلب باشیم و از مشاهده رنج و درد و حقارتی که قربانی در برابر چشمان ما تحمل می کند احساس لذت کنیم، چگونه ممکن است وقتی بر کرسی فرمانروایی تکیه زدیم، مبتکر نظامی بر پایه صلح و مدارا، انصاف و عدالت شویم؟ هر اندازه از زشتی ها و جنایات رژیم قذافی بگوییم باز هم ثابت نمی کند که می توان پلیدی و تبهکاری را با عمل به مثل از صفحه روزگار حذف نمود.

خشونت متقابل اثری جز بازتولید خشونت ندارد. به نظر من آن دسته از انقلابیون لیبی که ساعاتی پیش از فتح کامل شهر سرت و دستگیری قذافی، حدود پنجاه اسیر از طرفداران وی را درحالی که دستبند بر دستهایشان بود، دستجمعی اعدام و جسدشان را روی زمین رها نمودند و پیش از آن هم به دفعات مرتکب جنایت و خشونت بر ضد آنها شدند، نه انقلابی حقیقی و نه مسلمان اصیل بودند. هدف یک انقلابی اصیل از بین بردن ریشه های ستم، تجاوز و بی عدالتی و استبداد و جنایت بر ضد بشریت است. او می داند که دفع فاسد به افسد نمی شود و ستمگری و جنایت و خشونت با همین حربه ها از بین نمی رود، که از قدیم گفته اند تیغه چاقو دسته خودش را نمی برد. مسلمان راستین نبودند زیرا چه در قرآن و چه در سیره پیامبر و رهبران اصیل دینی، چنین رفتاری با اسیران و حتی کسانی که در حال جنگ با ما هستند مجاز نیست. در قرآن تصریح شده که به محض آنکه دشمن شما تسلیم شد و تقاضای صلح کرد باید بپذیرید [1] و حق کمترین بی احترامی، تحقیر و آزار روحی یا جسمی به اسیر ندارید، با او چنان رفتار کنید که با دوستان و خویشان خود می کنید [2]. من درشگفتم افرادی که خود را مسلمان و پیرو قرآن و رسول و امامان می دانند و در مقام زمامداری و مأمور حکومت یا یک مبارز راه آزادی می باشند عمل خود را در آزار و شکنجه و توهین و تحقیر زندانیان و اسرا و ارتکاب همه نوع جنایت و خشونت بر ضد مخالفان چگونه توجیه می کنند؟ در قرآن تصریح شده که مومنان جز با کسانی که بر ضد آنان وارد جنگ می شوند و به ستم از سرزمین و خانه و کاشانه بیرونشان می کنند حق جنگ ندارند [3] تأکید می کند که ادامه جنگ با آنها، بعد از آن که دست از تجاوز برداشتند مجاز نیست و مؤمنان حق ندارند متقابلاً به حقوق و سرزمین و جان و مال آنها تجاوز کنند [4] و به محض آن که تقاضای صلح کردند باید بپذیرند [5]. در همین قرآن مؤمنان از ستیز ودشمنی با کسانی که به حریم زندگی و حقوق آنها تجاوز نکرده اند منع شده اند هر چند با آنها بر یک عقیده و مذهب و آیین نباشند. به عکس ترغیب شده اند که با دگر اندیشانی که به پیمان خود دائر بر همزیستی مسالمت آمیز و عدم تجاوز به یکدیگر وفادارند دوستی کنند، حتی اگر آنان «مشرک» باشند [6]. به دفعات خوانده ایم و شنیده ایم که امام علی به فرزندانش را درباره ضارب خود ابن ملجم کسی که پیشوا و زمامدار مسلمین را در حال نماز، ناجوانمردانه از پشت مورد حمله قرار می دهد و با شمشیر ضربه ای کاری بر فرق سر وی می زند توصیه می کند که با وی با کمال مهربانی و احترام رفتار کنند. از همان غذا که می خورند و لباسی که خود می پوشند به او بخورانند و بپوشانند، مبادا او را تحقیر و دشنام و یا آزار دهند [7] . باید پرسید زمامداران مسلمانی که در قلمرو تحت حکومت خود مرتکب همه نوع اعمال شنیع بر ضد مخالفان فکری و عقیدتی یا سیاسی خود می شوند و بعضاً آنها را برای تقویت مبانی مذهبی ضروری می شمارند، این تضاد آشکار را چگونه توجیه می کنند؟

مشابه همین تناقض در رفتار بعضی از قدرتهای مدافع دموکراسی و حقوق بشر دیده می شود زیرا به دفعات اقدام به تجاوز به ملتها و سرزمینهایی هزاران کیلومتر دورتر از موطن خود کرده اند و منشا قتل عامها و ویرانی های گسترده شده اند در حالی که مردم آن جوامع هرگز به حدود و ثغور آنان و به حریم زندگی و سرزمین شان دستبرد نزده وتجاوز نکرده اند. جالبتر آنکه همه این جنایات را بهانه گسترش دموکراسی و پیشبرد تحقق اصول حقوق بشر مرتکب می شوند، آنچه منادیان حقوق بشر و دموکراسی در ویتنام ، سومالی ، عراق ، افغانستان و فلسطین و اردوگاههای صبرا و شتیلا و دیریاسین غزه و زندان های گوانتامانو و ابوغریب و دیگرزندان های مخفی در سراسر جهان انجام داده و می دهند، به لحاظ ماهیت چه فرقی با جنایات دستگاههای امنیتی رژیم های دیکتاتوری نظیر صدام و مبارک، قذافی و اسد و ... دارد؟

تجربه مردم لیبی در قیام و پیروزی بر ضد دیکتاتوری، در آغاز کار خود است. همان گونه که مقاومت و فداکاری مبارزان در برابر ارتش نیرومند و مدرن و مزدوران و نیروهای شبه نظامی و امنیتی رژیم قذافی خیره کننده و به یادماندنی است، رفتار گروهی از آنان با هواداران او از اسیر و غیراسیر، در مواردی به همان اندازه زشت و غیرانسانی ثبت خواهد شد. ولی این ها نخستین گروه از انقلابیون نیستند که با پرچم آزادی و عدالت و برابری در دست، بعد از پیروزی و کسب قدرت مرتکب خشونت و تجاوز و اعمال زشت و ضد اخلاقی می شوند. قذافی، افسر جوان آرمانخواهی بود که زیر تأثیر انقلاب مصر و رهبر آن جمال عبدالناصر بر ضد رژیم فاسد و استبداد پادشاهی کشور خود قیام کرد، و چند سالی به انگیزه عدالت خواهی و ضدیت با امپریالیسم اقداماتی نابخردانه و نا سنجیده و بیشتر احساسی و ماجراجویانه در داخل و خارج انجام داد. آنقدر در ادامه این رویه (خودکامگی و یکه تازی) پیش رفت تا سرانجام وقتی کاخ خود را زیر بمباران نیروی هوایی امریکا ویران و نوه خود را کشته دید، دستها را در برابر همان امپریالیسم که سالها با آنها خصومت ورزیده بود بالا برد و در تسلیم و دلدادگی و گشودن و تحویل همه اسرار کشور خود آنقدر زیاده روی کرد که به دشواری نظیری برای آن می توان یافت.:que:

در مقابل، رفتار او برضد مردم خود منتقدان و مخالفان خشن تر و بی رحمانه تر و ازعقل و انصاف و اخلاق و آرمان های اولیه دورتر و دورتر گردید. آنقدر او مخالفان را زندانی کرد و شکنجه داد و کشت و مخفیانه به خاک سپرد تا روزی که کاسه صبر مردم لبریز گشت و همان شد که هرگز تصور نمی کرد و تا ساعات و شاید دقایقی پیش از مرگ رقت بارش، آماده پذیرش واقعیت نبود. رژیم های شاه ایران، صدام حسین، بن علی و مبارک هم به سرنوشتی مشابه دچار گشتند و هم اکنون نظایر بشار اسد و علی عبدالله صالح نیز بی اعتنا به آنچه بر پیشینیان آنها و در برابر چشمانشان رفته و می رود، سوار بر اسب سرکش خودکامگی به جلو می تازند تا خود نیز همانند، آنان مصداق کلام آموزنده علی شوند که فرمود: کسی که از عبرت ها و پیشامدهای روزگار درس نگیرد، حوادث بر او پیشی می گیرند مگر آن که به موقع به تقوا و خویشتن داری مجهز شود[8].

حبیب الله پیمان
 

Similar threads

بالا