نتایح جستجو

  1. آرماندیس

    دریا

    شک نکن . سه س.ته واسش عادی میشی . تجربه ثابت کرده .
  2. آرماندیس

    [ مهندسی مدیریت اجرایی ] گفتگو و معرفی اعضا مهندسی مدیریت اجرایی

    آره دیگه اگه اینجوریه خوب شده باز رفتی . از حالا به بعد دیگه باید بچسبیم به درسامون میان ترمام که کم کم شروع میشه . این همه درسم رو هم تلنبار شده :cry: .
  3. آرماندیس

    سیلام دوس جون خودم . [IMG]من خوبم . تو خوبی ؟ چیکارا میکنی ؟

    سیلام دوس جون خودم . [IMG]من خوبم . تو خوبی ؟ چیکارا میکنی ؟
  4. آرماندیس

    برای تو می نویسم

    به سرم می زند بزنم زیر همه چیز همه چیز اما سر که کاره ای نیست این دل است که فرمانروایی می کند…
  5. آرماندیس

    دلم برای خودم تنگ میشود...

    در دستانم خطی نیست نه خطی که طول عمرم را نشان دهد نه خطی که آینده ام را بگوید و نه خطی که مرا به کسی برساند من تمام خطوط دنیا را در چشمانم پنهان کرده ام تا از نگاه متعجب کف بین ها دلم خنک شود .
  6. آرماندیس

    دلم برای خودم تنگ میشود...

    من کفر نمی گویم من فقط می ترسم تو باشی نمی ترسی وقتی اجابت هیچ دعایی را به چشم نبینی؟!
  7. آرماندیس

    برای تو می نویسم

    . . . کابوس می بینم کابوس! چرا بیدارم نمی کنی؟ آه دوباره یادم رفته من و تو هم خانه نیستیم...................................... ........
  8. آرماندیس

    ثانیه های خاکستری...

    كودك كه هستي باهرچه كه هست شادي بزرگ كه مي شوي با هرچه كه نيست غمگين!
  9. آرماندیس

    برای تو می نویسم

    تو در بودنت هم نبودی قطعا بعد از این در نبودنت هم نخواهی بود
  10. آرماندیس

    دلم برای خودم تنگ میشود...

    دلم می‌‌سوزد‏ داریم تمام می‌شویم. در چند سالگی...‏ لعنتی‌ام می‌کنی و من اصلاً دلم نمی‌خواهد.‏ اصلاً دلم نمی‌خواهد توی اتوبیوگرافی‌ام بنویسم «من در ‏بیست‌سالگی، چهل‌و‌پنج‌ساله شدم.»
  11. آرماندیس

    دلم برای خودم تنگ میشود...

    هنوز گاهی میان آدمها گم می‌شوم کوچه‌ها را بلد شدم خیابان‌ها را بلد شدم ماشین‌ها را، مغاز‌ه‌ها را رنگ‌های چراغ قرمز را جدول ضرب را حتی دیگر در راه هیچ مدرسه‌ای گم نمی‌شوم ولی هنوز گاهی میان آدمها گم می‌شوم آدمها را بلد نیستم!
  12. آرماندیس

    دلم برای خودم تنگ میشود...

    ماندن صبر کردن برای کسی که دیگر نمی دانی هست ... نیست ... کار بزرگی است تو آدم بزرگی هستی ...
  13. آرماندیس

    برای تو می نویسم

    یک روز ِ بارانی می آید دلت برای من تنگ می شود می آیی وبلاگم را می خوانی شعرهای بند تنبانی ام، بعد با خود می گویی حیوانکی چه شاعر بدبختی بود فکر می کنی اسمش چه بود شیرین که بود خسرو فرهاد، بعد می گویی الان دارد چه می کند حالش چطور است یک روزی می اید تو دلت تنگ می شود برایم به دنبال...
  14. آرماندیس

    ثانیه های خاکستری...

    سقوط ! گاهي احساس مي كني تنها تو، تنها تو در متن تاريخ اضافه هستي آن گاه دلت مي خواهد از بلند ترين ساختمان شهرتان بالا بروي و با چتري كه نداري سقوط كني و ايمان داري نقشي كه از جسد له شده ات بر روي خاك حك مي شود تو را تا ابديت در ذهن ِ زمين ماندگار مي كند...
  15. آرماندیس

    غم یعنی …

    موافقم:w16:
  16. آرماندیس

    ثانیه های خاکستری...

    چقدر سخت است لحظه هاي تكرار لحظه هايي كه درگير اجبارند بي انكه مي خواهي مي ايند با انكه مي خواهي نمي روند وچقدر تنهاست دلي كه اسير تكرار شود!
  17. آرماندیس

    برای تو می نویسم

    چقدر می ترسم وقتی که باز می گردم خبری بد را با خود داشته باشی چقدر می ترسم وقتی در آغوشت می گيرم بوی غريبی با خود داشته باشی چقدر می ترسم وقتی که باز می گردم دستور زبان چشمانت را با هجايی ديگر بخوانم چقدر می ترسم نياز و گرمی دستانت مانند وقتی که تو را ترک کردم نباشد و بيش از هر چيز همه کسم،...
  18. آرماندیس

    غم یعنی …

    من مادر خونده نمیخوام :w00: بابای من واسه کاراش از هیچکی اجازه نمی گیره :w00:
  19. آرماندیس

    غم یعنی …

    حالا کجاشو دیدی سپیدی جون . فک کردی من چرا داد می زدم . هنو یه عالمه خواهر برادر داری :cry:
  20. آرماندیس

    غم یعنی …

    دقیقاً منم میخواستم همینو بگم . مث که تو خونواده ی بابایی این چیزا ارثیه :razz:
بالا