سلام آقای عدنان ...مهندس کوچولو ...
تو خوبی؟؟...کجایی؟؟....دلمون برات تنگ شده ....
واسه من تموم شده ....تو تازه هفته بعد شروع میشه ؟؟....:surprised:....خوب بخونیااااااا....
هادی رفت....:(
خدایا
گفتم نرو رفت اومد خواست بمونه گفتم برو بازم رفت ...
شکرت که من نامردو بی معرفت نیستم ...شکرت که انقد بهم صبر دادی تا تحمل کنم اشتباهاتمو .....شکرت که هستی نمیذاری تنها باشم ....شکرت که هنوز اشک چشام خشک نشده ....شکرت خدا ...
آیا قبلا هم همینگونه بودید؟؟....:cool:
.
.
.
مرسی بانوی باران عزیز ...خیلی قشنگ بود ...ولی همین دنیای مجازیم دقت کنی زیادم قشنگ نیست ...اینجا قشنگ به نظر میاد چون همه با نقاباشون میان ....