دل فراموشش شده با من بیاید
مانده تا بر آستانت سر بساید
در میان آتش عشقت بسوزد
جان جانان را دمادم او ستاید
در عبور هر نسیم تو ببارد
جای پایت بوسه بارانش نماید
عاشقانه خاک پایت را ببوسد
از میان جای پایت گل بر آید
یاد بودن با تو را زیبا ستاید
هم از آنت عشق را زیبا سراید
خود میان چشم تو آرام گیرد
هم...