نتایح جستجو

  1. elena_75

    دل نوشته های من...

    در شهر عشق قدم میزدم گذرم افتاد به قبرستان قلب ها خیلی تعجب کردم!! تا چشم کار میکرد قبر بود! پیش خود گفتم یعنی اینقدر قلب شکسته وجود دارد؟! یکدفعه متوجه قلبی شدم که تازه خاک شده بود جلو رفتم برگ های روی قبر را کنار زدم تا برایش دعا کنم....... واااااااااای چه میدیدم؟؟؟!!!!! باورم نمیشد........ ان...
  2. elena_75

    دل نوشته های من...

    دوستانم سرزنشم می کنند می گویند:رفته را باید فراموش کرد
  3. elena_75

    دل نوشته های من...

  4. elena_75

    دل نوشته های من...

  5. elena_75

    دل نوشته های من...

    با من باش گفته بودی، از غرورم، از سکوتم، خسته ای من شکستم هر دو را گفته بودم،از سکوتت،از غرورت خسته ام به خاموشی مغرورانه ات شکستی تو مرا با تو گفتم از همه تنهایی ام خستگی ام
  6. elena_75

    دل نوشته های من...

    دلتنگی چه حس بدی است....تنهایی چه حس بدی استکاش...پاره ای ابر میشدمدلم مهربانی می باریدکاش نگاهم شرار نور میشداشتی میدادشوکه دوست داشتن چه کلام کاملی استومن...چقدر دلم تنگ دوست داشتن است!
  7. elena_75

    دل نوشته های من...

    آرام باش ،ما تا همیشه مال همیم ، همیشه عاشق و یار همیم آرام باش عشق من ، تو تا ابد در قلبمی ، تو همه ی وجودمی بیا در آغوشم ، جایی که همیشه آرزویش را داشتی ، جایی که برایت سرچشمه آرامش است آغوشم را باز کرده ام برایت ، تشنه ام برای بوسیدن لبهایت بگذار لبهایت را بر روی لبانم ، حرفی نمیزنم تا...
  8. elena_75

    دل نوشته های من...

    همیشه میترسیدم تو را از دست بدهم ، همیشه میترسیدم رهایم کنی ،مرا تنها بگذاری اما…. تو آنقدر خوبی، که به عشق و دوست داشتن وفاداری که حتی یک لحظه نیز فکر نبودنت را نمیکنم همین مرا خوشحال میکند ، همین مرا به عشق همیشه داشتنت امیدوارم میکند
  9. elena_75

    دل نوشته های من...

    عشق يعني انتظار و انتظار ، عشق يعني هر چه بيني عکس يار عشق يعني شب نخفتن تا سحر ، عشق يعني سجده ها با چشم تر عشق يعني ديده بر در دوختن ، عشق يعني از فراقش سوختن عشق يعني سر به در آويختن ، عشق يعني اشک حسرت ريختن عشق يعني لحظه هاي ناب ناب ، عشق يعني لحظه هاي التهاب عشق يعني بنده فرمان شدن ،...
  10. elena_75

    دل نوشته های من...

    چقــدر باید بگذرد؟؟ تا مـن در مـرور خـاطراتم وقتی از کنار تــو رد می شوم. تنـــم نلــرزد�.. بغضــم نگیــرد
  11. elena_75

    دل نوشته های من...

    حتی عکستم ندارم که بذارم روبروم... اونقدر نگاش کنم تا بشکنه بغض گلوم...
  12. elena_75

    دل نوشته های من...

  13. elena_75

    دل نوشته های من...

  14. elena_75

    دل نوشته های من...

    دیری‌است از خود، از خدا، از خلق دورم با این‌ همه در عین بی‌تابی صبورم پیچیده در شاخ درختان، چون گوزنی سرشاخه‌های پیچ‌درپیچ غرورم هر سوی سرگردان و حیران در هوایت نیلوفرانه پیچكی بی‌تاب نورم بادا بیفتد سایه‌ی برگی به پایت باری، به روزی روزگاری از عبورم از روی یكرنگی شب و روزم یكی شد همرنگ...
  15. elena_75

    به به بالاخره تشریف آوردین؟؟؟!!!:D

    به به بالاخره تشریف آوردین؟؟؟!!!:D
  16. elena_75

    دل نوشته های من...

    دل اگر بستی ، محکم نبند ! مراقب باش گره کور نزنی … او میرود و تو میمانی و یک گره کور …
  17. elena_75

    دل نوشته های من...

    تنهایـــــــــــــــــ ــــے یعنے... یـــــــــــــــــ ــــادت باشه وقتـــــــــــــــــ ــــے داری میرے بیرون دستـــــــــــــــــ ــــکشت رو هم ببرے، چـــــــــــــــــ ــــون کسے نیست که دستـــــــــــــــــ ــــت رو تو دستاش بگیره و هـــــــــــــــــ ــــا کنه...!‬
  18. elena_75

    دل نوشته های من...

    من می بافم و تو می بافی ، من برای تو کلاه تا سرت را گرم کند ، تو برای من دروغ تا دلم را گرم کنی...
  19. elena_75

    دل نوشته های من...

    امشب شب آخره که مزاحم دلت شدم ، خورشید فردا مال تو ببخش که عاشقت شدم ، بدرقه لازم ندارم خودم میرم عزیزترین ، نزار بمونه زیر پا ، قلبم رو بردار از زمین "دوستت دارم" برای تو فقط یه حرف ساده بود غافل از اینکه قلب من منتظر اشاره بود
  20. elena_75

    دل نوشته های من...

    من سکوت کرده ام ...چون نه اینکه حرفی برای گفتن ندارم ...چون حرفهایم بی شمارند ....چون درد بسیار دارم ...چون دردهایم خاموشند ....
بالا