نتایح جستجو

  1. Sinai

    دلم برای خودم تنگ میشود...

    خلوتی می خواهم قلمی از گل یاس دفتری جنس بلور بنویسم از عشق بسرایم از نور روی خط های نسیم دو قدم راه روم بکشم شکل تورا و به دستت انگور یادم افتاد شبی رفته بودیم ته باغ تو به من می گفتی بنویس چشم شیطان شده کور من نوشتم برکاج که پرم از تو...
  2. Sinai

    کوچه های تنهایی

    چرا به دیوارهای برفی می کوبدم با چرخشی بی حاصل باد خودسر ویرانگر؟ عریان و فراری کوه به کوه دور از آشیانه پرتاب هیچ مژه ای به دیوار گرمی نمی کوبدم چرا هی می خورم به زمین گرم با دیوارهای برفی اش معلوم نیست که می لرزم گر گرفته ام از این همه روهای...
  3. Sinai

    گریه کن ای دل..........

    من متولدِ پاییزم، فصل ِ زردی فصل ِ بادِ وحشی فصل ِ شاعرهای پیر فصل ِ نقاشان بی نظیر کس چه می داند! شایدم بس دلگیر!! از آن اولین پاییز تا آخرینش از عطر فروردین تا باد پاییزی از نیاز آن عاشق تا ناز آن معشوق از کنج آن مسجد تا بعدِ میخانه! من همه را پیموده ام...
  4. Sinai

    ثانیه های خاکستری...

    این خانه ای که ، پا کشیده در شفق زخم در من چه سوگوار نشسته است بر پیکرش که خشت خشت ناله ی مرگ است چنگ هزار چنگ زنجیر بسته است گاهی که آفتاب سر می کشد ز خواهش ذهنش تقدیر خانه بودن را از یاد می برد آنگاه در بیکرانه ای که هر شکوفه ی او زخمی است...
  5. Sinai

    رد پای احساس ...

    بار الها... تخم عشق را در دل جانان بکار عاشقان را با خودت مأنوس ساز درد دوری از دل دلدادگان بیرون بساز عشق را سامان بده... عشق را از نو بساز...
  6. Sinai

    كوي دوست

    دوش یادت بر سرم زد ناگهان جسم و روحم رفت یکجا ناگهان عقل و هوشم را ببرد از این جهان در خماری بودم اندر کوی تو کور سویی دیدم از گیسوی تو من سلامی دادمت از عمق جان صبر کردم ...... نه نیامد یک کلام خوابِ من ....... رویای من ........ گر تو نمی خواهی مرا... گوش کن حرف مرا...
  7. Sinai

    من با تو تنها نیستم.

    این کیست گشوده خوشتر از صبح پیشانی بی کرانه در من وین چیست که می زند پر و بال همراه غم شبانه در من از شوق کدام گل شکفته ست این باغ پر از جوانه در من وز شور کدام باده افتد این گریه بی بهانه در من جادوی کدام نغمه ساز است افروخته این ترانه در من فریاد هزار...
  8. Sinai

    عشق یعنی ...

    دل از سنگ باید که از درد عشق ننالد خدایا دلم سنگ نیست مرا عشق او چنگ اندوه ساخت که جز غم در این چنگ آهنگ نیست به لب جز سرود امیدم نبود مرا بانگ این چنگ خاموش کرد چنان دل به آهنگ او خو گرفت که آهنگ خود را فراموش کرد نمی دانم این چنگی سرنوشت چه می خواهد از جان...
  9. Sinai

    برای تو می نویسم

    گفتم بهار خنده زد و گفت ای دریغ دیگر بهار رفته نمی اید گفتم پرنده ؟ گفت اینجا پرنده نیست اینجا گلی که باز کند لب به خنده نیست گفتم درون چشم تو دیگر ؟ گفت دیگر نشان ز باده مستی دهنده نیست اینجا به جز سکوت سکوتی گزنده نیست
  10. Sinai

    زمزمه های دلتنگی(کلبه کوچک دل...)

    دوباره شب شد و با من حدیث بیداری گذشته بود شب از نیمه من ز هشیاری و پلکهای تو این حاجبان سحر مبین چو پرده های حریری برآفتاب افتاد در آن شب تاری نسیم از سر زلف تو بوی گل آورد شب از طراوت گیسوی تو نوازش یافت به وجد آمدم از آن طراوت و خواندم به چشمهای...
  11. Sinai

    داستان امتحان امروزم

    :surprised::surprised::surprised::surprised::surprised:
  12. Sinai

    خوش خواب های باشگاه بیان توووووووو !!!

    :redface::redface::redface::redface::redface::redface:
  13. Sinai

    تهران امروز!

    :wallbash::wallbash::wallbash::wallbash::wallbash:
  14. Sinai

    زلزله در کشور های مختلف!(کر کر خندس...)

    :biggrin::biggrin::biggrin::biggrin:;););)
  15. Sinai

    خوش خواب های باشگاه بیان توووووووو !!!

    يادم نيست داداش :D
  16. Sinai

    خوش خواب های باشگاه بیان توووووووو !!!

    :biggrin::biggrin::biggrin::biggrin::biggrin:
  17. Sinai

    چطوري بفهمييم كسي دستمون داره..!!!!!!!!!!

    سلام سلامسلام سلامسلام سلامسلام سلامسلام سلامسلام سلامسلام سلام
  18. Sinai

    خوش خواب های باشگاه بیان توووووووو !!!

    گشتم نبود نگرد نيست داداش :thumbsup2::w18:
  19. Sinai

    انشای یک بچه دبستانی در مورد ازدواج

    :redface::redface::redface::redface::redface::redface:
بالا