فرزندم..............
گفته بودم دوستت دارم ..............
ایا این حق من بود؟؟
.
که در اتاقی تنها باشم..... تنهای تنها.........
فرزندم......... حالا که محتاجم کجایی ؟
نگفته بودی دوستم داری ........... افسوس یادت رفت
دریغ از شاخه گلی .......... شاخه گل...
آنقدر زمین خورده ام که بدانم
برای برخاستن
نه دستی از برون
که همتی از درون
لازم است ...
حالا اما
نمی خواهم برخیزم
می خواهم اندکی بیاسایم
فردا برمی خیزم
وقتی که فهمیده باشم
چرا زمین خورده ام ...