یه روز با مامانم اینا رفته بودیم بازار.....
منم که وقتی میرم بازار دیگه چشم از این مغازه ها بر نمیدارم .به خاطر همین همش از بقیه جا میمونم.
اونروزم جا موندم.... اومدم تند را بیام که به مامانم برسم یدفه از پشت رفتم رو پای یه پسره.... منم دیدم الانه که گندش در بیاد سریع خودمو کشیدم اونطرف .
پسره...