نتایح جستجو

  1. @ RESPINA @

    براي کشتن يک پرنده يک قيچي کافي ست. لازم نيست آن را در قلبش فرو کني يا گلويش را با آن بشکافي...

    براي کشتن يک پرنده يک قيچي کافي ست. لازم نيست آن را در قلبش فرو کني يا گلويش را با آن بشکافي. پرهايش را بزن... خاطره پريدن با او کاري مي کند که خودش را به اعماق دره ها پرت کند.
  2. @ RESPINA @

    براي کشتن يک پرنده يک قيچي کافي ست. لازم نيست آن را در قلبش فرو کني يا گلويش را با آن بشکافي...

    براي کشتن يک پرنده يک قيچي کافي ست. لازم نيست آن را در قلبش فرو کني يا گلويش را با آن بشکافي. پرهايش را بزن... خاطره پريدن با او کاري مي کند که خودش را به اعماق دره ها پرت کند.
  3. @ RESPINA @

    براي کشتن يک پرنده يک قيچي کافي ست. لازم نيست آن را در قلبش فرو کني يا گلويش را با آن بشکافي...

    براي کشتن يک پرنده يک قيچي کافي ست. لازم نيست آن را در قلبش فرو کني يا گلويش را با آن بشکافي. پرهايش را بزن... خاطره پريدن با او کاري مي کند که خودش را به اعماق دره ها پرت کند.
  4. @ RESPINA @

    [IMG]

    [IMG]
  5. @ RESPINA @

    کوچه های تنهایی

    نگاهش داستان برداز چندین چند دلتنگیست و لبخندش -که همچون آن ستاره ی آسمانی که آگهان گویند... قرن ها باید نشستن ها که تا یکدم گذارش... آی٬ گر ممکن شود... افتد به چشم ما- طلوع زندگی در پهنه ای تا بیکران٬ آبی است. محال اندیش و پر در اوج که هرگز در نیفتاده است -همچون من و یا همچون دوصد چون ما- به...
  6. @ RESPINA @

    بهترین شعری رو که دوست داری چیه؟

    زندگی در تو خلاصه نمی شود ، زندگی با تو سرآغازی دگر است . سخت است آن روز که آسمان دو چشمانم ، آوای غم انگیز باران جدایی را بخوانند . سخت است آن روز سخت است . نه تو را خاطره ایست از من ، نه مرا خاطره ای از تو . اما ... خاطراتم همه در بیشه ی سبزبا گلهای شقایقش می مانند ، گر آن روز رسد . آن روزی...
  7. @ RESPINA @

    بهترین شعری رو که دوست داری چیه؟

    گل شکفته ! خداحافظ اگر چه لحظه دیدارت شروع وسوسه ای در من به نام دیدن و چیدن بود من و تو آن دو خطیم آری موازیان به ناچاری که هر دو باورمان ز آغاز به یکدیگر نرسیدن بود اگر چه هیچ گل مرده دوباره زنده نشد اما بهار در گل شیپوری مدام گرم دمیدن بود شراب خواستم و عمرم شرنگ ریخت به کام من فریبکار دغل...
  8. @ RESPINA @

    زمزمه های دلتنگی(کلبه کوچک دل...)

    خیال خام پلنگ من به سوی ماه جهیدن بود ... و ماه را ز بلندایش به روی خاک کشیدن بود پلنگ من - دل مغرورم - پرید و پنجه به خالی زد که عشق - ماه بلند من - ورای دست رسیدن بود
  9. @ RESPINA @

    ماجراهای من و آقامون آقا فریدون

    خیلی خیلی عالیه؟؟؟؟ مرسی آرامش عزیز
  10. @ RESPINA @

    گل دختر من رفتم لالا شبت بخیر

    گل دختر من رفتم لالا شبت بخیر
  11. @ RESPINA @

    آها نظر لطفته...

    آها نظر لطفته...
  12. @ RESPINA @

    راستی چی رو قشنگ نوشته بودم؟؟؟؟

    راستی چی رو قشنگ نوشته بودم؟؟؟؟
  13. @ RESPINA @

    از اون حرکتهای مدیریتی انجام دادی باز سوء استفاده از قدرت هان....

    از اون حرکتهای مدیریتی انجام دادی باز سوء استفاده از قدرت هان....
  14. @ RESPINA @

    سلام مرسی... توی کجا واسه من پیام گذاستی چرا اینجوریه میخونمش ولی نمیره؟؟؟؟

    سلام مرسی... توی کجا واسه من پیام گذاستی چرا اینجوریه میخونمش ولی نمیره؟؟؟؟
  15. @ RESPINA @

    دست‌نوشته‌ها

    دقیقا 29 زمستان بود بله همین روز بود بهترین روز زندگیم روزی که صفحه دوم شناسنامه ام پر شد از اسم کسی که برایم همه کس بود آره خودش بود اونیکه برام شد همه و شدم براش همه شد برام مونس شدم براش همدم شد برام همدل شدم براش همراز شد برام دوست شدم براش یار اونیکه تازه فهمیدم زندگی یعنی چی؟؟؟ انگار تازه...
  16. @ RESPINA @

    دست‌نوشته‌ها

    الان نزدیکه دو ماه دارم از اول دست نوشته ها تونو میخونم و با خودم میگم اینا چی دارن میگن! از کی دارن میگن! اصلا چرا دارن میگن! چرا خیلی از حرفا دل آدم و میلرزونه و اشک توی چشات جمع میکنه چرا توی دست نوشتها همش از دل گرفته هامونم حرف میزنیم چرا یکم از خوب بودن ها و شاد بودنامون نگفتیم اون اولاش...
  17. @ RESPINA @

    چه رنگی رو دوست داری؟!!

    همین جور حرفا میزنین که قفل میشه خوبه اولش گفتی سیاسی نیست......
  18. @ RESPINA @

    چه رنگی رو دوست داری؟!!

    من رنگ آبی دوست دارم البته نه آبی پر رنگ روشن........ به رنگ صورتی هم علاقه دارم همین
  19. @ RESPINA @

    و اما دخترای عزیز.........(ورود خانم ها اکیدا ممنوع)

    اوه اوه که بگیر بگیریه... دم گرم هر چی پسره..........
بالا