دلم رمان عاشقانه میخواهد
که تو...
آن پسرک بالابلند سینه سپرش باشی
و من...
دخترکی سر به هوا
که با تمام سر به هوا بودنش
به راه میاورد
تو را و دلت را...
مرسی که هستی
و هستی را رنگ میآمیزی ...
هیچ چیز از تو نمیخواهم
فقط باش
فقط بخند
فقط راه برو
نه ...
راه نرو ،
میترسم پلک بزنم
دیگر نباشی
عشق اگر عشق باشد ؛
زمان حرف احمقانه ایست ...