داااااااااهی:biggrin:باورت نمیشه.رفتم نشستم تو اتاق دکتره.اومد گفت خب بگو ببینم چی شده عمو؟!؟:biggrin:بعد از یه مدت نگاه کرد دفترچمو گفت اااا 22 سالته؟!؟!:|
آخه داهی تقصیر دوستم شد.قرار بود اون بنویسه.تازه یک شنبه آورده داده به من میگه من اینترنت ندارم فلان ندارم بهمان ندارم.تو بنویس.منم کلاس داشتم نشد دیروز بنویسم تازه کوییزم داشتم و فردا هم دارم:cry: