نمیدونم عزیزم کلا این روزا خستم کلا نیستم حتی پیش خودم
بیشتر پیش حسینم میشناسی که ؟؟؟حسین پناهی
چه مهمانان بی دردسری هستند مردگان
نه به دستی ظرفی را چرک میکنند
نه به حرفی دلی را آلوده
تنها به شمعی قانعند
واندکی سکوت......
چون آن درخت که زیر باران ایستاده است..
نگاهش کن
چون آن کلاغ
چون آن خانه
چون آن سایه
ما گلچین تقدیر و تصادفیم
استوای بو و نبود
من امشب حوصله ندارم
خوبی؟