خخخ اخه دیر وقت بود ساعت 10 بود اگه میرفتیم رستوران بعدش خونه رفتن سخت میشد
خوب شد تعارف کردم بیان خونمون وگرنه باید تا 2 شب تو حیاط میموندمم یخ میکردمم:biggrin:
دیروز با دختر داییم و دختر خالم رفتیم بیرون دور بزنیم
مامان و بابای منو برا اونا هم رفته بودن خونه مامانبزرگم موقع خدافظی من کلی گیر دادم بهشون که ترو خدا شام بیاین خونمون قرمه سبزیی داریم اونام یه ذره خجالت میکشیدن بیان ولی دوس داشتن بیان .رفتیم نوشابه و چیپس و اینجور چیزا هم گرفتم که با هم...