به شتاب محزون این ثانیه ها لم داده
و با آواز نقوش فصل به فصل
سپید نوشتار ساده ی من در هم می آمیزد
چشمانش را در انزوای سطر یک نوشته خیساند
و دست آخر زاویه دار و کنج نشین
به گوشه ها کوچ کرد
آه از واژه های مسدود این چنین
که باز هم تو را غرق در حزن دور و نامرئی می کند
اشک نریز هم آواز سطرهای...