نتایح جستجو

  1. corpse bride

    فروغ فرخزاد

    سهم من اینست سهم من اینست سهم من، آسمانیست که آویختن پرده ای آنرا از من میگیرد سهم من پایین رفتن از یک پله متروکست و به چیزی در پوسیدگی و غربت و اصل گشتن سهم من گردش حزن آلودی در باغ خاطره هاست و در اندوه صدائی جان دادن که به من میگوید: ((دستهایت را دوست میدارم))
  2. corpse bride

    گاهی یک سنجاقک، به تو دل می بندد و تو هر روز سحر، می نشینی لب حوض تا بیایید از راه، از خم...

    گاهی یک سنجاقک، به تو دل می بندد و تو هر روز سحر، می نشینی لب حوض تا بیایید از راه، از خم پیچک نیلوفرها روی موهای سرت بنشیند، یا که از قطره آب کف دستت بخورد ... گاه یک سنجاقک همه ی معنی یک زندگی است .... .... لحظه هایت سرشار از این معنی [IMG]
  3. corpse bride

    گاهی یک سنجاقک، به تو دل می بندد و تو هر روز سحر، می نشینی لب حوض تا بیایید از راه، از خم...

    گاهی یک سنجاقک، به تو دل می بندد و تو هر روز سحر، می نشینی لب حوض تا بیایید از راه، از خم پیچک نیلوفرها روی موهای سرت بنشیند، یا که از قطره آب کف دستت بخورد ... گاه یک سنجاقک همه ی معنی یک زندگی است .... .... لحظه هایت سرشار از این معنی [IMG]
  4. corpse bride

    گاهی یک سنجاقک، به تو دل می بندد و تو هر روز سحر، می نشینی لب حوض تا بیایید از راه، از خم...

    گاهی یک سنجاقک، به تو دل می بندد و تو هر روز سحر، می نشینی لب حوض تا بیایید از راه، از خم پیچک نیلوفرها روی موهای سرت بنشیند، یا که از قطره آب کف دستت بخورد ... گاه یک سنجاقک همه ی معنی یک زندگی است .... .... لحظه هایت سرشار از این معنی [IMG]
  5. corpse bride

    برای کسی که هیچ وقت نمی آید اسفند که هیچ.... فروردین و اردیبهشت و خرداد را هم دود کردم...

    برای کسی که هیچ وقت نمی آید اسفند که هیچ.... فروردین و اردیبهشت و خرداد را هم دود کردم..... نیامدی بگذار نگذارند..... مهم این است که جای ترانه هایت لا به لای بهانه هایم خالی ست..... یک تابستان تمام از خودم پرسیدم به خاطر ماندنت بنویسم یا خدایی نکرده محض خاطر رفتنت.... خیسی بارانهای نیامده به...
  6. corpse bride

    برای کسی که هیچ وقت نمی آید اسفند که هیچ.... فروردین و اردیبهشت و خرداد را هم دود کردم...

    برای کسی که هیچ وقت نمی آید اسفند که هیچ.... فروردین و اردیبهشت و خرداد را هم دود کردم..... نیامدی بگذار نگذارند..... مهم این است که جای ترانه هایت لا به لای بهانه هایم خالی ست..... یک تابستان تمام از خودم پرسیدم به خاطر ماندنت بنویسم یا خدایی نکرده محض خاطر رفتنت.... خیسی بارانهای نیامده به...
  7. corpse bride

    http://mb2004.persianblog.ir/

    http://mb2004.persianblog.ir/
  8. corpse bride

    [IMG]

    [IMG]
  9. corpse bride

    چی تو چشاته که تو رو انقد عزیز میکنه ؟ این فاصله داره منو بی تو مریضمیکنه! اینکه نگات نمیکنم...

    چی تو چشاته که تو رو انقد عزیز میکنه ؟ این فاصله داره منو بی تو مریضمیکنه! اینکه نگات نمیکنم یعنی گرفتارِتوام! رفتن همه .. ولی نترس! منکهطرفدار ِ تـوام هر چی سرم شلوغ شد رو قلبِ مناثر نذاشت بدونِ تو دنیای من انگارتماشاگر نداشت منو نمیشه حدس زد با این غرورِلعنتیم هیچوقت نخواستم ببینیم تو لحظهی...
  10. corpse bride

    چه خوبه پیرهن منو بپوشی بهم تکیه کنی تا خسته میشی تا بارون بند میاد بمونی پیشم تو اینجوری به...

    چه خوبه پیرهن منو بپوشی بهم تکیه کنی تا خسته میشی تا بارون بند میاد بمونی پیشم تو اینجوری به من وابسته میشی
  11. corpse bride

    اگر من نقاش اولام دونیانی زندان چکرم،اولومی- آیرلیقی-حسرتی پشمان چکرم، اگر من صیاد اولام ، سن...

    اگر من نقاش اولام دونیانی زندان چکرم،اولومی- آیرلیقی-حسرتی پشمان چکرم، اگر من صیاد اولام ، سن کیمین جیران اودونا ، اوره گی پاره ادیب عشقیوه هیجران چکرم. اگر من نقاش باشم دنیا را زندان خواهم کشید،مرگ - جدایی و حسرت را پشیمان خواهم کشید اگر من صیاد باشم به خاطر آتش عشق زیبایی همچون تو قلبم رو پاره...
  12. corpse bride

    اگر من نقاش اولام دونیانی زندان چکرم،اولومی- آیرلیقی-حسرتی پشمان چکرم، اگر من صیاد اولام ، سن...

    اگر من نقاش اولام دونیانی زندان چکرم،اولومی- آیرلیقی-حسرتی پشمان چکرم، اگر من صیاد اولام ، سن کیمین جیران اودونا ، اوره گی پاره ادیب عشقیوه هیجران چکرم. اگر من نقاش باشم دنیا را زندان خواهم کشید،مرگ - جدایی و حسرت را پشیمان خواهم کشید اگر من صیاد باشم به خاطر آتش عشق زیبایی همچون تو قلبم رو پاره...
  13. corpse bride

    بوي بنفشه هاي بهاران در زير برف و خاك تب آلود ... در حسرت باران و چشمان جوي پر از آب بر خشكسال...

    بوي بنفشه هاي بهاران در زير برف و خاك تب آلود ... در حسرت باران و چشمان جوي پر از آب بر خشكسال سينه ی من ... اين اشك گرم چون نم باران ها و من در كنار آينه مي گريم و از پشت اشك عكس تو ... ميلرزد در قاب كهنه اي كه به ديوار است ... گويي صداي پاي تو نزديك است، پيموده سنگفرش خيابان را ... آورده از...
  14. corpse bride

    [IMG]

    [IMG]
  15. corpse bride

    ای سرزمين تاریک من، خورشيد سرد مغرب بر من می تابد تا آفتاب تست در آفاق باورم و اي خاك يادگار و...

    ای سرزمين تاریک من، خورشيد سرد مغرب بر من می تابد تا آفتاب تست در آفاق باورم و اي خاك يادگار و اي لوح جاودانه ي روزها، من نقش خويش را همه جا در تو ديده ام و تا چشم برتو دارم در خود ننگرم. فانوس ياد توست كه در خواب هاي من زير رواقی ناشناس همواره روشن است و برق خيال توست كه گاه گريستن اش در بامداد...
  16. corpse bride

    در سرزمين من بعد از طلوع خون، خبر از آفتاب نيست. مهتاب سرخي از افق مشرق بر چهره اي سوخته مي تابد...

    در سرزمين من بعد از طلوع خون، خبر از آفتاب نيست. مهتاب سرخي از افق مشرق بر چهره اي سوخته مي تابد و از آفتاب گمشده تقليد مي كند. اكنون درين ديار مسيحايي بر آستان غربت خود ايستاده ام و شب بر فراز برج كليساهایی که تك تك ستارگان را مصلوب كرده است، فروغي از افق مغرب بر آسمان يخ زده مي تابد و از دور...
  17. corpse bride

    این بار حتے خنده همبراے دل گرفته ام کافے نیست... نه از تنهایے ترسیدم، نه از تاریکے ... اما مے...

    این بار حتے خنده همبراے دل گرفته ام کافے نیست... نه از تنهایے ترسیدم، نه از تاریکے ... اما مے ترسم از بے قرارے هاے گاه به گاهم
  18. corpse bride

    [IMG]

    [IMG]
  19. corpse bride

    در سوگ شاخه های تکه تکه زیتون وقتی که از دل جوان ترین جوانه های عاشق باغ ماه بر مسلخ همیشگی...

    در سوگ شاخه های تکه تکه زیتون وقتی که از دل جوان ترین جوانه های عاشق باغ ماه بر مسلخ همیشگی انسان در لحظه ی شکفتن فریاد، باران سرخی می بارد در من پرندگان مهاجر، ترانه های سفر را در باغ های سوخته می خوانند [IMG]
  20. corpse bride

    از شوق به هوا ... به ساعت نگاه میکنم حدود سه نصف شب است، چشم میبندم که مبادا چشمانت را از...

    از شوق به هوا ... به ساعت نگاه میکنم حدود سه نصف شب است، چشم میبندم که مبادا چشمانت را از یاد برده باشم و طبق عادت کنار پنجره میروم
بالا