بیشتر از 18 تا بهمون نمیدادم به خاطر وجود یکی از درسا
تاپیکشو زدم
درس عملیات کشاورزی
3 واحد عملیه اما در هفته 10 ساعت کلاسه
باید بریم تو مزرعه کشت و کار کنیم
شما چند واحد؟؟
آب به خوشی و میمنت !!! باز شد و
رسید به سیب زمینی ها و این یه نما از کرت
اینم یه نما و آخرین نما
انگار با آپلود اون آخرین نما مشکل پیدا کردم
حالا وقت هست اگه عمری بود بعد میذارم
دعا کنین خوب رشد کنن چون توی کتابای ما میگن بعد از برش هر غده چاقو رو ضد عفونی کنین و خیلی چیزای دیگه که...
آبو باز کردیم و متوجه شدیم که اون گوشه که مشخص کردم اون بالا نشتی داره
این استاده هم اسم منو فقط بلد بود ... هی میگفت خانوم ... بی زحمت این طرفو لطفاا... بله دیگه
(چشمت کور میترا میخواستی سرگروه نشی)
خب اینجا کار من سخت تر شد
منه سرگروه باید میومدم با چند نفر دیگه راه رو برای ورود آب به کرت باز میکردیم یه جاهایی رو هم می بستیم تا آب به زمینای کناری نره
بعضی قسمتای زمین خیلی سخت بود بعضی جاهاش هم خاکش انقدر پودری بود که به ظور حتم بد از آبیاری سله می بست
در کل خاک مزرعه ما سنگینه
اینجا...
اینجام تقریبا نصف زمینو کاشتیم
اون طرفش میخوایم گندم و جو بکاریم بعدش ذرت و شاید گلرنگ و یه عالمه چیز دیگه
خلاصه کلا بد بختیم :)
(همین جوری هی سرده همش )
اینجا هم سیب زمینی هارو به اندازه ای که 70 تا 75 گرم وزن داشته باشن و حداقل یک جوانه داشته باشن برش زدیم
(من اینجا داشتم از سرما میمردم من سر گروه بودم و به هر گروهی یه چاقو میدادن و این وظیفه ی من بود تا سیب زمینی هارو ببرم !!! ....یادم که میوفته لرزم میگیره)