آمد بهار جان ها ، ای شاخ تر ! به رقص آ
چون یوسف اندر آمد ، مصر و شکر به رقص آ
ای شاه عشق پرور ! مانند شیر مادر
ای شیر جوش در رو ، جان ِ پدر به رقص آ
چوگان ِ زلف دیدی ، چون گوی در رسیدی
از پا و سر بریدی ، بی پا و سر به رقص آ
تیغی به دست خونی ، آمد مرا که : چونی ؟
گفتم : بیا ! که خیر است ؛...