گاهی دوست دارم بزنم روی خط تمام خط قرمزهایم....
پاهایم را بندازم روی هم....
چشمانم را ببندم...
و زمزمه کنم... زنده بودنم را...
پ ن: آرامشی را خواهم یافت....خواهم ساخت...
اما شده یه کاری ازنظرشما و دین و عقل و منطقتون درست باشه ..اما نتیجه ممکنه رونگیرید و هرچی میگید به خدا نشه؟
یعنی دلیل رو درک نکنید بااین که میدونید حکمت خداست؟
عادت درددل ندارم..
قبلترها مینوشتم...الان نمینویسم...
کلامدتیه که زدم جاده خاکی
شده این سیرفکری تغییرکنه؟
مثلا شده یه چیزی دوست داشته باشید که خدابهتون بده ولی نده؟
یه روزعادی...
همینطوری میگذرن..
بعدمدتها حرفایی رو به یک دوست قدیمی زدم ...
بیشتربا فکرام درگیربودم امروز...
پ ن:به همیشه به فکربودنتون به خدا حسودیم میشه.