من مانده ام با یک دل لبریز از دلواپسی
ماندن و پوسیدن همان روزی به حرفم میرسی
در این غریب با اب بیگانه با خاک بیگانه
ای عاشق رفتن خوش میروی خانه
هر جا که اهویی گم کرده راهش را معصوم میبینی طرز نگاهش را
انجا تو یادم کن دوست من دوست من
انجا تو ادم کن دوست من دوست من
هر جا کبوتری با قلب دلواپس...