شب بودوماه واختر و شمع ومن وخیال ********************خواب از سرم به نغمه مرغی پریده بود
در گوشه اتاق فرو رفته در سکوت ************************رویای عمر رفته مرا پیش دیده بود
درعالم خیال به چشم آمدم پدر ************************کز رنج چون کمان قد سروش خمیده بود
موی سیاه او شده بود اندکی سپید...