شاهحسینی در برنامه هفت مطرح کرد؛
«آرگو و جدایی...» میخواستند بگویند ایران جهنم است و فرار کنید
خبرنامه دانشجویان ایران: شاهحسینی در برنامه شب گذشته هفت عنوان کرد هر دو فیلم "جدایی نادر از سیمین" و "آرگو" معتقدند که ایران جهنمی است برای زیستن پس باید از آن گریخت در نتیجه اسکار دچار تناقض نشده است.به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ در برنامه شب گذشته "هفت" که 11 اسفندماه روی آنتن شبکه سه رفت، مجید شاهحسینی به عنوان کارشناس برنامه در بخش گفتگوی ویژه به بررسی راهکارهای رسیدن به سینمای دینی پرداخت. همچنین نقد و بررسی فیلم سینمایی "دزدان خیابان جردن" با حضور کارگردان و تهیه کننده فیلم از دیگر بخشهای برنامه شب گذشته بود.
در ابتدای برنامه گزارشی از اهدای جایزه اسکار به فیلم "آرگو" و واکنش های هنرمندان و مسئولان کشور در این باره پخش شد. همچنین محمود گبرلو که سرمقاله این هفته برنامه را به اسکار اختصاص داده بود، در اینباره عنوان کرد: هفته گذشته فیلمی انتخاب شد که چهره سیاهی از مردم ایران و تحریفی تاریخی را به نمایش گذاشت.
وی ادامه داد: این اولین بار نیست که چنین برخوردی با ایران شده است. حرکتی است که از سالها قبل آغاز شده و غربیها همواره تلاش میکنند به همبستگی مردم ایران ضربه بزنند اما موفق نمیشوند. نکته مهم و اساسی این است که اهالی سینمای ایران، سیاستگذاران و هنرمندان در مقابل این حرکت ها چه برخوردی می کنند.
گبرلو عنوان کرد: باید دید سینمای ایران در این سی و اندی سال چه کرده است. همه افرادی که در طول این سالها دستاندرکار بودند باید در این زمینه پاسخگو باشند که در مقابل این حرکت ها چه تمهیدی اندیشیده اند. باید از طریق سینما گام هایی را برداریم؛ البته با کنار گذاشتن اختلافها.
ایرانیهای سراسر جهان از جایزهای که به "آرگو" اهدا شد آزردهخاطر شدند
امیر اسفندیاری مدیر امور بین الملل بنیاد سینمایی فارابی در ادامه پشت خط آمد و درباره اهدای جایزه بهترین فیلم به آرگو در اسکار امسال عنوان کرد: قبلا هم در هالیوود چنین آثاری ساخته شده است که منطبق بر واقعیات نیست. طبیعتا وقتی آمریکا از ماجرایی مثل گروگان گیری که در آن زخم خورده فیلمی می سازد به نفع خودش است. اما وقتی چنین فیلم متوسطی جایزه بهترین فیلم اسکار را می گیرد و میشل اوباما این جایزه را اهدا می کند، بسیار پرمعنا است.
وی ادامه داد: فیلم هایی مثل " عشق" که جایزه بهترین فیلم خارجی زبان را گرفت شایسته دریافت این جایزه بودند اما آثاری چون " لینکلن" و "زندگی پای" شایستگی بیشتری برای دریافت جایزه داشتند. جالب این است که همه ایرانیها همان قدر که سال گذشته از دریافت جایزه اصغر فرهادی خوشحال شدند امسال به خاطر فیلم "آرگو" آزرده خاطر شدند چون چهره بسیار نامناسبی از مردم ایران در این فیلم به نمایش گذاشته شده است.
اسفندیاری توضیح داد: مردم دنیا با دیدن فیلم های ما توانسته اند با چهره اصلی مردم ایران آشنا شوند. در حال حاضر نیز با حضور فیلم هایی چون " بچه های آسمان" و " جدایی نادر از سیمین" چهره واقعی مردم ایران به درستی مشخص شده است.
وی همچنین درباره مسئله لابی شمقدری با مسئولان اسکار درباره اهدای جایزه به فیلم "جدایی نادر از سیمین" اظهار بی اطلاعی کرد.
در بخش گفتگوی ویژه که به مهندسی سینما اختصاص داشت راهکارهای رسیدن به سینمای دینی با حضور مجید شاه حسینی مورد بررسی قرار گرفت.
نگاه تکنوکراتی در سینمای ایران غالب است
شاهحسینی در ابتدای صحبتهایش با بیان اینکه هنوز تکلیف ما با سینمای دینی مشخص نشده است، عنوان کرد: متاسفانه برخی آنقدر با تشکیک درباره این مسئله صحبت میکنند و صراحتا عنوان میکنند که ما در کشورمان سینمای دینی نداریم و احتیاجی هم به آن نیست. برخی با کج فهمی سخنان شهید آوینی را انتقال می دهند و می خواهند عنوان کنند که مفهوم سینمای دینی در ایران محقق نشود. بنابراین محتوا و مفهوم زدایی از سینما کرده اند و تنها به مقوله فرم پرداختند. وقتی این سینمای فرم گرا در جشنواره ها مطرح و مورد پسند مسئولان قرار گرفت نگاه تکنوکراتی نیز به آثار فیلمسازان وارد شد.
شاه حسینی افزود: حتی در آثار فیلمسازان دیگر کشورهای جهان چون آلفرد هیچکاک، کارل تئودور درایر، روبر برسون و فرانکو زفیرلی سینمای دینی مطرح میشود. حتی جشنوارههای خارجی هم به این موضوع میپردازند. ما در کشورمان از دین به معنای شریعت صحبت می کنیم و با دینی که در زندگی روزمره مردم جاری است روبرو هستیم. اگر شیوه زندگی دینی را به عنوان یک واقعیت عینی نشان دهیم داریم فیلم دینی را به نمایش می گذاریم. بنابراین فیلم های متافیزیکی که در سینمای معناگرای ما عنوان می شود نباید به عنوان سینمای دینی شناخته شود.
برخی منتقدان سینمای دینی را شعاری و کلیشهای میدانند
وی ادامه داد: آیا در جامعه دینیای مثل ایران این توقع بزرگی است که بخواهیم شیوه زندگی دینی را به مردم نشان دهیم. دنیا سینمای دینی را به رسمیت شناخته پس چرا در جمهوری اسلامی ایران چنین مفهومی محقق نشده است و از سینمای دینی به عنوان فیلمهای شعاری و کلیشهای نام میبرند. مرد سنتی، متدین، متعصب و مستبد کاراکترهایی در سینمای ما هستند که طراحی شده اند تا به عنوان افراد دینی معرفی میشوند. این کاراکترها کلیشه هستند و باید آن را شکست. متاسفانه این چالش در سینمای ما جدی است.
شاهحسینی متذکر شد: وقتی افرادی که ظاهری متدین دارند در آثارشان از این الگو تبعیت میکنند این مسایل به وجود میآید. باید بپذیریم که سینمای ما با این انقلاب بیعت کرد تا ماند. وقوع دفاع مقدس یک اتفاق فرهنگی مهم بود و باید تصویر درستی از این اتفاقاتی که در جنگ افتاد ارائه می دادیم که متاسفانه سینمای داستانی ما از تحقق این تصویر عقب مانده است. از اولین سال پذیرش قطعنامه ما با آثاری ضد جنگ مواجه شدیم مثل فیلم " عروسی خوبان" و فیلمهایی مثل "مهاجر" و "دیده بان" نیز که آثار قابل توجهی بودند دیده نشدند چون انگیزههای این جوانان از طرف مدیریت حمایت نشد.
این کارشناس سینما عنوان کرد: اگر هم به سراغ این نوع سینما میرفتیم با انتقاد مواجه می شدیم چون فکر می کنیم که این سوژهها قدیمی شده است. چون از دریچه فردی کسانی که فکر میکنند سینمای دفاع مقدس تمام شده و دین در زندگی مردم جامعه جایی ندارد با این اتفاقات روبرو شدهایم. در حالی که دین نیاز مردم جامعه است. سینمای دینی یک تفنن نبوده که ما منکرش شویم.
شاه حسینی اشاره کرد: برخی دوستان به واسطه باوری که در آنها نیست کارشناس شدهاند. همه فیلمسازان ما هم پاتالوژیست هستند و فکر می کنند باید مشکلات را بدون ارائه راه حل نشان دهند. اما مفهوم سینمای دینی در بحثی آکادمیک باید مطرح شود اما در سینمای ما و برنامه هفت بیشتر مسائل تکنوکرات سینما مطرح می شود.
صرف نمایش آسیبهای جامعه به معنای نگاه مصلحانه نیست
وی در ادامه با اشاره به مراسم اسکار امسال عنوان کرد: اسکار به همان دلیلی به " آرگو" تعلق گرفت که سال گذشته به فیلم "جدایی نادر از سیمین" رسید. پیام هر دو فیلم این است که ایران جهنمی است برای زیستن و باید از آن گریخت. پس نباید بگوییم که اسکار سال گذشته خوب بوده و اسکار امسال بد. فهم این مسئله اصلا دشوار نیست.از زمان اهدای اسکار به این فیلم رسانه ها دائما اصطلاح اسکاربد برای این فیلم و اسکارخوب برای فیلم «جدایی نادر ازسیمین» را به کارمیبرند.چرانمیپذیریم که مفهوم دوفیلم یکی است.اگر بمانی باید تبعات آن را بپذیری.تکنوکراسی یعنی اینکه اگر لابی کنیم جایزه را به مامیدهند اگر تحریم کنیم به آرگو.
شاه حسینی توضیح داد: چون مفهوم می گوید سوژه هر دو فیلم یکی است پس اسکار دچار تناقض نشده است. این مفهوم تکنوکراسی است. مصلحت اندیشی های کمیت گرایانه یکی دیگر از مسائلی است که در تکنوکراسی مطرح می شود. باید به رویکردهای مصلحانه نگاه کنیم و نباید فقط به مشکلات و دردهای اجتماعی بپردازیم و راه حلی ارائه ندهیم.
وی در پایان صحبت هایش عنوان کرد: صرف نشان دادن آسیب های جامعه به معنای نگاه مصلحانه نیست. نگاه مصلحانه نگاهی عیب جویانه نیست که راه حلی را نشان ندهد. پس برای ورود به سینمای دینی باید نگاه مصلحانه داشته باشیم. اگر ما فیلم های دینی قوی بسازیم با ریزش مخاطب روبرو نمی شویم. سال گذشته فیلم "ملک سلیمان" جزو پرفروش ترین آثار سینمای ایران بود پس این یک تابو است که در ذهن فیلمساز و تهیه کننده ایجاد کرده اند که نباید فیلم دینی بسازند.
«آرگو و جدایی...» میخواستند بگویند ایران جهنم است و فرار کنید
خبرنامه دانشجویان ایران: شاهحسینی در برنامه شب گذشته هفت عنوان کرد هر دو فیلم "جدایی نادر از سیمین" و "آرگو" معتقدند که ایران جهنمی است برای زیستن پس باید از آن گریخت در نتیجه اسکار دچار تناقض نشده است.به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ در برنامه شب گذشته "هفت" که 11 اسفندماه روی آنتن شبکه سه رفت، مجید شاهحسینی به عنوان کارشناس برنامه در بخش گفتگوی ویژه به بررسی راهکارهای رسیدن به سینمای دینی پرداخت. همچنین نقد و بررسی فیلم سینمایی "دزدان خیابان جردن" با حضور کارگردان و تهیه کننده فیلم از دیگر بخشهای برنامه شب گذشته بود.
در ابتدای برنامه گزارشی از اهدای جایزه اسکار به فیلم "آرگو" و واکنش های هنرمندان و مسئولان کشور در این باره پخش شد. همچنین محمود گبرلو که سرمقاله این هفته برنامه را به اسکار اختصاص داده بود، در اینباره عنوان کرد: هفته گذشته فیلمی انتخاب شد که چهره سیاهی از مردم ایران و تحریفی تاریخی را به نمایش گذاشت.
وی ادامه داد: این اولین بار نیست که چنین برخوردی با ایران شده است. حرکتی است که از سالها قبل آغاز شده و غربیها همواره تلاش میکنند به همبستگی مردم ایران ضربه بزنند اما موفق نمیشوند. نکته مهم و اساسی این است که اهالی سینمای ایران، سیاستگذاران و هنرمندان در مقابل این حرکت ها چه برخوردی می کنند.
گبرلو عنوان کرد: باید دید سینمای ایران در این سی و اندی سال چه کرده است. همه افرادی که در طول این سالها دستاندرکار بودند باید در این زمینه پاسخگو باشند که در مقابل این حرکت ها چه تمهیدی اندیشیده اند. باید از طریق سینما گام هایی را برداریم؛ البته با کنار گذاشتن اختلافها.
ایرانیهای سراسر جهان از جایزهای که به "آرگو" اهدا شد آزردهخاطر شدند
امیر اسفندیاری مدیر امور بین الملل بنیاد سینمایی فارابی در ادامه پشت خط آمد و درباره اهدای جایزه بهترین فیلم به آرگو در اسکار امسال عنوان کرد: قبلا هم در هالیوود چنین آثاری ساخته شده است که منطبق بر واقعیات نیست. طبیعتا وقتی آمریکا از ماجرایی مثل گروگان گیری که در آن زخم خورده فیلمی می سازد به نفع خودش است. اما وقتی چنین فیلم متوسطی جایزه بهترین فیلم اسکار را می گیرد و میشل اوباما این جایزه را اهدا می کند، بسیار پرمعنا است.
وی ادامه داد: فیلم هایی مثل " عشق" که جایزه بهترین فیلم خارجی زبان را گرفت شایسته دریافت این جایزه بودند اما آثاری چون " لینکلن" و "زندگی پای" شایستگی بیشتری برای دریافت جایزه داشتند. جالب این است که همه ایرانیها همان قدر که سال گذشته از دریافت جایزه اصغر فرهادی خوشحال شدند امسال به خاطر فیلم "آرگو" آزرده خاطر شدند چون چهره بسیار نامناسبی از مردم ایران در این فیلم به نمایش گذاشته شده است.
اسفندیاری توضیح داد: مردم دنیا با دیدن فیلم های ما توانسته اند با چهره اصلی مردم ایران آشنا شوند. در حال حاضر نیز با حضور فیلم هایی چون " بچه های آسمان" و " جدایی نادر از سیمین" چهره واقعی مردم ایران به درستی مشخص شده است.
وی همچنین درباره مسئله لابی شمقدری با مسئولان اسکار درباره اهدای جایزه به فیلم "جدایی نادر از سیمین" اظهار بی اطلاعی کرد.
در بخش گفتگوی ویژه که به مهندسی سینما اختصاص داشت راهکارهای رسیدن به سینمای دینی با حضور مجید شاه حسینی مورد بررسی قرار گرفت.
نگاه تکنوکراتی در سینمای ایران غالب است
شاهحسینی در ابتدای صحبتهایش با بیان اینکه هنوز تکلیف ما با سینمای دینی مشخص نشده است، عنوان کرد: متاسفانه برخی آنقدر با تشکیک درباره این مسئله صحبت میکنند و صراحتا عنوان میکنند که ما در کشورمان سینمای دینی نداریم و احتیاجی هم به آن نیست. برخی با کج فهمی سخنان شهید آوینی را انتقال می دهند و می خواهند عنوان کنند که مفهوم سینمای دینی در ایران محقق نشود. بنابراین محتوا و مفهوم زدایی از سینما کرده اند و تنها به مقوله فرم پرداختند. وقتی این سینمای فرم گرا در جشنواره ها مطرح و مورد پسند مسئولان قرار گرفت نگاه تکنوکراتی نیز به آثار فیلمسازان وارد شد.
شاه حسینی افزود: حتی در آثار فیلمسازان دیگر کشورهای جهان چون آلفرد هیچکاک، کارل تئودور درایر، روبر برسون و فرانکو زفیرلی سینمای دینی مطرح میشود. حتی جشنوارههای خارجی هم به این موضوع میپردازند. ما در کشورمان از دین به معنای شریعت صحبت می کنیم و با دینی که در زندگی روزمره مردم جاری است روبرو هستیم. اگر شیوه زندگی دینی را به عنوان یک واقعیت عینی نشان دهیم داریم فیلم دینی را به نمایش می گذاریم. بنابراین فیلم های متافیزیکی که در سینمای معناگرای ما عنوان می شود نباید به عنوان سینمای دینی شناخته شود.
برخی منتقدان سینمای دینی را شعاری و کلیشهای میدانند
وی ادامه داد: آیا در جامعه دینیای مثل ایران این توقع بزرگی است که بخواهیم شیوه زندگی دینی را به مردم نشان دهیم. دنیا سینمای دینی را به رسمیت شناخته پس چرا در جمهوری اسلامی ایران چنین مفهومی محقق نشده است و از سینمای دینی به عنوان فیلمهای شعاری و کلیشهای نام میبرند. مرد سنتی، متدین، متعصب و مستبد کاراکترهایی در سینمای ما هستند که طراحی شده اند تا به عنوان افراد دینی معرفی میشوند. این کاراکترها کلیشه هستند و باید آن را شکست. متاسفانه این چالش در سینمای ما جدی است.
شاهحسینی متذکر شد: وقتی افرادی که ظاهری متدین دارند در آثارشان از این الگو تبعیت میکنند این مسایل به وجود میآید. باید بپذیریم که سینمای ما با این انقلاب بیعت کرد تا ماند. وقوع دفاع مقدس یک اتفاق فرهنگی مهم بود و باید تصویر درستی از این اتفاقاتی که در جنگ افتاد ارائه می دادیم که متاسفانه سینمای داستانی ما از تحقق این تصویر عقب مانده است. از اولین سال پذیرش قطعنامه ما با آثاری ضد جنگ مواجه شدیم مثل فیلم " عروسی خوبان" و فیلمهایی مثل "مهاجر" و "دیده بان" نیز که آثار قابل توجهی بودند دیده نشدند چون انگیزههای این جوانان از طرف مدیریت حمایت نشد.
این کارشناس سینما عنوان کرد: اگر هم به سراغ این نوع سینما میرفتیم با انتقاد مواجه می شدیم چون فکر می کنیم که این سوژهها قدیمی شده است. چون از دریچه فردی کسانی که فکر میکنند سینمای دفاع مقدس تمام شده و دین در زندگی مردم جامعه جایی ندارد با این اتفاقات روبرو شدهایم. در حالی که دین نیاز مردم جامعه است. سینمای دینی یک تفنن نبوده که ما منکرش شویم.
شاه حسینی اشاره کرد: برخی دوستان به واسطه باوری که در آنها نیست کارشناس شدهاند. همه فیلمسازان ما هم پاتالوژیست هستند و فکر می کنند باید مشکلات را بدون ارائه راه حل نشان دهند. اما مفهوم سینمای دینی در بحثی آکادمیک باید مطرح شود اما در سینمای ما و برنامه هفت بیشتر مسائل تکنوکرات سینما مطرح می شود.
صرف نمایش آسیبهای جامعه به معنای نگاه مصلحانه نیست
وی در ادامه با اشاره به مراسم اسکار امسال عنوان کرد: اسکار به همان دلیلی به " آرگو" تعلق گرفت که سال گذشته به فیلم "جدایی نادر از سیمین" رسید. پیام هر دو فیلم این است که ایران جهنمی است برای زیستن و باید از آن گریخت. پس نباید بگوییم که اسکار سال گذشته خوب بوده و اسکار امسال بد. فهم این مسئله اصلا دشوار نیست.از زمان اهدای اسکار به این فیلم رسانه ها دائما اصطلاح اسکاربد برای این فیلم و اسکارخوب برای فیلم «جدایی نادر ازسیمین» را به کارمیبرند.چرانمیپذیریم که مفهوم دوفیلم یکی است.اگر بمانی باید تبعات آن را بپذیری.تکنوکراسی یعنی اینکه اگر لابی کنیم جایزه را به مامیدهند اگر تحریم کنیم به آرگو.
شاه حسینی توضیح داد: چون مفهوم می گوید سوژه هر دو فیلم یکی است پس اسکار دچار تناقض نشده است. این مفهوم تکنوکراسی است. مصلحت اندیشی های کمیت گرایانه یکی دیگر از مسائلی است که در تکنوکراسی مطرح می شود. باید به رویکردهای مصلحانه نگاه کنیم و نباید فقط به مشکلات و دردهای اجتماعی بپردازیم و راه حلی ارائه ندهیم.
وی در پایان صحبت هایش عنوان کرد: صرف نشان دادن آسیب های جامعه به معنای نگاه مصلحانه نیست. نگاه مصلحانه نگاهی عیب جویانه نیست که راه حلی را نشان ندهد. پس برای ورود به سینمای دینی باید نگاه مصلحانه داشته باشیم. اگر ما فیلم های دینی قوی بسازیم با ریزش مخاطب روبرو نمی شویم. سال گذشته فیلم "ملک سلیمان" جزو پرفروش ترین آثار سینمای ایران بود پس این یک تابو است که در ذهن فیلمساز و تهیه کننده ایجاد کرده اند که نباید فیلم دینی بسازند.