نيمه شب شاكي و دلگير دلم گفت بگويم... بنويسم... كه چرا وصل به هجران نرسيده است؟ چرا آب به گلدان نرسيده است؟ و هنوزم كه هنوز است غم عشق به پايان نرسيده است؟ بگو حافظ دل خسته ز شيراز بيايد بنويسد كه هنوزم كه هنوز است چرا يوسف گمگشده به كنعان نرسيده است؟ و چرا كلبه احزان به گلستان نرسيده است؟ چرا...