نتایح جستجو

  1. @ RESPINA @

    دستت درد نکنه کلا منصرف شدم از هر چی مدیردیته.... دستت درد نکنه همین جوری خیلی عالیه..... خوبه...

    دستت درد نکنه کلا منصرف شدم از هر چی مدیردیته.... دستت درد نکنه همین جوری خیلی عالیه..... خوبه الان پیشم نیست اینو بخونه و گر نه...
  2. @ RESPINA @

    زن داری...... نخند دارم جدی میگم

    زن داری...... نخند دارم جدی میگم
  3. @ RESPINA @

    خوب صد در صد فعالی و داری زحمت میکشی که فعال شدی واقعا خوشحال شدم... یکم به منم مدیریت یاد بده...

    خوب صد در صد فعالی و داری زحمت میکشی که فعال شدی واقعا خوشحال شدم... یکم به منم مدیریت یاد بده لازم دارم
  4. @ RESPINA @

    کی فعال شدی که من نفهمیدم؟؟؟؟

    کی فعال شدی که من نفهمیدم؟؟؟؟
  5. @ RESPINA @

    سلام آبجی گلم خوبی؟؟؟؟ تبریک تبریک تبریک کاربر فعال شدنتو خیلی خوشحال شدم......

    سلام آبجی گلم خوبی؟؟؟؟ تبریک تبریک تبریک کاربر فعال شدنتو خیلی خوشحال شدم......
  6. @ RESPINA @

    دفتر مدیریت تالار ادبیات

    محسن جان منم بهت تبریک میگم امیدوارم موفق باشی عزیز....
  7. @ RESPINA @

    ثانیه های خاکستری...

    می شود تنها مرد مثل آگاهی یک پنجره که به روی هوس باد خدا می بندد تو بمیر آگاه.....
  8. @ RESPINA @

    دیر آمدی! خیلی دیر...

    هنوز هر از گاهی احساس تنگ نفسهایش مرا در آغوش میگیرد می خواهد آدمم کند اما... حوای من خدای من است آدم شدن برای چه؟
  9. @ RESPINA @

    كوي دوست

    با هر تو و من ، مایه های ما شدن نیست هر رود را اهلیت دریا شدن نیست از قیس مجنون ساختن شرط است اگر نه زن نیست اندیشه ی لیلا شدن نیست باید سرشت باد جز غارت نباشد تا سرنوشت باغ جز یغما شدن نیست در هر درخت اینجا صلیبی خفته ، اما با هر جنین ، جانمایه عیسی شدن نیست وقتی که رودش زاد و کوهش...
  10. @ RESPINA @

    بهترین شعری رو که دوست داری چیه؟

    آسمان، سر وصدايي به راه انداخته است گوئيا پاياني نيست براي اين قاصدكهاي سرگردان! سراسيمه و آشفته در آسمان پرسه مي زنند در اين اقليم بي فرياد، باد بادك ها را مي شكنند هر چه وصله مي زنم، روي بر مي گرداند حتي به اندازه گام كودكانه اي هم، بر نمي خيزد شب پره به استقبالش مي آيد زمزمه مي كند در گوشهايش...
  11. @ RESPINA @

    من با تو تنها نیستم.

    باران مي بارد عاشقانه و من زير باران در حال خيس شدن عابري از كنارم گذشت چشم ها اشاره كردند : كاش مي شد : چند قدم نزديكتر ! باران مي بارد او هم خيس از باران عشق قلب در اوج طپش كاش مي شد : چند قدم نزديكتر ! ايستادم عابر ايستاد زمان سكته كرد نگاه هاي خيره شده در هم كاش مي شد : چند قدم نزديكتر ...
  12. @ RESPINA @

    دلم برای خودم تنگ میشود...

    آتش در من نيست در سنگيني نگاه ما بر كفه ي بيشتري است كه بالا مانده صدا حادثه ساز گوش ها مدهوش هراس فراموشي بعد خاموشي نيست وقتي مي تراشد موي گردنم را تيغ از سرخ ، سبزه مي رويد شقيقه ي خيانت تير مي كشد و من به افق فكر مي كنم به اتفاق بعد از من
  13. @ RESPINA @

    کوچه های تنهایی

    حرف يعني فاصله و با دو حرف شروع شد گفتگوي نگاه آ مثل آرامش چيدن تاب سكوت با نوازش‌ ِ تابش رويش سبز خاك پيچش نرم دو گل افسوس دور... دور خود پيچيديم ب مثل بارش و حرف هاي ناتمام چرا؟
  14. @ RESPINA @

    کوچه های تنهایی

    روزای عجيبی‌ان اين روزا عجيب و غليظ و عميق ذهن‌ام مثه يه سونای بخار، خيس و سنگين و مه گرفته‌ست دم‌کرده و مرطوب تو يه غلظت عجيب شناورن حس‌هام من که يه عمر آدمِ خوابيدن رو سطح آب بودم اين روزا دارم ته استخر شنا می‌کنم تهِ تهِ استخر اکسيژن نيست اين‌جا که منم
  15. @ RESPINA @

    شعر نو

    "گویا گم شده ای" زیر همان درخت سبز اقاقیا که نشان بدرقه ات بود گل می دهد چند سالی است در کنار لنج های بی ماهی از میان تور های آفت زده نگاه آخرت را بدرقه می کند یاسمین را می گویم که بزرگتر شده است و بزرگتر می فهمد و بزرگتر می دود و بزرگتر. . . . چند سالی است صدف های درونش تو را مروارید می کنند و...
  16. @ RESPINA @

    زیباترین جمله ای که دیدید یا شنیدید

    روز پاییزی میلاد تو در یادم هست روز خاکستری سرد سفر یادت نیست ناله ناخوش از شاخه جدا ماندن من در شب آخر پرواز سفر یادت نیست
  17. @ RESPINA @

    بهترین شعری رو که دوست داری چیه؟

    چشم های من خسته است گاهی اشک ، گاهی انتظار این سهم چشم های من است.... با اینکه می دانم تو دیگر مرا فراموش کرده ای!! ............................. سنگ را بر میدارم شیشه اتوبوس را میشکنم میگویم نگه دارید پیاده میشوم فریاد میزند : اینجا ایستگاه نداریم مرا ده ایستگاه دورتر از ارزوهایم پیاده...
  18. @ RESPINA @

    شعر نو

    در گذر ثانیه ها تو از من عبور خواهی کرد و شاید مرا فراموش کنی ولی من . . . از جاده ی غریب میگذرم تا انتهای جاده فراموشت نخواهم کرد در میان مه گم خواهم شد تو دیگر اثری از من نخواهی یافت من به همراه غبار مه آلود جاده همیشه در مرتفع ترین لحظات زندگی ات تورا در آغوش خواهم گرفت آنوقت تو هیچ چیزی را...
  19. @ RESPINA @

    کوچه های تنهایی

    هي فلاني مي داني ؟ مي گويند رسم زندگي چنين است... مي آيند.... مي مانند.... عادت مي دهند.... ومي روند. وتو در خود مي ماني و تو تنها مي ماني راستي نگفتي رسم تونيز چنين است؟.... مثل همه فلاني ها....؟
  20. @ RESPINA @

    کوچه های تنهایی

    اي آشنا مرا صدا كن تا از شبستان تاريكي هايم شاخه گلي برايت بفرستم كه زيبايي آن به وسعت بزرگي ات باشد صدايم كن تا از وراي غم هايم پيامي برايت بفرستم كه...
بالا