نتایح جستجو

  1. ho_b

    آن برتر به کنار تپه شب رسید. با طنین روشن پایش آیینه فضا شکست. دستم را در تاریکی اندوه بالا بردم...

    آن برتر به کنار تپه شب رسید. با طنین روشن پایش آیینه فضا شکست. دستم را در تاریکی اندوه بالا بردم و کهکشان تهی تنهایی را نشان دادم، شهاب نگاهش مرده بود. غبار کاروان ها را نشان دادم و تابش بیراهه ها و بیکران ریگستان سکوت را، و او پیکره خاموشی بود. لالایی اندوهی بر ما وزید. تراوش سیاه نگاهش با...
  2. ho_b

    آن برتر به کنار تپه شب رسید. با طنین روشن پایش آیینه فضا شکست. دستم را در تاریکی اندوه بالا بردم...

    آن برتر به کنار تپه شب رسید. با طنین روشن پایش آیینه فضا شکست. دستم را در تاریکی اندوه بالا بردم و کهکشان تهی تنهایی را نشان دادم، شهاب نگاهش مرده بود. غبار کاروان ها را نشان دادم و تابش بیراهه ها و بیکران ریگستان سکوت را، و او پیکره خاموشی بود. لالایی اندوهی بر ما وزید. تراوش سیاه نگاهش با...
  3. ho_b

    آن برتر به کنار تپه شب رسید. با طنین روشن پایش آیینه فضا شکست. دستم را در تاریکی اندوه بالا بردم...

    آن برتر به کنار تپه شب رسید. با طنین روشن پایش آیینه فضا شکست. دستم را در تاریکی اندوه بالا بردم و کهکشان تهی تنهایی را نشان دادم، شهاب نگاهش مرده بود. غبار کاروان ها را نشان دادم و تابش بیراهه ها و بیکران ریگستان سکوت را، و او پیکره خاموشی بود. لالایی اندوهی بر ما وزید. تراوش سیاه نگاهش با...
  4. ho_b

    آن برتر به کنار تپه شب رسید. با طنین روشن پایش آیینه فضا شکست. دستم را در تاریکی اندوه بالا بردم...

    آن برتر به کنار تپه شب رسید. با طنین روشن پایش آیینه فضا شکست. دستم را در تاریکی اندوه بالا بردم و کهکشان تهی تنهایی را نشان دادم، شهاب نگاهش مرده بود. غبار کاروان ها را نشان دادم و تابش بیراهه ها و بیکران ریگستان سکوت را، و او پیکره خاموشی بود. لالایی اندوهی بر ما وزید. تراوش سیاه نگاهش با...
  5. ho_b

    آن برتر به کنار تپه شب رسید. با طنین روشن پایش آیینه فضا شکست. دستم را در تاریکی اندوه بالا بردم...

    آن برتر به کنار تپه شب رسید. با طنین روشن پایش آیینه فضا شکست. دستم را در تاریکی اندوه بالا بردم و کهکشان تهی تنهایی را نشان دادم، شهاب نگاهش مرده بود. غبار کاروان ها را نشان دادم و تابش بیراهه ها و بیکران ریگستان سکوت را، و او پیکره خاموشی بود. لالایی اندوهی بر ما وزید. تراوش سیاه نگاهش با...
  6. ho_b

    آن برتر به کنار تپه شب رسید. با طنین روشن پایش آیینه فضا شکست. دستم را در تاریکی اندوه بالا بردم...

    آن برتر به کنار تپه شب رسید. با طنین روشن پایش آیینه فضا شکست. دستم را در تاریکی اندوه بالا بردم و کهکشان تهی تنهایی را نشان دادم، شهاب نگاهش مرده بود. غبار کاروان ها را نشان دادم و تابش بیراهه ها و بیکران ریگستان سکوت را، و او پیکره خاموشی بود. لالایی اندوهی بر ما وزید. تراوش سیاه نگاهش با...
  7. ho_b

    آن برتر به کنار تپه شب رسید. با طنین روشن پایش آیینه فضا شکست. دستم را در تاریکی اندوه بالا بردم...

    آن برتر به کنار تپه شب رسید. با طنین روشن پایش آیینه فضا شکست. دستم را در تاریکی اندوه بالا بردم و کهکشان تهی تنهایی را نشان دادم، شهاب نگاهش مرده بود. غبار کاروان ها را نشان دادم و تابش بیراهه ها و بیکران ریگستان سکوت را، و او پیکره خاموشی بود. لالایی اندوهی بر ما وزید. تراوش سیاه نگاهش با...
  8. ho_b

    آن برتر به کنار تپه شب رسید. با طنین روشن پایش آیینه فضا شکست. دستم را در تاریکی اندوه بالا بردم...

    آن برتر به کنار تپه شب رسید. با طنین روشن پایش آیینه فضا شکست. دستم را در تاریکی اندوه بالا بردم و کهکشان تهی تنهایی را نشان دادم، شهاب نگاهش مرده بود. غبار کاروان ها را نشان دادم و تابش بیراهه ها و بیکران ریگستان سکوت را، و او پیکره خاموشی بود. لالایی اندوهی بر ما وزید. تراوش سیاه نگاهش با...
  9. ho_b

    آن برتر به کنار تپه شب رسید. با طنین روشن پایش آیینه فضا شکست. دستم را در تاریکی اندوه بالا بردم...

    آن برتر به کنار تپه شب رسید. با طنین روشن پایش آیینه فضا شکست. دستم را در تاریکی اندوه بالا بردم و کهکشان تهی تنهایی را نشان دادم، شهاب نگاهش مرده بود. غبار کاروان ها را نشان دادم و تابش بیراهه ها و بیکران ریگستان سکوت را، و او پیکره خاموشی بود. لالایی اندوهی بر ما وزید. تراوش سیاه نگاهش با...
  10. ho_b

    آن برتر به کنار تپه شب رسید. با طنین روشن پایش آیینه فضا شکست. دستم را در تاریکی اندوه بالا بردم...

    آن برتر به کنار تپه شب رسید. با طنین روشن پایش آیینه فضا شکست. دستم را در تاریکی اندوه بالا بردم و کهکشان تهی تنهایی را نشان دادم، شهاب نگاهش مرده بود. غبار کاروان ها را نشان دادم و تابش بیراهه ها و بیکران ریگستان سکوت را، و او پیکره خاموشی بود. لالایی اندوهی بر ما وزید. تراوش سیاه نگاهش با...
  11. ho_b

    7 راه برای تقویت مغز

    ممنون دوست عزیز
  12. ho_b

    [IMG][IMG]داره بارون میاد

    [IMG][IMG]داره بارون میاد
  13. ho_b

    [IMG]

    [IMG]
  14. ho_b

    سلام استارتر. پس چی شد کارتون؟[IMG]

    سلام استارتر. پس چی شد کارتون؟[IMG]
  15. ho_b

    kojayiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii?

    kojayiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii?
  16. ho_b

    کلیک کن

    کلیک کن
  17. ho_b

    سلام. کجایی؟ فردا رو داری یا نه؟

    سلام. کجایی؟ فردا رو داری یا نه؟
  18. ho_b

    [IMG]

    [IMG]
  19. ho_b

    شکار لحظه ها در باشگاه مهندسان

    آخر معرفت. آخر معرفت. به نظر من کارش واقعا قابل تحسینه .
بالا