یکی دیگه بگم از دوران دبستان اینبار از خنگول بازیام:دی
دوستام(همونی که مدادشو مینداختم زمین:دی)توی قمقمه اب میووردن مدرسه بعد من میدیدم توش یه یخ بزرگه همیشه با خودم فک میکردم که چجوری یخ به ای بزرگی از در این قمقمه رفته توش ...تا اینکه به مامانم گفتم بعد برام توضیح داد. و از اون به بعد منم توی...